ارتباط با ما
تبلیغات

سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ | ۱۴:۴۴ ب.ظ
گزارشی از نشست بررسی نسبت حاکمیت و مردم در سینمای ایران«2»:
«امکان مینا» برخلاف «ســیانور» نــگاه مبنایی تئوریک ندارد/ «ابد ویک روز» به نبــود حاکمیت یا به اصطلاح «آقای بالای سر» اشاره می کند
یک خطی در فیلم های سینمایی دیده می شود و آن تطهیر آدم معتاد است. چند فیلم اینجوری ساخته شده و فیلمسازان به گونه ای عمل می کنند که از یک طرف معتادان را تطهیر می کنند و از طرف دیگر اعتیاد را به گردن حاکمیت می اندازند.

گروه اجتماعی کافه حقوق: نسبت حقوق و سینما از مسائل مغفول سینماست. بررسی مسائل حقوقی سینما می‌تواند به ارتقا بینش  فرهنگی به شکل و محتوای ایران کمک شایانی کند. شاید سخن گفتن از رابطهٔ کلی رسانه و قانون، به لحاظ نظری سودمندتر به نظر آید؛ اما اگر نسبت رسانه‌ای مؤثر چون سینما را با قانون بسنجیم، می‌توانیم درکی انضمامی و مصداقی از این نوع تعاملات بیابیم. سینما دیگر صرفاً به عنوان ابزاری برای بیان تفکرات و بازتاب آن‌ها محسوب نمی‌گردد، بلکه به منزلهٔ حرفه‌ای غنی محسوب می‌شود که به واسطهٔ آن می‌توان دربارهٔ سایر حرفه‌ها آموخت. مبانی مشترکی میان این دو ابزار اجتماعی ـ فرهنگی وجود دارد که می‌تواند منجر به ایجاد گفتمانی پرمحتوا و غنی گردد که درک جدیدی از نسبت قانون، رسانه و جامعه به ما ارائه دهد. به همین منظور نشستی با موضوع «بررسی نسبت حاکمیت و مردم در سینمای ایران» مهدی فانی، یحیی اکبری، محمدعلی الفت‌پور، مهدی صادقی، مجتبی دانش‌طلب و خانم‌ها سیانکی و موسوی برگزار شد تا با بررسی برخی فیلمهای فجر امسال گذری هم بر رابطه حاکمیت و مردم در سینما بزند. بخش دوم این نشست را مطالعه بکنید:

امکان مینا

«امکان مینا» برخلاف «ســیانور» نــگاه مبنایی تئوریک ندارد

خانم موســوی: به نظر من آخرین فیلمی که تبریزی توانست حرفش را بزند همان فیلم مارمولک بود و دیگر نتوانســت به نقطه اوجش برگردد. پرداختی که فیلم امکان مینا نسبت به ســازمان مجاهدین خلق دارد با سیانور متفاوت اســت. کمال تبریزی م یگوید که من یک فیلمی درست کردم که آن طرف تاریخ م یگذارمش و حالا هرکسی هر برداشــتی که خواست انجام بدهد. به نظر من فیلم امــکان مینا گره خاصــی ندارد فقط می توان گفت کلی روابط سیاسی در آن مطرح است و مسئله امکان مینا مسئله مبارزه با حاکمیت است ولی در سیانور تصفیه سازمان مجاهدین خلق یک تصفیه میان حاکمیت و مردم بیا نشــده است و ساواک فراتر از حاکمیت دیده شده است و روابط جهانی مدنظرش است. درواقع تفاوت سیانور و امکان مینا در این است که مبارزه ای که ما الآن  یگوییم نسبت مردم و حاکمیت، تبریزی سعی کرده بود که حاکمیت یک سمت فیلم و مردم یک سمت فیلم باشد اما اتفاقی که برای شعیبی می افتد یک سمت روابط جهانی است که ساواک نماینده است و یک سمت افراخته و تقی شهرام است که به نظرم یک جنگ حاکمیتی است که اگر بر اساس این موازین عمل کنید، این اتفاق م یافتد و اگر بر اساس آن موازین عمل کنید م یشود مجید و مرتضی که تا آخر فیلم روی حرف خودشان ایستاده بودند. گره خاصی که من بگویم اینجا اتفاق م یافتد گره تاریخی است که شعیبی خوب به آن می پردازد و به نظر من حرفی که شــعیبی زدند، ده سال دیگر اگر این فیلم را م یساختند ی کچیز بهتر درم یآوردند.

یک فیلمی اســت پر از دیالو گهایی که جایگاه خشــونت دارد. مکالمه ها را م یتوان با یکدیگر جابجا کرد و یا سکانس ها را می توان جابجا کرد. یکجا م یگفتیم ساواک حق دارد که چنین انجام دهد و جای دیگرمی گفتیم نه حق ندارد؛ و من این مسئله را برای خودم چنین حل کردم که ساواک، نمایند هاش، نماینده جهانیا ست و خیلی بخواهم سیاس یاش کنم باید بگویم اپوزیسیون سیاسی که افراخته راه م یاندازد و تصفی های که آنجا راه م یافتد شــعیبی نگاهش این است که این تصفیه سازمانی به ضرر جامعه ایرانی است و این نقطه قوتش نسبت بها مکان میناا ست. چون امکان مینا به نظر من ابتر می ماند؛ زیرا یکی جانش را به خطر می اندازد که شما هیچ نتیجه ای نگیرید؛ یعنی پایان بندی فیلم به گونه ای اســت که یک نفر که فکــر می کردیم قرار است نقطه اوج فیلم را بســازد، هیچ کاری نمی کند و احمقانه ترین حرکت از وی سر می زند.

الفت پور: گره ای که شــما در خصــوص این موضوع صحبت کردید، بحــث نگاه ایدئولوژیک اســت، فیلم  نگاه ایدئولوژیک دارد و اگر بخواهیم این شعیبی قطعا نگاه را تعمیم بدهیم به وضعیت فعلی حاکمیت، در فیلم شعیبی یک نگاه برای ساختن یک مدل حاکمیت وجود  مبارزه ًدارد مقایسه دو نگاه است یک نگاهی که صرفا است و یک نگاهی که مبارزه موضوعیت ندارد وطریقیت دارد که شعیبی خوب به این قضیه و همچنین تصفیه سازمانی پرداخته است ولی آنچه به آن پرداخته نشده است ارتباط جدی سازمان با عناصر مذهبی است. یک نکته دیگر که به آن پرداخته نمی شــود این است که ما هیچ گاه به زمینه ها و بستر بروز و ظهور سازمان مجاهدین خلق نم یپردازیم و ای نکه خاســتگاه اصلی ســازمان چه بود که به نام خلق بــا حاکمیت مبارزه م یکند.

صادقی: به نظر من این فیلــم یک تهدید برای جوانان امروز و نسل سوم و چهارم ما بود. چنین تداعی به ذهن م یکند که مجاهدین شروع کردند و زمین هسازی کردند و امام خمینی سو استفاده کرد از این موقعیت و انقلاب را شکل داد. خب یک همچین منظری از منافقین نشان دادن، بدون اینکه نشان دهی منافقین در کشتارهای خیابانی و مردمی چه کردند به نظر من تطهیر سازمان مجاهدین خلق است.

دانش طلب: مســتدل ترین دلیلی کــه می تواند یک حکومت مخالفینش را ســرکوب کند این اســت که مخالفینش دست به اسلحه ببرند.

صادقی: نه آقا ببین شما  در مورد ســوژه ای  مثلا مثل منافقیــن صحبت می کنــی و به هرحال به همچین ســوژ های دارید می پردازید. ضمن اینکه اسم فیلم هم همین ایهام  مینا تا قبل ِرا دارد. امکان از اینکــه امکانش وجود داشت امکان سازمان مجاهدین بود و حالا امکان جمهوری اسلامی شده است. این یعنی یک نگاه سکولار و ابزاری به مردم است.

الفت پور: درواقع این فیلم م یخواهد این موضوع را به مردم القا کند که ما همه یک امکان هستیم که می تواند توسط یک سازمان و یا توسط جمهوری اسلامی مورد بهر هبرداری قرار گیرد. صرف القا این موضوع به مخاطب خطرناک است. «ابد ویک روز» به نبــود حاکمیت یا به اصطلاح کند¬«آقای بالای سر» اشاره می کند.

ابدو یک روز

«ابد ویک روز» به نبــود حاکمیت یا به اصطلاح «آقای بالای سر» اشاره می کند

دانش طلب: به نظر من چالش اصلی این فیلم همان پذیرفتن نگاه نمادگرا و استعاری یا نپذیرفتن آن است. باید ببینیم آیا ما در موقعیتی هستیم که بتوانیم فیلمی بسازیم که نهاد خانواده یا قدرت در خانواده یا اجتماع وجود داشته باشد، اما از آن برداشت استعاری نکنیم. آیا همچین امکانی وجود دارد؟ یا اگر هر کارگردانی برود سراغ هر آسیبی و وارد هر نوع آســیب اجتماعی و خانوادگی شود و راجع به آن فیلم بسازد، ما اینجا منتظر نشستیم تا برایش قص ههای استعاری و نمادین تعریف کنیم و متهمش کنیم به اینکه داری سیاه نمایی می کنی و داری فیلم جشنواره ای می سازی و داری فضای تاریکی از جامعه می دهی و…. این به نظرم چالشی است که اگر نگاهمان را از سیاست زدگی دور کنیم یه ذره از این موضوع خلاصی پیدا می کنیم و از فیلم دوگانه خوب و بد بیرون می آییم. بله فیلم می تواند وارد آسیب شناسی اجتماعی شــود و پدیده ای را مانند اعتیاد و بی ساماندهی خانواده را مورد بررسی قرار دهد بدون اینکه بخواهد هیچ  بدهد که بله اگر این فیلم ِطعن های بزند و یا پیام نمادگرایان را ساختم، جامعه ایران چنین است و یا سیاست ایران دچار آسیب شده است. اگر بخواهم وسواسی تر وارد فیلم شویم.

نماد وطن زمینی است؛ مادر معمولاً مادری داریم که کاملا گرفته می شــود و یک نقش کانونی دارد ولی در این فیلم نمی توان چنین نقشی را به مادر بچســبانی، همین مادر در جایی از فیلم حرفی می زند که خانه ای که بالای سرش کسی نباشد، عاقبتش همین اســت و این اشاره است که یعنی خانواده بزر گتر ندارد و حاکمیت ندارد؛ و به مرتضی برمی خورد یعنی آدمی که می خواهد بزرگ تر باشــد، اما بزرگ تر نیست. همین نکته نشــان می دهد که پرخاشی در فیلم است که اجازه نمی دهد نگاه نمادین داشته باشی و اگر نگاه نمادین داشته باشی، در ذهن خودت ممکن است چنین چیزی رسوب کند ولی در ذهن مخاطب عام چنین چیزی رسوب نم یکند به دلیل پرخاشهایی که وجود دارد و کسانی که به این موضوع نگاه مثبت دارند، کوچکترهای خانواده هستند، دختر کوچک خانواده که اسمش سمیه است و پسر کوچک که اسمش نوید است.

فانی: یک خطی در فیلم های سینمایی دیده می شود و آن تطهیر آدم معتاد است. چند فیلم اینجوری ساخته شده و فیلمسازان به گونه ای عمل می کنند که از یک طرف معتادان را تطهیر می کنند و از طرف دیگر اعتیاد را به گردن حاکمیت می اندازند و  این ها آدم های صادق و  نشان می دهد که اتفاقا جمعی از  سالمی هســتند این را تأیید نمی کنم ولی واقعا معتادان بسیار باهوش هستند و به خاطر همین موقعیت هوشی به این حیطه می افتند و این موضوع را به حاکمیت مرتبط می کنند. من فقط در اینجــا چند تا نکته را مطــرح می کنم:

اینکه ببینیم هالیوود دارد در سینما چه می کند و ما چه می کنیم  وظیفه ما چیســت؟ و اینکه هالیوود چه وظیفه ای ًو اصلا را دارد برای دولت امریکا انجام م یدهد و ســینمای ما چه  سینمای وظیفه ای را برای دولت ما انجام می دهد. آیا اصلا ما قبول می کند وظیفه ای را برای دولت ما انجام دهد و یا  کاری سفارش می دهد، سؤال دیگرم این است که اصلا چند فیلم در امریکا داریم که آسیب شناسانه موقعیت امریکا را  در حاشیه می رود و به  نقد بکشد و هر چی هم بوده سریعا سؤالم در خصوص سینمای هالیوود  ناکارآمد می شود این است که آیا اصلا اجازه ساختن فیلم سیاه دارند؟ً

خانم سیانکی: نکته ای دارم و اینکه ما دایره نقد را بستگی دارد کجا قرار دهیم. ما شخصیت پلیس خوب و یا شخصیت پلیس خیلی منفور زیاد داریم و اگر یک نفر نیروی انتظامی را منفور نشان دهد، احتمال زیاد خیلی از افراد هستند که م یگویند این می خواسته با جمهوری اسلامی ایران مقابله کند. می خواهــم بگویم این دایر ههــا اینجا خیلی تنگتر اســت و اجازه به این نمی دهد که کدام نقد اســت و کدام نگاه براندازانه.

الفت پور: ســؤال جدی در خصوص این فیلم وجود دارد و این است که اثر اجتماعی این فیلم چه است؟ الآن در مورد چند شخصیت این فیلم دچار چالش هستیم که آیا این فرد شخصیتش خوب بوده اســت و یا خیر بد بوده است. فیلم تما مشده و حالا نم یدانیم این فیلم چه م یخواسته بگوید و چه اثری بر جامعه دارد؟ حالا شــما تصور کنید فردی را که بر روی صندلی سینما  به فیلم چگونه ًنشسته است و فقط آمده فیلم را ببیند واقعا می اندیشــد، چند معمای جدی در ذهنش وجود دارد و حالا چگونه این فیلم م یتوانــد اثر خودش را بگذارد وقتی معماها حل نشده است. یک بحث دیگر و سؤال جدی دیگر این است که بزرگترین چالش این خانواده جمعیت است و این کلیدواژه ای است در فیلم که به آن توجه شده است و می گوید که عاقبت جمعیت این اســت. درصورت یکه ما خانواده های پرجمعیت داریم که دارای چنین مشکلاتی نیستند.

ادامه دارد…

آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید