ارتباط با ما
تبلیغات


چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵ | ۱۷:۰۰ ب.ظ
در مصاحبه اختصاصی با عضو پژوهشکده رویان مطرح شد:
ملاک برای تشخیص عسر و حرج مادر شخصی است
دکتر رضاعمانی سامانی
سقط‌جنین به لحاظ اخلاقی، فقهی، قانونی و پزشکی فعلی حرام و جرم مستوجب مجازات و یا پرداخت دیه است. مگر آنکه عواملی باعث شود که سقط لازم آید. در قانون مواردی که می‌توان اقدام به سقط درمانی کرد ذکرشده است اما نواقص و ابهاماتی پیرامون مفاهیم به‌کاررفته در قانون بالاخص مفهوم عسرو حرج وجود دارد که موجب اختلاف‌نظر میان حقوق‌دانان و پزشکان گردیده است. بنابراین تصمیم گرفتیم در این رابطه مصاحبه ای را با دکتر رضاعمانی سامانی عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه رویان، تهیه نماییم. این مصاحبه در ادامه ارائه خواهد گردید.

گروه اجتماعی کافه حقوق: سقط‌جنین به لحاظ اخلاقی، فقهی، قانونی و پزشکی فعلی حرام و جرم مستوجب مجازات و یا پرداخت دیه است. مگر آنکه عواملی باعث شود که سقط لازم آید. در قانون مواردی که می‌توان اقدام به سقط درمانی کرد ذکرشده است اما نواقص و ابهاماتی پیرامون مفاهیم به‌کاررفته در قانون بالاخص مفهوم عسرو حرج وجود دارد که موجب اختلاف‌نظر میان حقوق‌دانان و پزشکان گردیده است. بنابراین تصمیم گرفتیم در این رابطه مصاحبه ای را با دکتر رضاعمانی سامانی عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه رویان، تهیه نماییم. این مصاحبه در ادامه ارائه خواهد گردید.

img_4698-small

 

 کافه حقوق: سقط‌جنین طبق قانون مشمول چه مواردی است؟ برای مثال مواردی را نام می‌برند مانند کاهش جنین که من در نص قانون ندیدم که کاهش جنین جز موارد سقط به شمار آمده باشد.

دکتر سامانی: سقط‌جنین یک تعریف پزشکی دارد و یک تعریف فقهی و قانونی. ازلحاظ پزشکی خروج زیر ۲۰ هفته را سقط‌جنین می‌گویند. ازلحاظ فقهی و قانونی تایمی وجود ندارد. هرلحظه که تایم زایمان نباشد- قبل از زایمان باشد- و جنین خارج شود سقط است. یک تعریف دیگری هم هست که می‌گویند هر جنینی که از بین برود سقط‌جنین است درنتیجه از بین رفتن برخی جنین‌های آزمایشگاهی هم نوعی سقط‌جنین است. سقط‌جنین که در قانون آمده دو نوع بیشتر نیست یکی سقط‌جنین عمدی و دیگری درمانی. بیش از این نداریم یعنی سقط خودبه‌خودی و مکرر در قانون وارد نشده است. سقط درمانی موارد خاصی است و تایمینگ خاصی دارد تایمینگش زیر ۱۲۰ روز یعنی ۴ ماه است که می‌شود ۱۹ هفته تمام. بالای این مرز سقط غیرقانونی است حتی در فرض خطر جانی مادر که انشالله اصلاح خواهد شد. زیر این مرز هم دو حالت دارد یا خطر جانی برای مادر دارد (نه سلامتی) خطراتی که جان را به خطر نمی‌اندازد ولی سلامتی را به خطر می‌اندازد جز موارد سقط درمانی نیست یا نقص جنین است که موجب حرج مادر می‌شود.

کافه حقوق: پیرامون مفهوم سقط درمانی تعاریف بعضاً متعدد است. قانون یکسری مصادیق را گفته. در ماده‌واحده سقط درمانی مصادیق را بعضاً بیان کرده است مثلاً خطر جانی مادر یا نقص جنین یا ناقص‌الخلقه بودن و این‌ها و انگار بیشتر بر مصداق تأکید شده و تعریفی برای مبنای مشترک صورت نگرفته است ازلحاظ پزشکی مفهوم سقط درمانی محدود به تایم شده یا عناصر دیگری هم هست؟

دکتر سامانی: یک وجهش تایم است، یک وجهش خطر جانی است تایم را توضیح دادیم ولی خطر یعنی چه؟ در پزشکی ما مطلق نداریم برعکس حقوق‌دانان. اینکه خطر جانی چیست مورد اختلاف است. یکجایی محدوده‌اش مشخص است مثلاً نارسایی قلبی در این حد باشد، از بین می‌رود ولی در برخی موارد اختلاف است.

نقص جنین چیست؟ این‌گونه که در قانون آمده است به علت عقب افتادگی و ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است. خب این حرج مادر ناشی از چیست؟ آیا ناشی از نگهداری است یا عقب‌ماندگی ذهنی یا ناهنجاری قلبی و عروقی؟ فردی می‌گوید منگلی که عیب نیست. حالا عقب‌ماندگی ذهنی تا چه حد؟ آقای دکتر آذین می‌گوید که حالا این منگل است ولی انسان است و فقط یک‌کمی درک و فهمش کمتر است خب حالا از آن نگهداری می‌کنیم. برخی می‌خواهند بگویند ملاک عسروحرج شخصی است ولی تعریفی که می‌کنند نوعی است. ولی اشتباه است یا باید بگویید شخصی و یا باید بگویید نوعی است.

این قانون آیین‌نامه اجرایی ندارد چون حرج را نوعی می‌دانند و هر دفعه پزشکی قانونی یک لیست می‌نویسد و بعد پاره می‌کند و بعد دوباره می‌نویسد و همین لیست هم مورد وفاق نیست. این تعیین کردن، شدنی نیست چون این حرج برای هر فردی متفاوت است. نداشتن ساعد یا دودست نداشتن یا نداشتن بینی مورد حرج است؟ کدام‌یک مورد حرج نیست؟ واقعیت امر این است که همه‌چیز مشخص نیست و یک کمیسیون در قانون پیش‌بینی‌شده است که در مورد آن تصمیم می‌گیرد. از طرف دیگر چیزهایی است که موجب حرج می‌شود ولی در قانون به آن پرداخته نشده است چیزهایی مثل تجاوز جنسی. نه در قانون است نه در دستورالعمل و نه هیچ فقیهی قبول دارد.

کافه حقوق: اگر ملاک را در عسر و حرج شخصی بگیریم و معیار نوعی را دخالت ندهیم ممکن است تالی فساد داشته باشد. مثل‌اینکه تجاوز جنسی نباشد و زنای عادی اتفاق افتاده و خانم می‌گوید من نمی‌توانم بچه را بدون پدرش بزرگ کنم و نمی‌توانم برم دادگاه شکایت کنم و من اقدام به سقط می‌کنم خب این تالی فاسد وجود دارد.

دکتر سامانی: اگر قبول کردی که یک‌چیزی شخصی است باید این را بپذیری که تو حق نداری چکش کنی و طرف می‌تواند به‌دروغ بگوید حرج است درحالی‌که حرج نیست و به خدا باید جواب دهد. خب این‌یک خوبی دارد و یک بدی دارد. خوبی آن، این است که کسی که دچار حرج شده راحت می‌شود و بدی آن هم این است مواردی که اصلاً حرج نیست را مشمول می‌کنیم؛ اما یک نکته را در نظر بگیرید برفرض که به شخص گفتیم سقط حرام است و من انجام نمی‌دهم. آیا می‌رود به خونش؟ می‌رود به زیرزمین در یک شرایط ناجور سقط را انجام می‌دهد؛ بنابراین اگر ما معیار را نوعی کنیم سقط زیرزمینی را فعال می‌کنیم. حالا باید دو طرف را نگاه کنیم اگر معیار را شخصی بگیریم یک عده الکی سقط می‌کنند و اگر شخصی نگیریم این ممکن است جلوی عده‌ای را بگیرد تا نروند زیرزمین و از آن‌طرف هم عده‌ای دچار حرج واقعی هستند ولی چون به دنبال یک معیار یکسان در همه هستیم و این ندارد در حرج باقی می‌ماند.

کافه حقوق: اگر واقعاً بخواهیم ملاک را شخصی در نظر بگیریم دیگر کمیسیون پزشکی که در ماده‌واحده پیش‌بینی‌شده جایی ندارد…

دکتر سامانی: بله. وقتی کمیسیون پزشکی و یا هر شخص دیگری قرار باشد نظر بدهد یعنی ملاک نوعی است. واقعیت این است که حرج قابل چک کردن نیست. حرج بین شما و شما یکی نیست. آستانه درد یکی نیست. درد شخصی است و نوعی نیست ما پزشکان این را قبول کردیم.

کافه حقوق: ممکن است که یک پرسش‌نامه تهیه شود و در اختیار یک خانم قرار داده شود و یکسری ویژگی‌های شخصی را یادداشت کند و شما پزشک معالج هستید و چک می‌کنید و می‌گویید خب اگر من جای ایشان بودم هم این کار را می‌کردم آیا به نظر شما نوعی است؟

دکتر سامانی: نوعی است ولی کافی نیست. چون اگر من بگویم اگر من جای آن بودم این کار را می‌کردم یعنی حرج من و حرج آن فرد نزدیک است. اگر در آن کمیسیون سه نفره که قانون پیش‌بینی کرده، هر سه نفر متفق‌القول بگویند این در مورد خانم واقعاً حرج است. این دقیقاً نوعی است چون شخص دیگری نظر می‌دهد چون دقیقاً بستگی به خصوصیات پزشکانی دارد که خودشان را جای آن‌طرف می‌گذارند.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید