ارتباط با ما
تبلیغات


شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳ | ۱۴:۲۲ ب.ظ
در بررسی نظرات فقهی فقها
بررسی شرط حضور امام معصوم برای تحقق جرم «بغی»
رامین کرمی
در مورد این که آیا سرپیچی و عدم اطاعت از فرمان حاکم جامعه اسلامی برای تحقق جرم بغی منوط به حضور امام معصوم در راس حکومت است یا نه، میان فقهای امامیه اختلاف نظر وجود دارد. برخی از فقها حضور امام معصوم را لازم و برخی دیگر حضور نایب خاص یا عام وی را کافی میدانند. ذیلا به برخی از این نظریات اشاره میگردد.

کافه حقوق، رامین کرمی، دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی – شهید اول در کتاب لمعه و شهید ثانی در شرح لمعه می فرمایند: (من خرج علی المعصوم من الائمه فهو باغ): هم چنان که ملاحظه میشود شهیدین صراحتا حضور امام معصوم را لازم میدانند. [۱]

ابن ادریس حلی نیز در کتاب سرائر بدون تعریف بغی به تعریف باغی می پردازد و می فرماید: (کل من خرج علی امام عادل و نکث بیعته و خالفه فی احکامه و هو باغ علیه)[۲] وی از صفت عادل به جای معصوم استفاده کرده است.

شیخ طوسی در النهایه می فرماید: (کل من خرج علی امام عادل و نکث بیعته و خالفه فی احکامه فهو باغ و جاز للامام قتاله و مجاهدته)[۳] شیخ طوسی نیز از واژه عادل به جای معصوم استفاده کرده است.

مرحوم صاحب جواهر نیز در شرح کلام صاحب شرایع می فرماید: (و کیف کان فلا خلاف بین المسلمین فضلا عن المومنین فی< انه یجب قتال من خرج علی امام عادل علیه السلام> بالسیف و نحوه <اذا ندب الیه الامام علیه السلام عموما او خصوصا او من نصبه الامام>لذلک)

همچنانکه ملاحظه میگردد مرحوم صاحب جواهر و مرحوم صاحب شرایع به صفت عادل عبارت علیه السلام را نیز اضافه کرده اند. یعنی در نظر ایشان امام عادل همان امام معصوم است.[۴]

از فقهای معاصر مرحوم آیت الله مرعشی شوشتری در کتاب دیدگاه های نو در حقوق کیفری اسلام با ذکر حدیث (من حمل السلاح علینا فلیس منا) از پیامبر اکرم (ص) معتقد است که منظور از (علینا) در این حدیث حاکم عادل می باشد، خواه آن حاکم شخص رسول خدا باشد یا یکی از ائمه معصومین و یا نائبین ایشان چه نائب عام باشند و یا خاص و در صورت نبودن آنها عدول مومنین. [۵]

ایشان همچنین میفرمایند: ظاهر کلمات بعضی از فقها این است که جرم بغی اختصاص بر خروج بر امام معصوم دارد و شامل خروج بر امام عادلی که معصوم نیست، نمی شود. اما با توجه به اطلاق ادله ی بغی نمی توان آن را مختص به خروج بر امام معصوم دانست بلکه شامل خروج بر نائب امام در زمان غیبت نیز می شود. [۶]

ایشان دلیل تاکید برخی فقهای متقدم بر شرط بودن حضور امام معصوم را اینگونه توضیح می دهند: (شاید بعضی از فقها که فکر می کردند جرم بغی اختصاص به خروج بر امام معصوم دارد، منشا آن این بوده که چون در زمان حضور امام حکومت و ولایت فقط اختصاص به او داشته است، روایت وارده را حمل بر خروج بر امام معصوم نموده اند اما با توجه به این که مورد نمی تواند مخصص باشد، باید به اطلاق روایات عمل نمود.

مضافا به این که اگر بپذیریم اطلاقات، انصراف به امام معصوم دارند، می توان از باب عموم ملاک احکام بغی را نسبت به کسانی که بر نائب امام (عج) خروج می نمایند نیز جاری دانست، زیرا اگر با بغات در عصر غیبت، فقیه یا نائب امام نتوانسته باشد، برخورد داشته باشد، اساس نظام عدل اسلامی را متزلزل می سازند و هرج و مرج در جامعه اسلامی پدید می آورند و قطعا شارع مقدس اسلا م به این گونه امور راضی نخواهد بود.) [۷]

یکی دیگر از فقهای معاصر نیز معتقدند که: (ظاهر این است که بغی و احکام آن شرعا اختصاص به تجاوز امت بر امام عادل ندارد، گرچه این مورد از آشکار ترین مصادیق بغی است، دلیل آن عموم آیه ی مربوط به بغی است و نیز بعضی از روایاتی است که وارد شده است. [۸]

ایشان با استفاده از اطلاق آیه مربوط به بغی [۹] معتقندند که (حکم جنگ و قتال به صفت بغی تعلق گرفته است وتعلیق یک حکم بر صفتی اشعار بر این دارد که وجود آن صفت علت تشریع حکم است بلکه علاوه بر اشعار دلالت بر علیت وصف برای حکم می کند.)

پس ملاک در وجوب قتال یا جواز آن تحقق صفت بغی و تجاوز است حال فرقی نمی کند، این بغی از جانب طایفه ای بر طایفه ی دیگر یا دولتی بر دولت دیگر یاطایفه ای بر امام عادل یا از جانب حاکم ظالم بر امت و ملت خود باشد. [۱۰]

به عنوان جمع بندی باید گفت از لحاظ سیر تاریخی، فقه شیعه در این مورد تطور سه گانه ای را پشت سر گذاشته است که مشخصا دلیل برخی از این تطورات مشخص نیست به عنوان مثال فقهای متقدم و نزدیک به عصر معصومین همچون شیخ الطایفه ابی جعفر طوسی که متوفای ۴۶۰ هجری قمری است ویا ابن ادریس حلی که متوفای ۵۹۸ هجری قمری است در تعریف بغی از حضور امام عادل صحبت کرده اند ولی شهیدین که پس از ایشان بوده اند صراحتا از حضور امام معصوم بحث کرده اند و از طرف دیگر فقیه بزرگ متاخر مرحوم صاحب جواهر با افزودن کلمه علیه السلام به امام عادل این ظن را تقویت کرده است که مراد از امام عادل فقط امام معصوم است نه نایبان عام و خاص ایشان و در آخرین سیر تطور برخی از فقهای شاخص معاصر همچون آیت الله مرعشی و آیت الله منتظری علاوه بر امام معصوم و نائبان عام و خاص ایشان خروج بر حاکمی که از عدول مومنین است و حتی ظلم طایفه ای بر طایفه ای دیگر را از مصادیق بغی می دانند. بی تردید تفوق نظریه ی ولایت فقیه پس از امام خمینی (ره) بر فقه سیاسی شیعه تاثیر بسیاری بر نظرات مربوط به بغی از لحاظ حضور امام معصوم داشته است زیرا بر طبق این نظریه فقها به عنوان نواب عام امام معصوم (عج) از اختیارات امام معصوم در مقام ولایت بر جامعه اسلامی بر خوردارند و از جمله ی این اختیارات حق یا وظیفه ی برخورد با بغات است.

هرچند دو فقیه نامبرده معاصر برای اثبات نظر خود از استدلالات اصولی همچون اطلاق آیه ی مربوط به بغی و نیز مخصص نبودن مورد و … و نیز برخی مسلمات فقهی همچون لزوم و وجوب حفظ کیان اسلامی استفاده کرده اند [۱۱] ولی نمی توان تاثیر نظریه ی ولایت فقیه را در این تطور فقه شیعی نادیده گرفت.

————————————————————————————————-

[۱]شیروانی، ترجمه و تبیین شرح لمعه ،ج۵،ص ۶۷

[۲]ابن ادریس، موسوعه ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج ۱۰، ص ۲۶٫

[۳] شیخ طوسی،النهایه،ص۲۹۶

[۴] صاحب جواهر،جواهر الکلام،ج ۲۱ ،ص ۳۲۴

[۵]آیت الله مرعشی،دیدگاههای نو در حقوق کیفری اسلام،ص ۶۴

[۶] همان،ص۶۶

[۷] همان ، ص۶۶

[۸] آیت الله منتظری ،مبانی فقهی حکومت اسلامی ، ج ۶،ص ۴۷۸

[۹] سوره مبارکه حجرات آیه ی ۹

[۱۰] آیت الله منتظری ،مبانی فقهی حکومت اسلامی ، ج ۶،۴۷۸و۴۷۹

[۱۱] آیت الله منتظری ،مبانی فقهی حکومت اسلامی ، ج ۶،ص ۴۷۸ و آیت الله مرعشی،دیدگاههای نو در حقوق کیفری اسلام،ص ۶۴


  1. محسن تاجیک   ۱۳۹۳/۱۰/۳۰  

    تحقیق خوبی بود ولی ناقص به اتمام رسید. ضمن اینکه بهتر بود نویسنده محترم مواد قانونی قانون مجازات را هم در این خصوص مورد امعان نظر قرار میدادند
    به هر حال از زحمت کشیده شده کمال تشکر را دارد

آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید