ارتباط با ما
تبلیغات


یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵ | ۱۴:۱۳ ب.ظ
افغانستان؛ زمین‌بازی جدید تروریست‌ها
علی قاسمیان
درهم‌تنیدگی منافع قدرت‌های غربی با عملکرد گروه‌های تروریستی منطقه، بدون شک باعث خواهد شد تا در آستانه شکست گروه‌های تروریستی منتظر طراحی جدید غربی‌ها برای آینده فعالیت این گروه‌ها باشیم؛ درواقع منطقی نیست که بپذیریم میلیون‌ها دلار هزینه شده توسط آمریکا و برخی متحدان عربی منطقه به‌کلی نابود شود.

گروه بین الملل کافه حقوق: هرچند بحران حاصل از فعالیت گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق همچنان پابرجاست و اقدامات اخیر ترکیه در مرزهای شمالی عراق و تحرکات عربستان برای تشکیل یک اتحاد عربی و ایفای نقش مستقیم درصحنه سوریه از اتفاقات جدیدی در حمایت از مواضع گروه‌های تروریستی در این دو کشور خبر می‌دهد، بااین‌حال خبرها و تحولات اخیر در عراق و سوریه از تضعیف مواضع تروریست‌های تکفیری در این دو کشور حکایت دارد. به‌عبارت‌دیگر با ادامه روند تأثیرگذاری روس‌ها و کمک‌های ایران و حزب‌الله و همچنین حرکت‌های مردمی در این دو کشور به نظر می‌رسد که در آینده نزدیک باید منتظر شکست و عقب‌نشینی چشمگیر گروه‌های تروریستی از خاک عراق و سوریه باشیم.

بااین‌حال درهم‌تنیدگی منافع قدرت‌های غربی با عملکرد گروه‌های تروریستی منطقه، بدون شک باعث خواهد شد تا در آستانه شکست گروه‌های تروریستی منتظر طراحی جدید غربی‌ها برای آینده فعالیت این گروه‌ها باشیم؛ درواقع منطقی نیست که بپذیریم میلیون‌ها دلار هزینه شده توسط آمریکا و برخی متحدان عربی منطقه به‌کلی نابود شود. برای پیش‌بینی تصمیمات غرب در قبال آینده تروریست‌ها ضمن بررسی تحرکات و اتفاقات اخیر منطقه می‌بایست فرصت‌های موجود در منطقه را بررسی کنیم که می‌تواند به حفظ سرمایه‌گذاری‌های آمریکا برای تشکیل و تسلیح تروریست‌ها کمک کند.

به نظر می‌رسد که در این بررسی کافی است داعش را به‌عنوان معیار اصلی و مهم در میان جریانات تروریستی در نظر بگیریم؛ زیرا که اساس تبلیغات پنهان و جهت‌دار رسانه‌های غربی بر محور این گروه بوده و به‌علاوه برخی اقدامات و تهدیدات داعش در حوزه اروپا نه‌تنها باعث شده داعش به‌عنوان نماد امروزی تروریسم در سطح منطقه و حتی فرا منطقه شناخته شود، بلکه سبب شده که داعش به کنشگر اصلی و محوری تروریست‌های منطقه تبدیل گردد بنابراین بررسی رفتار و اقدامات آن، به‌نوعی رهیافت فهم آینده تروریست‌ها در منطقه خواهد بود.

حال بررسی روند وضعیت و موقعیت داعش در دو کشور عراق و سوریه نشان می‌دهد که این گروه تروریستی شهر به شهر و استان به استان در حال تحویل دادن تصرفات خود به نیروهای مردمی و قوای نظامی در دو کشور عراق و سوریه است. هرچند که هنوز هم نمی‌شود به‌طورقطع در مورد استعداد نیرویی این گروه تروریستی به شکل دقیق اظهارنظر کرد، اما این مهم را می‌دانیم که این گروه تکفیری امروز به‌عنوان یک جریان فکری شناخته‌شده است و واقع‌بینانه خواهد بود اگر بگوییم که میزان جذب و گسترش توان نیرویی آن بالاتر از میزان ریزش نیروهای آن است.

حال سؤال اساسی اینجاست که این گروه تروریستی تکفیری قرار است بعد از بازپس‌گیری همه سرزمین‌های عراق و سوریه به چه سرنوشتی دچار شود. البته این را هم می‌دانیم که قطعاً قتل‌عام همه این نفرات نه منطقی است و نه امکان‌پذیر! بازگشت این تروریست‌ها به کشورهای خود نیز موضوعی است که از یک سال گذشته تاکنون به‌عنوان یک هشدار در کشورهای متبوعشان مطرح‌شده و سازوکارهای جلوگیری از بروز این تهدید نیز بررسی و اجرایی شده است. پس چه آینده‌ای در انتظار این تروریست‌ها و سرمایه‌گذاری صورت گرفته بر آن‌هاست؟

آنچه امروز از صحنه همسایه شرقی ما افغانستان به گوش می‌رسد شاید پاسخی به این پرسش باشد؛ موضع‌گیری‌های اخیر دولت‌مردان افغان، هشدارهای پاکستان در مورد جلوگیری از هم‌مرز شدن با تروریست‌های داعش و تحرکات گروه‌های تکفیری و جهادی دیگر نظیر طالبان برای جلوگیری از ورود داعش به سرزمین افغانستان بیانگر این مهم است که احتمالاً ورود داعش به افغانستان در حال وقوع است.

سرویس‌های اطلاعاتی مبدع داعش نیز دلایل بسیاری برای ورود به عرصه عملیاتی شدن این اتفاق دارند که مهم‌ترین آن حفظ این ظرفیت تروریستی _ از نگاه آن‌ها ارتش نیابتی _برای پیگیری اهداف آینده آن‌هاست.

 دلیل دیگر موقعیت منطقه‌ای افغانستان است که هم به‌عنوان همسایه شرقی ایران و هم نزدیک‌ترین نقطه ممکن به روسیه، مکان پرامتیازی برای جایگیری یک ارتش نیابتی باشد. ایران و روسیه به‌عنوان دو مخالف سرسخت طرح‌های غرب در منطقه یکی از مهم‌ترین اهداف و دلایل ظهور این گروه‌های تروریستی بوده‌اند که در آینده و با حضور داعش در افغانستان بیش‌ازپیش درگیر مزاحمت‌های امنیتی این گروه خواهند بود. خصوصاً اینکه طالبان به‌عنوان گروهی که درگذشته پیگیری این سیاست را بر عهده داشته، مدت‌هاست براثر تغییراتی در ساختار، اهداف و عملکرد به شکلی نانوشته به همسایه‌ای کم‌خطر برای ایران و روسیه تبدیل‌شده است و درواقع از کنترل و هدایت مؤثر آمریکا خارج‌شده است. مضاف بر اینکه طالبان با وضعیت آشفته اخیر خود در اثر مرگ رهبرش ملاعمر دچار برخی اختلافات داخلی شده است و این خود فرصتی برای داعش است که از میان برخی نیروهای رادیکال‌تر و خصوصاً جوانان ماجراجوی طالبان که به‌صورت پراکنده رهبران طالبان را به بی‌عملی و اهمال در پیگیری اهداف جهادی متهم می‌کنند، عضوگیری نماید.

دلیل دیگری که در انتخاب افغانستان می‌توان موردتوجه قرارداد اوضاع‌واحوال برهم ریخته حکومت در این کشور است که اساساً به حضور و تثبیت داعش کمک خواهد کرد؛ زیرا اساساً گروه‌هایی مانند داعش نیاز به سرزمین‌هایی دارند که از نظارت و کنترل یک حکومت قدرتمند و باثبات خارج باشد و این مهم هزینه‌های آن‌ها را در تثبیت و انسجام کم می‌کند.

هزینه‌های داعش نیز موضوع دیگری است که اکنون در عراق و با از دست رفتن دسترسی آن‌ها به برخی منابع نفتی با مشکل جدی روبه‌رو شده است. بررسی رفتار قدرت‌های استعماری و خصوصاً آمریکا در اشغال سرزمین دیگر کشورها نیز نشان می‌دهد که همواره از منابع کشور اشغال‌شده هزینه‌های لشکرکشی و اشغال را تأمین می‌کنند. این مسئله در افغانستان با تسلط بر مزارع مواد مخدر در سال‌های پس از اشغال توسط نیروهای آمریکایی و ناتو کاملاً مشهود بود که منجر به تولید چند برابری مواد افیونی نیز گردید.

حال این منبع کثیف درآمد می‌بایست هزینه‌های داعش را پوشش دهد و این بار به تجهیز و رشد یک گروه تروریستی یا از نگاه آمریکایی‌ها یک ارتش نیابتی کمک کند.

پس بنابراین آنچه امروز درصحنه افغانستان از تحرکات پراکنده داعش و اخبار حضور آن نیز به گوش می‌رسد، درواقع مقدمه‌ای برای تغییر زمین‌بازی برای تروریست‌های داعش است که درصحنه عراق و سوریه با شکست مواجه شده‌اند. هرچند بحث و بررسی در مورد راه‌کارهای جلوگیری از این اتفاق محتمل از حوصله این مقال خارج است، اما می‌طلبد که هم ایران و هم روسیه از موقعیت و نفوذ خود در افغانستان و آسیای مرکزی به شکلی پیش‌دستانه استفاده کنند و از تعریف زمین‌بازی جدید و خطرناک غربی در منطقه افغانستان جلوگیری نمایند.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید