ارتباط با ما
تبلیغات


پنج شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵ | ۰۷:۰۰ ق.ظ
جامعه حقوقی و منطق اژدها کشی«1»
ضرورت تربیت نیروی علمی در دوجنبه ی توامان گفتمان انقلاب اسلامی و گرایش های تخصصی حقوق
همان‌طور که می‌بینید انواع تخصص‌ها در خود حقوق شکل گرفته است. امروزه این شبکه‌های تخصصی هستند که جامعه را اداره می‌کنند. حالا تربیت انقلابی نیروی متخصص یعنی چه؟ یعنی همین آدم متخصص باید در پارادایم انقلاب به سمت اهداف انقلابی حرکت کند؛ یعنی خودش اسلام ناب را پذیرفته و حرکت کند.

گروه اجتماعی کافه حقوق: تربیت در لغت به معنای پرورش و در اصطلاح، شکوفا کردن استعدادهای درونی است. برای گل پرورش به کار می‌برند به این معنا که دانه در درون خود یک سری استعدادهایی دارد که در اثر شکوفا شدن این استعدادها به گل تبدیل می‌شود ولی در مورد سنگ از پرورش استفاده نمی‌کنیم و صنعت را به کار می‌بریم. در مورد انسان هم پرورش را به کار می‌بریم. پیامبر اکرم می‌فرماید: «الناس کمعادن الذهب و الفضه»[۱] مردم مانند معدن‌های طلا و نقره‌اند. با معدن چه می‌کنند؟ استخراج می‌کنند. فضای تربیت هم این‌چنین است. استعداد درونی یک کسی را شکوفا می‌کنند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: خداوند پیامبران خود را فرستاد «لیثیروا لهم دفائن العقول»[۲] تا دفینه‌های عقل و گنج‌های مخفی را برانگیزد. اگر کسی این‌چنین کاری را انجام دهد می‌گوییم تربیت کرده است.

انسان موجودی است با دو صفت آگاهی و اختیار؛ یعنی هم می‌تواند بفهمد و هم می‌تواند انتخاب کند که در این میان اراده ساخته می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «و هدیناه النجدین»[۳] و در جای دیگر می‌فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»[۴] انسان همیشه در معرض انتخاب است. ولو که بداند این راه خوب است می‌تواند آن را انتخاب نکند. زمانی که انسان از سر اختیار خودش انتخاب کرد می‌تواند رشد کند؛ اگر مجبورش کنی رشد نمی‌کند. خیلی از مریض‌هایی که فشارخون دارند، می‌دانند نمک برایشان ضرر دارد ولی باز نمک می‌خورند. چرا؟ این آدم به لحاظ تربیتی رشد نیافته است.

مادرهای باعرضه همیشه بچه‌های بی‌عرضه تربیت می‌کنند!

اگر صحبت از تربیت آدمی است، باید بگذارند انسان اشتباه کند. مادرهای باعرضه همیشه بچه‌های بی‌عرضه تربیت می‌کنند؛ هیچ‌وقت این بچه زمین نخورده است، یک‌بار این دختر غذا نسوزانده است که بداند چگونه باید غذا درست کرد. معروف است بین خیاط‌ها می‌گویند ۱۰ لباس اول را خراب می‌کنی و از یازدهمی راه می‌افتی. در حکومت دینی دیدگاه تربیتی به‌شدت پررنگ است. کسی که در موضع تربیت می‌نشیند باید صبور باشد، خون‌دل خوردن هم بلد باشد؛ یعنی باید اجازه دهد که اشتباه کنند، تجربه کنند. رهبر جامعه به‌عنوان مربی جامعه کارش این است. حضرت امام در نامه معروف ۶/۱ خود به آقای منتظری که فکر کنم مربوط به سال ۶۸ است، می‌فرمایند من والله با انتخاب بازرگان مخالف بودم، والله با انتخاب شما مخالف بودم، والله با انتخاب بنی‌صدر مخالف بودم ولی در همه این موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

چرا امام این‌گونه برخورد کردند؟ این خون‌هایی ریخته شد، چه کسی جوابش می‌دهد؟ جواب خون بهشتی را چه کسی می‌دهد؟ اگر امام یک کلمه گفته بود، مردم بنی‌صدر را کنار گذاشته بودند؛ ولی امام بنی‌صدر را راه داد و به خاطر بنی‌صدر چه خون‌ها که ریخته نشد؛ بهشتی، مطهری، مفتح، رجایی، باهنر و …؛ اما آیا واقعاً ارزشش را دارد؟ بله ارزشش را دارد. چون این مردم هستند که باید در دوره بعد به بنی‌صدر رأی ندهند. امام تا چه زمانی می‌تواند دنبال ملت باشد. آن مادری که اجازه می‌دهد دخترش غذا بسوزاند همین را می‌گوید؛ من که در خانه شوهر دنبال تو نیستم، پدری که اجازه می‌دهد فرزندش پولش را گم کند همین را می‌گوید. در زیارت اربعین درباره امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید: «بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من‌الجهاله و حیره الضّلاله» اصلاً شهادت امام حسین علیه‌السلام به همچنین چیزی تمام شد؛ یعنی اگر به پهلوی شکسته حضرت زهرا سلام‌الله علیها هم تمام شود، آقا امیرالمؤمنینعلیه‌السلام کنار می‌روند تا مردم سراغشان بیایند؛ مردم باید این را متوجه بشوند و سراغ علیعلیه‌السلام بیایند.

تربیت نیرو انقلابی

تربیت انقلابی به چه معنی است؟

اسلام ۲ جانب تکوین و تشریع دارد. ما معتقدیم تشریع برخاسته از تکوین، شریعت شده است. شریعت هم یک سری احکام و یک سری معارف دارد. این اسلام، همان اندیشه انقلابی است. حضرت آقا تعبیری دارند که امام برای طی مسیر خود همان مسیری را انتخاب نمود که پیامبر برگزیده بود؛ یعنی انقلاب. اسلام می‌گوید انقلابی باش. انقلابی باش یعنی چه؟ یعنی مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها، یعنی تلاش پیگیر و مداوم برای تحقق اهداف الهی؛ یعنی مقابله با طواغیت و موانع درونی و بیرونی. در پارادایم انقلاب مبارزه با هوای نفس هم است. آقا در دانشگاه فردوسی می‌فرمایند نوع صحبت کردن اسلام با انسان ۲ گونه است؛ یک زاویه فردی دارد و یک زاویه اجتماعی. در این دیدگاه، انسان مکلف است تمام استعدادهای درونی جامعه و طبیعت را به شکوفایی برساند؛ لذا آقا می‌فرمایند که ما باید تمدن اسلامی را محقق نماییم حتی در جنبه فناوری. آقا تعبیری دارند که اگر انبیاء بودند بشر نفت را این‌گونه نمی‌سوزاند که به محیط‌زیست آسیب بزند. اصلاً در تمدن اسلامی چیزی به نام ضربه به محیط‌زیست نداریم. آن «یهلک النسل و الحرث»[۵] مال تمدن اسلامی نیست. ما پارادایمی داریم به اسم اسلام ناب که اسمش را گذاشتیم اسلام انقلابی. تربیت انقلابی یعنی اینکه آدم‌ها بیایند این پارادایم را انتخاب کنند و ذیلش فعالیت کنند.

امروزه شبکه‌های تخصصی هستند که جامعه را اداره می‌کنند

جامعه بر پایه تقسیم وظایف شکل گرفته است؛ وقتی این وظایف پیچیده‌تر می‌شوند تخصص‌ها پدید می‌آیند و شبکه‌های تخصصی شکل می‌گیرند، به این معنا که یک فرد نمی‌تواند هم در فناوری نانو جزء بهترین باشد و هم در حقوق در زمره بهترین باشد. در خود حقوق چند گرایش وجود دارد؟ عمومی، جزا، خصوصی و … . همان‌طور که می‌بینید انواع تخصص‌ها در خود حقوق شکل گرفته است. امروزه این شبکه‌های تخصصی هستند که جامعه را اداره می‌کنند. حالا تربیت انقلابی نیروی متخصص یعنی چه؟ یعنی همین آدم متخصص باید در پارادایم انقلاب به سمت اهداف انقلابی حرکت کند؛ یعنی خودش اسلام ناب را پذیرفته و حرکت کند. حالا که تخصص هم دارد از ۲ زاویه می‌شود به این موضوع نگاه کرد: یکی اینکه خود او، تخصصش را در راستای تحقق اسلام ناب به خدمت بگیرد و دیگری اینکه این تخصص را از پارادایم اسلام ناب تغذیه نماید. اینجاست که می‌توانیم حقوق را بر اساس اندیشه‌ای مثلاً بلژیک بنویسیم، کاری که در قانون اساسی مشروطه انجام شد و هم می‌توانیم قانون اساسی را بر اساس اندیشه اسلامی بنویسیم؛ این در مقوله حقوق بسیار واضح است. در مقوله فناوری هم این ادعا وجود دارد. همانگونه که تخصص می‌تواند ۲ جهت داشته باشد، تربیت نیروی متخصص هم می‌تواند ۲ جهت داشته باشد.

پدیده‌ای به نام مهندسی فرهنگی

مهندسی فرهنگی

ما الآن با پدیده‌ای به نام مهندسی فرهنگی مواجه هستیم. فرهنگ حالت اجتماعی‌تر نسبت به تربیت دارد؛ در تربیت با یک نفر، دو نفر یا ده نفر مواجه هستیم ولی در فرهنگ با یک جامعه روبرو هستیم. شما می‌دانید به چه صورت حرفی را به یک نفر بزنی و به او بقبولانی و متوجه بشوی که فهمیده است. حالا اگر ۱۰۰ نفر مخاطب داشته باشی این کار را به چه صورت انجام می‌دهی؟ چه طور با ۱ میلیون نفر صحبت می‌کنی و بعد بازخورد می‌گیری که مخاطب درست متوجه شده است یا نه؟ اصلاً چگونه حرفت را به او خواهی رساند؟ با ۷۰ میلیون نفر چه طور؟ همه این‌ها می‌آید در فضای فرهنگ. لذا برای رهبر جامعه سرمایه‌گذاری تربیتی معنا ندارد؛ این مقوله فرهنگ است. مهندسی فرهنگ یعنی ما فرهنگی داریم که آن‌هم برآمده از همان مطلوبیت‌های اسلامی است؛ یعنی فرهنگ درواقع همان نظام مطلوبیت‌های اسلام توسط جامعه است. ما با تعاریف کلاسیک از فرهنگ کاری نداریم. در اینجا فرهنگ را ناظر به لایه عقاید و باورها در جامعه می‌دانیم که بعد به زمینه‌های دیگر همچون آداب‌ورسوم، هنر و … منجر می‌شود. فرهنگ اسلامی مجموعه عقاید و باورهایی است که یک جامعه اسلامی باید داشته باشد. اگر اجمالاً ترسیمی از آن داشته باشیم و بر اساس آن بخواهیم یک محیط تخصصی را ویرایش کنیم، آن‌وقت است که همه‌چیز را می‌شود مهندسی فرهنگی کرد. حتی مهندسی فرهنگی محیط صنعتی هم داریم.

[۱] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج‏۴، ص ۳۸۰، ح ۵۸۲۱؛ الکافی، کلینی، ج ‏۸، ص ۱۷۷.

[۲] نهج الیلاغه، خطبه ۱٫

[۳] بلد/۱۰

[۴] انسان/۳

[۵] بقره/۲۰۵


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید