ارتباط با ما
تبلیغات


دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ | ۱۰:۲۶ ق.ظ
به بهانه‌ی ابلاغ قانون جرم سیاسی توسط رئیس جمهور«1»
چیستیِ جرم سیاسی و رابطه‌ی آن با جرم بغی/ بررسی مفهوم واژه ی جرم سیاسی و پیشینه ی تاریخی آن
میثم مقدسی
از قرن ۱۹ به بعد به دلیل انقلاب‌های آزادی‌خواهانه که در سرتاسر جهان به وقوع پیوست و این تحولات باعث آگاه شدن افراد از حقوق خود در کشورهای مختلف گردید، افراد زیادی بدون اقدام مسلحانه و باانگیزه‌ی شرافتمندانه به مقابله با حکام ستمگر خود پرداختند

گروه سیاسی کافه حقوق: از زمان تشکیل حکومت‌ها یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حاکمان جامعه تأمین امنیت برای کسانی بود که تحت لوای آن حکومت به زندگی می‌پرداختند. از طرفی در تمام ادوار تاریخی افرادی که منافع خود را در مقابل حکومت به خطر می‌دیدند به مقابله با نظام حاکمیتی جامعه می‌پرداختند و در اندیشه براندازی و یا ایجاد اختلال در ساختارهای حکومتی آن حکومت بودند. چگونگی برخورد حکام جامعه با این افراد از اهمیت زیادی برخوردار بوده است؛ زیرا حکام جامعه ادامه حکومت خود را بر جامعه باوجوداین افراد درخطر می‌دیدند، بنابراین با توجه به سیاست‌های اداره جامعه خود، حسب مورد رفتارهای خشن و یا بعضاً ارفاق‌آمیزی را با این افراد داشته‌اند.

بااین‌وجود عمدتاً حاکمان جامعه به دلیل اینکه بعضاً این مخالفت‌ها به سلب امنیت جامعه و سست شدن پایه‌های قدرت آنان می‌انجامید، به سرکوب شدید مخالفان می‌پرداختند؛ اما از قرن ۱۹ به بعد به دلیل انقلاب‌های آزادی‌خواهانه که در سرتاسر جهان به وقوع پیوست و این تحولات باعث آگاه شدن افراد از حقوق خود در کشورهای مختلف گردید، افراد زیادی بدون اقدام مسلحانه و باانگیزه‌ی شرافتمندانه به مقابله با حکام ستمگر خود پرداختند. تقریباً از اواخر همین قرن بود که لفظ مجرم سیاسی وارد ادبیات سیاسی کشورها گردید و بعد از مدتی نیز نظام‌های حقوقی مختلف در سطح جهان به دلیل انگیزه‌ی شرافتمندانه‌ی آن‌ها که اصلاح جامعه بود امتیازاتی را به مجرمین سیاسی اعطا کردند.

کشور ایران نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در قانون اساسی خود که به‌منزله اساسنامه نظام حکومتی خود می‌باشد، با تفکیکی که در جرائم سیاسی و عادی قائل شده است و امتیازی که در اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای مجرمین سیاسی در نظر گرفته است، به این موضوع اهمیت نشان داده است. از طرفی بررسی متون فقهی درزمینهٔ جرائم علیه حاکمیت و تشکیلات حکومتی نشان می‌دهد که نزدیک‌ترین عنوان مجرمانه به جرم سیاسی در فقه اسلامی، جرم بغی می‌باشد چراکه هم موضوع آن حاکمیت است و هم برای باغیان یک رژیم ارفاقی پیش‌بینی‌شده است. البته قانون‌گذار ما نیز در قانون جدید مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ جرم بغی را وارد ادبیات حقوق موضوعه کرده است که این موضوع نیز نشان از اهمیت این جرم دارد.

اصلِ ۱۶۸ قانون اساسی اشعار می‌دارد: «رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیات‌منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی تعریف می‌کند». همان‌طور که مشاهده می‌شود تعریف جرم سیاسی بر عهده قانون‌گذار گذاشته‌شده است هرچند از زمان تصویب قانون اساسی تابه‌حال تلاش‌هایی درزمینهٔ تعریف جرم سیاسی توسط مجلس و سایر نهادها صورت گرفته است ولی همه این تلاش‌ها نافرجام بوده است و تابه‌حال به نتیجه‌ای نرسیده است.

جرم سیاسی

۱-جرم سیاسی

-مفاهیم و واژه‌شناسی

واژه‌شناسی: ازآنجایی‌که هر جرمی دارای موضوعی است که آن جرم بر آن موضوع واقع می‌شود و این موضوع حسب مورد، اشخاص، اموال یا آسایش و امنیت می‌تواند باشد، جرم سیاسی نیز علیه نظام سیاسی حاکم و حکومت یا نسبت به آزادی‌ها و حقوق سیاسی افراد جامعه انجام می‌گیرد [۱] و همچنین موضوع جرم بغی نیز حاکم و حاکمیت اسلامی خواهد بود

الف) جرم: تعریف جرم بر اساس عقاید افراد و مکتبی که پذیرفته‌اند حسب مورد با یکدیگر تفاوت دارد.

تعریفی که قانون‌گذار در ماده ۲ قانون مجازات اسلامی از جرم بیان کرده است عبارت است از هر فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد. در حقوق اسلام نیز جرم به سلسله محذورات شرعی اطلاق می‌گردد که خداوند به حد یا تعزیر از آن‌ها منع کرده است [۲]. به نظر می‌رسد تعریف قانون‌گذار از جرم تعریف مناسبی باشد و ازلحاظ کارکرد حقوقی در نظام حقوقی نیز قابلیت اِعمال داشته‌باشد.

ب) سیاست: کلمه سیاست واژه‌ای عربی است که از ریشه «ساس» گرفته‌شده است و به معنای قیام کردن برای امری و تدبیر و اداره آن امر است [۳]. در لغت معانی متعددی را برای سیاست برشمرده‌اند آن معانی عبارتند از: حکومت، ریاست، مصلحت، دوراندیشی؛ اما در خصوص تعریف اصطلاحی سیاست نویسندگان عالم سیاست به‌واسطه پیچیدگی و دشواری‌های مفهوم سیاست تعاریف مختلف و متنوعی را ارائه داده‌اند.

اما می‌توان سیاست را به معنای تدبیر و اداره عمومی اجتماع که دارای حاکمیت و سلطه است تعریف نماییم. به عبارتی تدبیر و اداره کردنی که از ناحیه حکومت ناشی می‌شود.

ج) انگیزه سیاسی: یکی از مفاهیمی که برای شناخت درست جرم سیاسی موردنیاز است، انگیزه سیاسی است. انگیزه که بیشتر در عالم حقوق کیفری به‌عنوان یکی از عوامل مخففه یا مشدده در نظر گرفته می‌شود، عبارت از کوشش درونی و میل پنهانی است که انسان را به‌سوی عمل خاصی هدایت می‌کند [۴].

د) حاکمیت: یکی دیگر از مفاهیمی که جهت تعریف جرم سیاسی و جرم بغی به آن نیاز داریم تعریف مفهوم حاکمیت هست. حاکمیت یعنی ویژگی برتر قدرت. برتر ازاین‌جهت که چنین قدرتی هیچ‌گونه قدرت دیگری را برتر از خود و یا در رقابت با خود نمی‌پذیرد.

جرم سیاسی

ه) حکومت: در لغت به معنای فرمانروایی و توانایی انجام امری است [۵] و در معنای کلی توانایی و اقتدار هر شخص یا گروه و سازمانی را گویند که برای رسیدن به اهداف معین به کار گرفته می‌شود؛ اما در معنای خاص برای تعیین تکالیف و حقوق افراد تشکیل می‌دهند.

و) دولت: دولت را می‌توان تجلی قدرت ناشی از تشکل سیاسی یک جامعه دانست. دولت گروهی از افراد هستند که دارای حاکمیت بوده در محدوده معین برای تأمین مصالح و منافع مشترک تلاش می‌کنند و تابع یک حکومت دارای نظام خاص هستند. برای تشکیل هر دولتی ۳ رکن موردنیاز است که در کنار هم قرار گیرند و مکمل یکدیگرند: جمعیت، سرزمین، وجود هیات حاکم دارای اقتدار.

ه) حقوق و آزادی‌های سیاسی: یکی دیگر از مواردی که می‌تواند موضوع جرم سیاسی قرار گیرد حقوق و آزادی‌های سیاسی است.

تاریخچه جرم سیاسی

پیشینه جرم سیاسی در ایران

بررسی تاریخچه جرم سیاسی در ایران نیازمند بررسی مقاطع مختلف تاریخی در این زمینه می‌باشد که در ادامه به سیر تحول این جرائم در مقاطع مختلف تاریخی در کشور ایران اشاره می‌کنیم.

از دوره باستان تا مشروطیت: جرائم در ایران باستان به سه دسته جرائم علیه پادشاه، جرائم مذهبی و جرائم عمومی تقسیم می‌شود که جرائم علیه پادشاه عبارتند از جرائم سیاسی، جرائم نظامی، سوءقصد و خیانت و …. این‌گونه جرائم مجازات سنگینی را در پی داشت به طور مثال در جرائم خیانت به مملکت و پادشاه مجرم را به پایتخت می‌آوردند و گوش و بینی او را بریده و در معرض تماشاگران قرار می‌دادند [۶]. در دوران حکومت ساسانیان نیز مجازات سنگینی در انتظار این مجرمین بود و رسیدگی به جرائم علیه پادشاه و منافع مملکتی در صلاحیت خود پادشاه و مأمورین رسیدگی بود [۷]. در دوره سلسله افشاریه و قاجار نیز رفتارهای خشونت‌باری با این افراد صورت می‌گرفت.

از مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷: از آغاز مشروطیت ازآنجاکه حقوق ایران تحت تأثیر قوانین کشورهای دیگر قرار گرفت، تغییراتی در جهت ارفاق به مجرمین سیاسی در قوانین ایران اتفاق افتاد. ازجمله این تغییرات اصل ۷۹ متمم قانون اساسی مشروطه بود که جهت رسیدگی به محاکمات مجرمین سیاسی نهاد هیات منصفه را پیش‌بینی کرده بود. در نحوه رسیدگی نیز تعقیب مجرمین سیاسی به عهده سازمان اطلاعات و امنیت بود که برای گرفتن اقرار از متهمین سیاسی از هیچ آزار و اذیتی ابا نداشتند. نهایتاً در سال ۱۳۳۹ با تصویب لایحه قانونی استرداد مجرمین، مسئله استثنای مجرمین سیاسی از قرارداد استرداد طرح گردید. به‌عنوان نتیجه می‌توان گفت هرچند امتیازاتی برای مجرمین سیاسی در این دوره در نظر گرفته می‌شود ولی به دلیل عدم تعریف این جرم عملاً هیچ‌یک از آن امتیازات مورداجرا قرار نگرفت.

از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون: انقلاب اسلامی که با شعار استقلال و آزادی پا به عرصه وجود نهاد باعث گسترش آزادی‌های سیاسی و اجتماعی گردید و بلعکس قبل از انقلاب که رفتارهای بسیار شدیدی با مجرمان سیاسی صورت می‌گرفت، در این دوره به دلیل انگیزه شرافتمندانه‌ای که در ذهن هر مجرم سیاسی وجود دارد امتیازاتی برای آن‌ها در اصل ۱۶۸ قانون اساسی در نظر گرفته شد که ازجمله این امتیازات می‌توان به غیرعلنی بودن و حضور هیأت‌منصفه در محاکمه مجرمین سیاسی اشاره کرد.

منابع:

[۱].گیوندی، غلامرضا، ۱۳۸۸، جرم سیاسی، چاپ دوم، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ص ۳۱.

[۲]. محسنی، مرتضی، ۱۳۷۵، دوره حقوق جزای عمومی، چاپ اول، تهران، انتشارات گنج دانش، ج ۲، ص ۲۱۳.

[۳]. ابن‌منظور، ۱۹۹۰ م، لسان‌العرب، چاپ اول، بیروت، دارصدار الطباعه و النشر، ج ۶، ص ۱۰۸.

[۴]. محسنی، مرتضی، ۱۳۷۵، دوره حقوق جزای عمومی، چاپ اوّل، تهران، انتشارات گنج دانش، ج ۲، ص ۲۱۳.

[۵]. دهخدا، علی‌اکبر، ۱۳۷۷، لغت‌نامه دهخدا، چاپ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ج ۱، ص ۳۶۰.

[۶]. دانش، تاج‌زمان، ۱۳۷۶، حقوق زندانیان و علم زندان‌ها، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، ص ۴۴.

[۷]. کریستین‌سن، آرتور، ۱۳۴۵، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه غلامرضا رشید، تهران، انتشارات ابن‌سینا، ص ۳۳۳.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید