ارتباط با ما
تبلیغات


پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ | ۱۴:۵۳ ب.ظ
به بهانه ی بعثت پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله»:
نگاهی به جایگاه عدالت اقتصادی در حکومت نبوی/ ملاک اصلی بسترسازی رشد و تعالی همگانی با محترم شمردن مالکیت خصوصی
اگر فردی که دارای امکانات فراوان شخصی است با این منطق در جامعه ظاهر شود، درست مانند حضرت خدیجه(س) و بعضی ثروتمندان عصر نبی اکرم(ص)، به‌سرعت ثروتش تعدیل می‌شود. اموال خدیجه(س) و دیگرانی که به نبی گرامی اسلام گرویدند درراه وظایف شرعی، یعنی نشر معارف اسلام، امربه‌معروف و نهی از منکر، دفاع از کیان اسلام و کمک به مسلمین، به‌سرعت سیر نزولی می‌یابد.

گروه اقتصادی کافه حقوق: بحث تفاوت فاحش درآمدی در میان افراد جامعه یکی از مباحث اساسی درزمینهٔ عدالت است. این پرسش مطرح است که: آیا در اسلام، تفاوت فاحش طبقات درآمدی پذیرفته‌شده است؟ آیا جمع مال و ثروت ازنظر آموزه‌های اسلامی محدودیت دارد یا نامحدود است؟ آیا در جامعه اسلامی، درحالی‌که عدّه‌ای از کمترین امکانات محروم‌اند، فرد اجازه دارد ثروت‌های هنگفت جمع کند؟

برخی معتقدند: تنها در مصرف است که محدودیت، یعنی حدّ اسراف، وجود دارد؛ پس اگر جمع‌آوری ثروت از راه صحیح و شرعی صورت گیرد (و واجبات مالی، یعنی خمس و زکات، پرداخت شود) انباشت ثروت فراوان ایرادی ندارد، هرچند در همان حال افرادی از کمبود امکانات رنج ببرند. امّا برخی دیگر معتقدند: تحقّق پدیده شکاف فاحش طبقات درآمد و ثروت در جامعه اسلامی امکان‌پذیر نیست. تأکید می‌شود که شکاف فاحش بین طبقات و دهک‌های درآمدی منظور است، نه مطلق تفاوت. استدلال این است که «لیقوم الناس بالقسط» و «عدم تداول ثروت بین اغنیا» اصل اساسی در توزیع و رفع فقر است.

قرآن با احترام به مالکیت خصوصی، و به رسمیت شناختن آن، از تداول ثروت بین اغنیا ممانعت کرده است آیه شریفه «لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» اجازه نمی‌دهد که عدّه محدودی، حتی به‌واسطه قدرت و ابتکار خود، از ثروت نجومی برخوردار گردند و عدّه زیادی محروم بمانند. در بسیاری از متون اقتصاد اسلامی، یکی از ارکان تحقّق عدالت اقتصادی را توازن و عدم فاصله فاحش بین طبقات مختلف جامعه دانسته‌اند.

شهید صدر توازن اجتماعی را هم‌سنگی و تعادل افراد جامعه در سطح زندگی و نه در سطح درآمد می‌داند. معنای هم‌سنگی در سطح زندگی این است که افراد جامعه به‌اندازه‌ای مال و سرمایه در اختیار داشته باشند که بتوانند از امکانات معمول زندگی به‌طور یکسان برخوردار شوند. البته، تفاوت درجه زندگی ممکن است؛ ولی تضادّ کلّی، آن‌چنان‌که در جوامع سرمایه‌داری مشاهده می‌شود، وجود نخواهد داشت.

شهید صدر، برای اثبات معیار توازن در عدالت اقتصادی ازنظر اسلام، دو دلیل می‌آورد: ۱) او با تمسّک به تعلیل آیه شریفه «فیء»: «کی لایکونَ دُولَه بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکم»  (حشر: ۷)، هدف از تعیین فیء را دست به دست نشدن ثروت جامعه در میان ثروتمندان می‌داند. بر این اساس، دولت وظیفه دارد با استفاده از ابزارهای مناسب از بروز وضعیت نامتوازن توزیع ثروت در طبقات مختلف جامعه پیشگیری کند. دلیل دوم شهید صدر، برپایه روش کشف اصول (زیربنا) از راه بررسی احکام و قوانین (روبنا) است.

شهید صدر بر این باور است که از طبیعت احکام شرعی (مانند: ممنوعیت کنز و ربا، مقرّرات مربوط به ارث، اعطای حقّ قانون‌گذاری به دولت، و مخالفت با بهره‌برداری از ثروت‌های خام و طبیعی به شیوه نظام سرمایه‌داری)، می‌توان به‌خوبی این قاعده کلّی را استخراج کرد که در نظام اقتصادی اسلام، توازن اجتماعی ضرورت دارد.

بر اساس آموزه‌های اسلامی، اموالی که در اختیار انسان‌ها قرار دارد متعلّق به خداوند متعال است. اموالْ نعمت‌هایی هستند که خداوند به انسان‌ها ارزانی داشته است. از طرفی، پروردگار امکانات را برای همه قرار داده و روزی تمام بندگان را تضمین کرده است. این پرسش مطرح است که تا چه حدّ می‌توان در مواهب الهی تصرّف کرد؟ آیا درست است که ۱% از افراد جامعه ۹۹% امکانات کره زمین را تصاحب کنند و ۹۹% از افراد جامعه ۱% امکانات را در اختیار داشته باشند؟! به نظر می‌رسد، هر فطرت سالمی بدون نیاز به ادّله و برهان می‌تواند اوج بی‌عدالتی را در این نوع توزیع دریابد.

عدالت

عدالت

آیاتی از قرآن درباره تعدادی ثروتمند نازل‌شده است. آیه‌ها یا صراحت در ثروت آنان دارد و یا لحن و سیاق آن‌ها به‌گونه‌ای است که ثروتمند بودن آنان را می‌رساند .به نظر می‌رسد، در این آیات، ثروت با حکومت، اقتدار سیاسی، و شکر نعمت (انجام وظایف مالی) همراه است. به‌عبارت‌دیگر، ثروت شخصی نیست؛ امکانات انبوه برای اداره کشور است.

درعین‌حال، شیوه کاری آنان به‌گونه‌ای بوده که وقتی به ذوالقرنین پیشنهاد سدسازی برای جلوگیری از فساد یأجوج و مأجوج را می‌دهند، می‌گوید: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذاشته، بهتر است از آنچه شما پیشنهاد می‌کنید». و بدون گرفتن هزینه، آن پروژه عظیم را احداث می‌کند و منطقی که ارائه می‌کند این است که هذا رحمه من ربّی این از رحمت پروردگار من است.

همین منطق «هذا من فضل ربّی لیبلونی أ اشکر ام اکفربرای حضرت سلیمان ذکرشده است. اگر فردی که دارای امکانات فراوان شخصی است با این منطق در جامعه ظاهر شود، درست مانند حضرت خدیجه(س) و بعضی ثروتمندان عصر نبی اکرم(ص)، به‌سرعت ثروتش تعدیل می‌شود. اموال خدیجه(س) و دیگرانی که به نبی گرامی اسلام گرویدند درراه وظایف شرعی، یعنی نشر معارف اسلام، امربه‌معروف و نهی از منکر، دفاع از کیان اسلام و کمک به مسلمین، به‌سرعت سیر نزولی می‌یابد. تنها زمانی تفاوت فاحش درآمد و ثروت، خود را نشان داد که انحراف عظیم در دین پدید آمد .

images

درمجموع می‌توان گفت ابتنای عدالت اقتصادی در اسلام نه ملاک تساوی کمونیستی و نه مبنای فرد محور لیبرالیستی است بلکه ملاک اصلی بسترسازی رشد و تعالی همگانی خصوصاً جامعه اسلامی با  محترم شمردن مالکیت خصوصی است.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید