ارتباط با ما
تبلیغات


سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ | ۱۳:۳۸ ب.ظ
راهی جز رفع دوگانه های انقلاب اسلامی و تمدن غرب نداریم
متد روسو؛ راه‏‎حلی برای دوگانه‎های جامعه ایرانی
محمد میثم نداف پور
نفس این دوگانگی ها در کشور خصوصا در منابع قانونی چیز ناپسندی نیست. همان طور که این پیچیدگی یک امر نامطلوب نیست. شیرینی حرکت در مسیر انقلاب به همین پیچیدگی و سیر در این دوگانگی هاست. راحت تر بگوییم که انقلاب اسلامی یعنی تعیین تکلیف برای دوگانه های دینداران و آزادگان در برابر ملزومات دنیای غرب.

کافه حقوق، محمد میثم نداف پور – مفهوم دولت در عصر و کشور ما تحت تاثیر ساختاری مکتب فکری مغرب زمین است. به قدری که بیش ار آن که بتوان در برابر آن مقاومت کرد، باید سریعا از گیجی نهادینه شدن آثار آن در نظام حقوقی و سیاسی ایران، هوشیار شد و کرد. مفهوم دولت در ایران تقریبا چیزی کمتر از دولت در کشورهای غربی ندارد و چه بسا حرکت شتابنده ای هم به سوی آن وجود دارد. از حیث شکل که حتما؛ اما حتی از حیث محتوا و متود نیز به شدت تحت تاثیر کارکردهای دولت در غرب است. این موضوع هم ناشی از عملکرد یک دولت یا خواسته های ملت در یک برهه زمانی نیست و شامل دوران این سی و اندی سال و شامل همه دولت ها بوده است. گویا این موضوع در کشور به طور ساختاری جا افتاده است و ریل آن از سال های پس از جنگ ایجاد شده و در سالهای بعدی مستحکم شده است.

همزمان با شکل گیری انقلاب بنیادین اسلامی در ایران که مدعی یک انقلاب کوپرنیکی در تغییر معادلات فکری جهان بود، نخبگان کشور از ابتدای انقلاب همواره  در معرض دوگانگی های متعددی در موضوعات اجتماعی بوده اند. این دوگانه ها همواره یک سر طیفش به شرق و غرب عالم یا به عبارتی به بالا و پایین عالم بازمیگردد. انقلابی که مدعی جهان مذهبی دیگری غیر از کلیسا را برای جهانیان داشت.

بررسی و اقدام در وضعیت امروز جامعه ایرانی در برخورد با این دوگانه ها، طبعا بر عهده نخبگان است. وضعیت پیچیده امروز جامعه ما به دلیل نامفهوم بودن مفهوم دولت، نالایتناهی بودن خواسته های مردم و نداشته های دولت در ازای خواسته های آنان وضعیت جامعه را دچار یک نارضایتی عمومی بکند. به گونه ای که پیشرفت های جهشی معیشتی و رفاهی مردم هم از نارضایتی آنان نکاسته است. به تعبیری میان رضایت و وضعیت یک جوان در ابتدای انقلاب در ازای ایستادن چند ساعته در صف نفت ناچیز کشور و یک جوان تحصیلکرده و تامین شده از لحاظ مالی و دارای معیشت فراوان به طور عجیبی نسبت عکس دارد. هر چند ممکن است چنین پدیده هایی را ناشی از تکثر جامعه بدانیم؛ اما واقعیت این است که جامعه ایرانی امروز در وضعیتی قرار گرفته است که میان دو آرمانشهر فریبنده و صرفا دنیایی غرب و مدینه فاضله امام عصر (عج) متحیر است.

زمانی میتوانیم به یک فهم از چنین وضعیتی برسیم که بتوانیم پدیده ها را موشکافی کنیم و با جزء جزء کردن آن ها به یک مفهوم ثالثی با ارزش های دینی و وضعیت روز در دوگانه ها برسیم یا حداقل این که بتوانیم در دوگانه های موجود، یکی را اختیار کنیم و رد کلی به مفهوم دیگری بزنیم. مثال موردی آن در انتخاب میان اصالت فرد و جامعه است که در طول تاریخ، نزاع طولانی میان اندیشمندان وجود داشته است. اما در زمین بازی دینی همواره به این مشکلات دوتایی، پاسخ اصالت اسلام دادیم و بر پیچیدگی این معما دامن زدیم. البته این پیچیدگی طبعا یک پدیده عادی و مورد انتظار است. چرا که یک فرد ایرانی محکوم به این است که علاوه بر ملاحظه اسلام به عنوان منبع اصلی اعتقادش، به شناخت واقعی از وضعیت روز و مقتضیات زمان متناسب با علوم مدرن غربی توجه کند و برای وضعیت بومی جامعه ایرانی، لایه سومی را تجربه کند.

نفس این دوگانگی ها در کشور خصوصا در منابع قانونی چیز ناپسندی نیست. همان طور که این پیچیدگی یک امر نامطلوب نیست. شیرینی حرکت در مسیر انقلاب به همین پیچیدگی و سیر در این دوگانگی هاست. راحت تر بگوییم که انقلاب اسلامی یعنی تعیین تکلیف برای دوگانه های دینداران و آزادگان در برابر ملزومات دنیای غرب.

جنس کاری که نخبگان ما باید انجام دهند، از یک جهت شبیه به کاری بود که روسو در کتاب قرارداد اجتماعی کرد. سنت لویاتان هابز و حکومت مدنی لاک دو مفهومی بود که گویی به یک دوگانه شبیه بود. هر چند که این دوگانه هم از جهتی در یک زمین بازی مشخص بود و از این حیث، تفاوت ماهوی با دوگانه های جمهوری اسلامی دارد؛ اما باید گفت که روسو توانست دوگانه دولت-جامعه را با مفهوم اراده عمومی کنار هم جمع کند.

توضیح بیشتر این که هابز پس از ژان بدن، طرح حاکمیت کرد و با تفریق سهمی از آزادی همه افراد؛ آن را به شخصیت دولت داد تا در امور عمومی مردم رسیدگی کند. نتیجه آن، لویاتانی شد که می‌گوید انسان در وضعیت طبیعی با خشونت، همسو و همراه است و دست از جنگ و ستیز برنمی‌دارد و به همین دلیل به سرور و رهبری که به او امر و نهی کند (به لِوْایِتان) نیاز دارد و برای پایان دادن به جنگ و خشونت، چاره کار این است که به «دولت قدرتمند» تن دهد و الزاماتش را بپذیرد.

در مقابل و در قرن بعد، جان لاک مفهوم جامعه مدنی را به مثابه یک کل واحد در نظر میگیرد و در مقابل دولت لویاتان، به آن اعتبار میبخشد. به گونه ای که جامعه مدنی را مستقل از دولت در جهت اهداف خود در چارچوب قانون نیازمند دخالت دولت نباشد و قدرت دولت نیز ناشی از تفویض قدرت جامعه به دولت باشد، تعریف میکند. یعنی قدرت ازآن مردم است نه عده ای خاص در راس حکومت و دولت.

این دوگانگی در موضوعیت دادن به دولت یا جامعه از سوی هابز و لاک، موجب شد، روسو با متود علم غربی بر خلاف متقدمین یونانی، تفریق و بعد خلق مفهوم جدیدی به نام اراده عمومی کند. به گونه ای که در آغاز کتاب قرارداد اجتماعی آمده است که روسو برای آوردن طرحی آمده تا سودجویی (سنت هابزی) و عدالت (جامعه مدنی لاکی) را به گونه کنار هم بیاورد که تضادی میان آن ها دیده نشود و به نظر میرسد، بسیار ماهرانه توانسته چنین کاری را اراده عمومیانجام دهد.

اسناد بالادستی جمهوری اسلامی نیز برای نخبگان کم مسائل دوگانه ایجاد نکرده است. دوگانه های توسعه و پیشرفت، مردم سالاری دینی، عدالت و پیشرفت و …. از جمله این دوگانه ها هستند. وظیفه طرح چنین دوگانه هایی مسوول تعیین کننده سیاست های کلی نظام (بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی) یعنی رهبری است. یعنی تعیین دوگانه های کشور برای طرح بنیادین انقلاب اسلامی. اما به نظر میرسد که ادامه این مسیر نه دغدغه حوزه است، نه دانشگاه و نه دولت. دولت به طور فزاینده ای به سمت غربی شدن بر اساس همان ریل ایجاد شده در سال های پس از جنگ است؛ خواه گفتمان دولت تدبیر و امید باشد و خواه عدالت و خواه آزادی های سیاسی و جامعه مدنی. نخبگان هم چشم به مسائل بیرون از کشور دارند و حوزه های علمیه در خلسه ضربا ضربوا.

به هر حال «قرارداد اجتماعی» روسو متود خوبی برای الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و رفع تعارضات دوگانه جمهوری اسلامی است. شاید در مورد کیفیت این تعارض باید ابتدا متود روسو را دقیق تر بررسی کرد و با نگاه اصیل و صحیح از اسلام این متود را پیش گرفت.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید