ارتباط با ما
تبلیغات


شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ | ۰۶:۳۸ ق.ظ
به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی«7»
برخورد گزینشی امریکا با موضوع حقوق بشر به مثابه یک ابزار سیاسی
حسام دیدگاه
حقوق بشر به عنوان یک رهیافت آرمانی صلح و امنیت جهانی به ابزار و کارکرد سیاسی مبدّل گشته و آمریکایی ها از این حربه بیشترین استفاده سیاسی را می برند. موضوع ارزیابی و پشتیبانی از حقوق بشر باید از ید یک یا چند کشور خارج شود و در اختیار سازمان های بین المللی به ویژه سازمان های غیرحکومتی بین المللی قرار گیرد.

سرویس بین الملل کافه حقوق: دست آویزی به حربه های نو برای رسیدن به اهداف منفعت طلبانه و خصمانه از اقدامات نابکارانه ای است که شیطان اکبر از روزگارهای قدیم به آن دست زده است. بیداری اسلامی در رسوایی این سیاست نامرئی نقش بسیار زیادی داشته است. از جمله حربه های آمریکا جهت سرکشی و اقدامات پیش دستانه و نفوذ و حضور فیزیکی در کشورهای در حال توسعه یافته، اعلان مداخله حقوق بشردوستانه و چهره حق به جانب به عنوان حامی حقوق بشر است.

ایالات متحده امریکا که همواره خود را مدعی و دوستدار حقوق بشر در جهان معرفی می کند و مدت هاست که سالانه، بدون آنکه تصویری روشن از مواضع ضد حقوق بشری خود ارائه دهد، موارد نقض حقوق بشر در سایر کشورها را از زاویه منافع ملی خود تدوین و به جامعه جهانی معرفی و ارائه می نماید، حال آنکه خود یکی از ناقضان فاحش بلکه افحش حقوق بشر به شمار می رود. اقداماتی که توسط سازمان ها و مجامع حقوق بشری جهان مورد انتقادهای مستند قرار گرفته است.

پس از فروپاشی شوروی و استفاده از ابزارهای حقوق بشری در فروپاشی آن، که چندان هم بی تاثیر نبود، این طاغوت اعظم بر این موضع به عنوان یک نرم افزار قدرتمند سیاسی تاکید کرد تا سروری مستکبارانه خود را بر نظام بین الملل از طریق استفاده ابزاری حقوق بشردوستانه به عنوان عنصر اساسی سیاست خارجی ایالات متحده امریکا مستحکم کند. به همین جهت اندیشه کنترل خاورمیانه و ایران، آنان را به استفاده و به کارگیری دو ابزار قدرت نظامی و گسترش دموکراسی در بلوک شرق و غرب جهت اقدامات منفعت طلبانه و خصمانه خود واداشت.

با تطبیق رویکرد حقوق بشر امریکایی با اسناد و استانداردهای بین المللی حقوق بشری می توان به نقض حقوق بشر در آمریکا چون تبعیض علیه اقلیت های نژادی و خشونت پلیس علیه سیاه پوستان، نقض حقوق زندانیان و شرایط اسف بار زندان و زندانیان، نقض حقوق کودکان، نقض موازین دادرسی عادلانه به ویژه در رسیدگی های کیفری، نحوه رفتار با مهاجران و … اشاره نمود.

اقدام آمریکا نسبت به تروریست ها و دیکتاتورهایی که خود می پرواند و تا زمانی که منفعت اقداماتشان به جیب آمریکا سرازیر می شود از آنان حمایت می کند و در نهایت که این روش کارایی خود را از دست می دهد خود شعار مبارزه با «تروریسم بین المللی» سر می دهد و خود را حامی حقوق بشر می داند. صدام که دست نشانده همین شیطان اکبر بود شاهد مثال خوبی است که با توجیه مبارزه با استبداد و پشتیبانی از حقوق بشر و جلوگیری از خونریزی مردم بی سرپناه و گسترش صلح در خاورمیانه، به درک واصل کردند. هرچند نتیجه خوبی برای سایر کشورها ممکن است دست دهد اما بازیچه قرادادن قواعد حقوق بشری به ضرر تمامی کشورهای خاورمیانه تمام می شود چرا که ممکن است همین اصل عدم مداخله که مورد پذیرش حقوق بین الملل است با همین استدلالات مورد خدشه قرار گیرد و نفوذ و اعمال نظر در درون حاکمیت دیگری را برای آنان ایجاب کند. و این نیز خود ناشی از تضعیف اصل عدم مداخله و ضمانت اجراهای ضعیف آن است.

239826_598 (Custom)عراق و صدام حسین زمانی که برای آمریکا نقش طغیانگرایانه و یاغی گری محسوب شد از سناریوی آمریکا حذف شد چراکه به گمان آمریکایی ها عراق و شخص صدام حسین دیگر کارایی لازم را نداشت و نه برای جامعه بین الملل و یا حتی ایران بلکه برای آنان مخل نظم بین الملل آمریکا محسوب می شد اما نکته آن است که عراق تا قبل از آن، با وجود اینکه ناقض حقوق بشر و به هم زننده صلح و امنیت منطقه بود و به این دلیل که از حمایت کشورهای اروپایی و آمریکا برخوردار بود به چالش کشیده نشد و تا زمانی که بر آمریکا یک یاغی محسوب نشد از صحنه روزگار حذف نشد تا جایی که آمریکا میلیاردها دلار در عراق هزینه کرد تا صدام حذف شود.

عربستان سعودی که هنوز بویی از حقوق بشر نبرده است و چیزی از مفاهیم حقوق بشر بین المللی نمی داند تا زمانی که رفتار انتقادگویانه با آمریکا ندارد و اقدامات ضد حقوق بشری آمریکا را به چالش نمی کشد، از حمایت آمریکا برخوردار است و نسبت به گزارش سالانه ای که تنظیم می کنند عربستان و امثال این کشورها در حاشیه قرار می گیرند و عادت جامعه جهانی این شده است که حواشی را نادیده بگیرند و به مسائل مهمتری که آمریکا با سیاست بزرگنمایی ایجاد می کند بپردازند. آمریکا، عربستان و برخی دیگر کشورها از جمله قطر، امارات، عمان، کویت، اردن و بحرین را در مسیر اصلاحات و فرایند اعمال حقوق بشر می داند و به همین جهت از آنان حمایت می کند.

حقوق بشر به عنوان یک رهیافت آرمانی صلح و امنیت جهانی به ابزار و کارکرد سیاسی مبدّل گشته و آمریکایی ها از این حربه بیشترین استفاده سیاسی را می برند. موضوع ارزیابی و پشتیبانی از حقوق بشر باید از ید یک یا چند کشور خارج شود و در اختیار سازمان های بین المللی به ویژه سازمان های غیرحکومتی بین المللی قرار گیرد.

آمریکا مانند دیگر عرصه های تاثیر گذاری و مداخله گری، وزنه ی حقوق بشر را به مثابه ابزار فشاری علیه دیگر کشورها همواره مورد استفاده قرار می دهد. دفاع از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم جهت دخالت در امور داخلی سایر کشورها و از سوی دیگر نقض گسترده ی حقوق بشر توسط این کشور و از همه مهم تر، نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در کشورهای حامی خود، بخشی از نگاه دوگانه آمریکا به حقوق بشر است.

از جمله حربه های آمریکا برای دخالت خود در خاورمیانه بهانه یازده سپتامبر بوده است که به نظر نویسنده با این کارنامه سیاهی که از آمریکا وجود دارد بعید نیست که خود آمریکا چنین سناریویی را ایجاد کرده باشد تا با برانگیختن احساسات جامعه جهانی و ملت ها و با بزرگ نمایی مستمر آن مسیر دستیازی خود به خاورمیانه را هموار کند. اقدامی که چندان هم بی تاثیر نبود. گزارش نهادهایی نظیر صلیب سرخ بین المللی، عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر، حاکی از آنند که از زمان  حادثه ۱۱ سپتامبر تاکنون، مقامات آمریکایی به بهانه مبارزه با تروریسم بین المللی دیگر نه احترامی برای توافقنامه های ۱۹۴۹ ژنو در رابطه با رفتار با زندانیان و نه برای قطعنامه های سازمان ملل علیه اعمال شکنجه قائل نیستند و همواره به نهادهای جهانی و منطقه ای از موضع برتری و تفوق پاسخ داده و  خود را معاف از پایبندی موازین و قواعد و اصول آمرانه حقوق بشری قلمداد نموده و از ارائه پاسخ های متقن و قانع کننده خودداری ورزیده است.

یک تبعه ایرانی که حدود ده سال از عمر خود را در زندان ترکیه سپری کرده، عنوان نمود که تمامی نه سال و شش ماه که به حبس محکوم شده است را در زندان بوده و هیچ امکانی برای خلاصی موقت او از زندان وجود نداشت و از کمترین حقوق انسانی بی بهره بوده است. این مورد از جمله مصداق های جزئی است که برتری نظام تقنینی ایران نسبت به سیاست های تقنینی ترکیه را نشان می دهد و با وجود انواع سیستم ها و نهاد های حبس زدایی در قوانین فعلی ایران، می بینیم که دشمنان، نظام قضایی ما را برخلاف استانداردهای حقوق بشر می دانند و متعرض ترکیه و عربستان سعودی و امثال آنان نمی شوند.

آمریکا در قبال کشورهای گوناگون دیپلماسی های مختلفی را تجربه می کند و درباره موضوع حقوق بشر ایران، دیپلماسی sanction یا همان تحریم را مدنظر قرار می دهد. تحت فشار قرار دادن ایران با اندیشه الزام ایران به رعایت حقوق بشر از این طریق دیپلماسی آنان است.

139410101445075176821504 (Custom)

تحریم های ایران چه در قالب قطع نامه های سازمان ملل مانند قطعنامه ۱۹۲۹ و چه در قالب قوانین کنگره  مانند قانون تحریم ایران همگی برخلاف حقوق بشر می باشد چراکه سیاست تحریمی اشخاص حقیقی راه فراری برای توجیه رفتار خود به این عنوان که ملت ایران تحریم نیستند بلکه سیاستمردانند که موجبات تحریم آنان را ایجاد می کنند.

تحریم افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی یک کشور به هیچ وجه با استانداردهای حقوق بشر سازگار نیست و نقض آزادی های فردی و در نتیجه نقض حقوق بشر محسوب می شود. اینگونه تحریم حقوق بشری اقداماتی است که از سوی آمریکا که خود را حامی حقوق بشر می داند صورت می گیرد و به هیچ عنوان در گزارش های سالانه خود منعکس نمی کند.

همانطور که عنوان شد دولت آمریکا تا زمانی که کشوری رفتارهای سیاسی او را به چالش نکشد و او را به باد انتقاد نگیرد آن کشور را دوست خود می داند در غیر اینصورت با مهمترین ابزار نوین یعنی حقوق بشردوستانه و وارد کردن اتهاماتی مبنی بر نقض حقوق بشر توسط کشور دیگر احساسات جامعه جهانی را برعلیه آن  بر می انگیزد.

اقدام به وضع تحریم های یک جانبه علیه هر کشوری با اسناد مهم بین المللی  چون منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه سازمان ملل در خصوص اصول حقوق بین الملل ناظر بر روابط و همکاری های دوستانه میان دولت ها، قطع نامه های متعدد در خصوص ممنوعیت اقدامات یک جانبه و قطع نامه های متعدد در خصوص تقویت همکاری های بین المللی در زمینه حقوق بشر در تعارض است.

در واقع حقوق بشر به عنوان یکی از ارکان اصلی استراتژی امنیت ملی آمریکا هرچند توسط آنان از سالیان سال استفاده ابزاری می شده است اما بعد از فروپاشی شوروی در دستور کار سیاست خارجی این کشور قرار گرفته و هر از گاهی در یک بازه زمانی وقتی منفعت خود را مطلوب نمی بیند اقدامات ضد حقوق بشری را نه فقط به منزله تهدید علیه امنیت ملی آمریکا، بلکه تهدیدی علیه امنیت بین الملل و جامعه جهانی معرفی می کنند تا با همراهی و اقناع وجدانی آنان و به نمایندگی از آنها جهت تحریم و تهدید کشور مورد نظر اقداماتش را توجیه کند.

 با این حال اقدامات آمریکا هرچند از موضع قدرت و برتری و قلدرمآبانه صورت می گیرد نمی تواند خودسرانه باشد و نیازمند اقناع جامعه جهانی و شورای حقوق بشری و پیگیری از طریق سازمان های بین المللی حقوق بشری است لذا یکی از اقدامات مطلوب توسط ایران پیش از هر اقدام نابکارانه از سوی آمریکا، فرایند اطاله ای است که با درگیر کردن امریکا برای توجیه رفتار خود و نتیجتا اقناع جامعه جهانی می توان از شدت و حدّت آن کاست.

سخن آخر اینکه در کنار دیپلماسی سه گانه ای که ایران متقابلا در برابر دیپلماسی آمریکا به کار گرفته که عبارتند از دیپلماسی انکار منفعلانه که با پذیرش برخی از هنجارهای حقوق بشری که مداقه در آن کاشف از رهیافت هایی است که صرفا به آرمان های حقوق بشری مانوس گشته و مداقه در آن جنبه های منفعت طلبانه کشورهای عضو را نشان می دهد یا دیپلماسی شرعی که برخی از پیمان نامه های بین المللی و هنجارهای حقوق بشری را به طور مشروط پذیرفته و آن در صورتی است که مخالف با احکام شریعت اسلامی نداشته باشد و دیپلماسی آفندی که با ایجاد کنوانسیونهای جدید حقوق بشری توسط کشورهای اسلامی مثل اعلامیه اسلامی حقوق بشر قاهره نظارت بر مساله حقوق بشری است، وقتی آمریکا در صدد آن است که شورای حقوق بشر را آنگونه که خود میخواهد بسازد. و دید و افکار جامعه جهانی را به سیاست های منفعت طلبانه خود سوق دهد، ایران می بایست در بعد سازمان های بین المللی و شورای حقوق بشر نقش فعالانه و صاحب کرسی باشد. و متخصصان و اندیشمندان افراطی مدافع حقوق بشر را که عاری اندیش هستند و بدون توجه به سیاست های منفعت طلبانه دولتمردان ایالات متحده آمریکا، حقوق بشری می اندیشند را به جان دولتمردان آمریکایی بیندازد تا از این طریق به مثابه «از ماست که بر ماست» با خود برخورد کنند.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید