ارتباط با ما
تبلیغات


چهارشنبه ۹ تیر ۱۳۹۵ | ۰۹:۳۰ ق.ظ
به مناسبت هفته ی حقوق بشر آمرکایی«4»:
بررسی ادعای حکومت مردم بر مردم در نظام انتخاباتی آمریکا
حمید نظریان
افراد برای اینکه بتوانند در ایالات مختلف این کشور نامزد انتخابات گردند باید از مسیر پر پیچ و خم رقابت های درون حزبی عبور نماید. اگرچه هیچ محدودیتی برای اعلام کاندیداتوری افرادی که به احزاب وابسته نیستند وجود ندارد ولی ساختار تبلیغات و رقابت های انتخاباتی به گونی است که شانس پیروزی برای چنین افرادی را تقریبا هیچ کرده است.

گروه بین الملل کافه حقوق:به علت دخالت های متعدد دولتمردان آمریکا در امور داخلی کشورها و این که عامل بسیاری از اقدامات ضد بشری در جهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم آمریکا است، نحوه انتقال قدرت و ساختار حقوقی-سیاسی این کشور مورد توجه بسیاری از مردم جهان قرار دارد. چرا که منشا بسیاری از تصمیم هایی که از گنکره امریکا و یا کاخ سفید صادر می شود، ریشه در عوامل پشت پرده در نظام سیاسی این کشور دارد.

به دلیل ریاستی بودن رژیم سیاسی در کشور امریکا، رئیس جمهور همواره به عنوان شخصیت اول حکومت و تاثیر گذار ترین فرد بر تصمیم های سیاسی این کشور شناخته می شود. لذا یکی از مهم ترین موضوعاتی که درباره نظام حقوقی امریکا مطرح است و بسیار بر نحوه حضور این کشور در بحران های جهانی و دخالت در امورداخلی کشور ها تاثیر گذار است، مسئله نظام انتخابات ریاست جمهوری در این کشور است. نظام انتخاباتی که از منظر بسیاری از امریکایی ها پر ابهام و اسرار آمیز به نظر می رسد.

انتخابات آمریکا

رقابت های انتخاباتی در این کشور از یک سازوکار بسیار پیچیده ای برخوردار است به طوری که نامزد ها را ناگزیر میدارد از حدود یک سال پیش از برگزاری انتخابات فعالیت های تبلیغاتی خود را آغاز نمایند. بر اساس قانون انتخابات امریکا شرایط برای اعلام نامزدی انتخابات ریاست جمهوری این است که افراد متولد در خاک آمریکا و از اتباع آن دولت بوده، حداقل به مدت چهارده سال در آنجا اقامت داشته و سن وی لااقل ۳۵ سال باشد. لذا از ظاهر قوانین مشاهده میگردد که نباید محدودهای دیگری در مسیر رسیدن به کاخ سفید بر سر راه افراد وجود داشته باشد. ولی واقعیت چیز دیگری است.

سرانجام مردم با شرکت در انتخابات عمومی ماه نوامبر به جریان پر هزینه رقابت های انتخاباتی پایان داده و سرنوشت مسافر چهار ساله کاخ سفید را مشخص میکنند اما باید دانست که انتخابات ریاست جمهوری در این کشور به صورت مستقیم و دو درجه ای برگزار میگردد. به عبارت دیگر مردم در روز انتخابات با رای خود علاوه بر این که به نامزد مورد نظر خود رای می دهند(رای مردمی)، هیات های گزینش کننده را نیز انتخاب می کنند و در حقیقت این هیات ها هستند که با توجه به رای مردمی ایالات خود به فاصله یک ماه از تاریخ برگزاری انتخابات به انتخاب رئیس جمهور اقدام می نمایند. در واقع این هیات ها متعهد شده اند تا رای خود را به نفع برنده انتخابات در ایالت خود که با رای مردمی مشخص می شود، به صندوق بریزند اما هیچ تضمین حقوقی برای اجرای این تعهد وجود ندارد بلکه در تاریخ انتخابات امریکا مواردی متعددی از نقض این تعهد نیز مشاهده گردیده است.

افراد برای اینکه بتوانند در ایالات مختلف این کشور نامزد انتخابات گردند باید از مسیر پر پیچ و خم رقابت های درون حزبی عبور نماید. اگرچه هیچ محدودیتی برای اعلام کاندیداتوری افرادی که به احزاب وابسته نیستند وجود ندارد ولی ساختار تبلیغات و رقابت های انتخاباتی به گونی است که شانس پیروزی برای چنین افرادی را تقریبا هیچ کرده است. در طول تاریخ ۳۰۰ ساله امریکا تاکنون هیچ رئیس جمهوری خارج از احزاب دموکرات و یا جمهوری خواه پیروز رقابت های انتخاباتی در این کشور نبوده است. بنابراین نظام انتخاباتی حزبی در امریکا و سازوکار پیچیده رقابت های درون حزبی، افراد را ناگزیر به سمت جذب پول و کمک های تبلیغی افراد ذی نفوذ سوق میدهد. در اینجا است که نقش کانون های ثروت و قدرت در شکل گیری نظام سیاسی امریکا ظاهر میگردد و این سوال را بیش از پیش در ذهن ها ایجاد مینماید که: آیا واقعا این مردم آمریکا هستند که رئیس‌جمهور این کشور را انتخاب می‌کنند؟

نشریه هیل آمریکا

پاسخ به این سوال را باید در گزارش اخیر نشریه رسمی کنگره آمریکا جستجو کرد، گزارش نشریه «هیل» درباره پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری. این نشریه در گزارشی با عنوان «پنج حامی مالی که رقابت‌های انتخاباتی را شکل می‌دهند»،

به مساله اهمیت پول در انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده و این پنج نفر را اینطور معرفی میکند: خانواده ده‌ووس- فریس ویکس- میل هایفتز-  جان جردن-  بیل (ویلیام) کوک که با سرمایه میلیارد دلاری خود از نامزد های احزاب دموکرات و یا جمهوری خواه حمایت میک نند. این موارد تنها مبادی ورود پول های سرنوشت ساز میلیارد دلاری به عرصه انتخابات امریکا نیست بلکه مدتی پیش، یکی از نامزد های انتخباتی امریکا رقیب خود را به اخذ پول از سران کشور عربستان متهم کرد.  بدیهی است که برنده رقابتهای انتخاباتی خود را مدیون و بدهکار این افراد(که عمدتا مالکان شرکت های بزرگ خصوصی صنعتی، تجاری، نظامی و امنیتی در جهان هستند) خواهد دانست و درصدد جبران هزینه های انتخاباتی خود به تعامل با این صاحبان قدرت و ثروت خواهد پرداخت.

این وضعیت بگونه ای است که حتی صدای اعتراض خود امریکایی ها را نیز درآورده به طوری که حتی اوباما نیز اینطور از این واقعیت در انتخابات امریکا شکایت میکند: «ما باید نفوذ و تاثیر پول در سیاست آمریکا را کم کنیم تا منافع پنهان و منافع خانواده‌ها در انتخابات از قلم نیفتد. تغییر در نظام سیاسی ما که به نحوه انتخاب افراد و نه خود افرادی که انتخاب می‌شوند، مربوط می‌شود زمانی اتفاق خواهد افتاد که مردم خواهان آن باشند. چیزی که من خواستار آن هستم دشوار است. شاید خودفریبی و پذیرفتن این که تغییر غیرممکن است راحت‌تر باشد. پول‌هایی که خرج می‌شود و قدرتی که به دست می‌آید، به تصمیماتی می‌انجامد که سربازان جوان را به جنگ می‌فرستد یا به بحران اقتصادی دیگری منتهی می‌شود و یا به پسرفت در تحقق حقوقی منجر می‌شود که آمریکایی‌ها برای آن جنگیده و کشته شده‌اند».

این موارد تنها گوشه ای از واقعیات پشت پرده سیاست در امریکا است و به خوبی از چرایی حمایت آمریکا از کشور هایی نظیر رژیم اشغالگر اسرائیل، عربستان سعودی، ال خلیفه در بحرین و سایر کشور های ناقض حقوق بشر و البته ثروتمند در جهان پرده بر میدارد و دلیل سکوت دولتمردان آمریکا را در برابر جنایات این کشور های ناقض حقوق بشر در یمن، عراق، سوریه، فلسطین و بسیاری از مناطق دیگر جهان، برای افکار عمومی روشن تر می سازد .


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید