ارتباط با ما
سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵ | ۱۸:۲۰ ب.ظ
مصاحبه با همسر حقوقدان شهید محمد رضا جلالی
فراموشی شهدای منا؛حتی از اطلاق لفظ شهید به این افراد ابا دارند
همسر حقوقدان شهید محمد رضا جلالی
شهید محمد رضا جلالی ۱۵ اسفندماه ۱۳۵۹ در تبریز به دنیا آمد.او دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته حقوق بود و در دانشگاه نیز به تدریس دروس حقوقی مشغول بود.شهید جلالی سال گذشته به همراه یکی از جانبازان کشورمان به حج تمتع می‌رود و متأسفانه در فاجعه منا که به دلیل بی‌کفایتی آل‌سعود رخ داد، دعوت حق را لبیک می‌گوید.در ادامه مصاحبه با خانم شاکر ،همسر این شهید عزیز، ارائه می گردد.
«وَمَن یَخْرُ‌جْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرً‌ا إِلَى اللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ثُمَّ یُدْرِ‌کْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُ‌ه عَلَى اللَّهِ»شهید محمد رضا جلالی ۱۵ اسفندماه ۱۳۵۹ در تبریز به دنیا آمد و از کودکی به واسطه تشویق‌های خانواده به ویژه پدرش که مداح بود به سمت فعالیت‌های قرآنی و دینی روی آورد تا اینکه توانست در عرصه‌های مختلف پیشرفت کند.دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته حقوق بود و در دانشگاه نیز به تدریس دروس حقوقی مشغول بود. وی علاوه بر فعالیت‌های محوله در سپاه پاسداران، در بیشتر برنامه‌های دینی فعالیت داشت به طوری که در تمام استان آذربایجان شرقی وی را به عنوان فعال قرآنی و مداح اهل بیت (ع) می‌شناختند. شهید جلالی سال گذشته به همراه یکی از جانبازان کشورمان به حج تمتع می‌رود و متأسفانه در فاجعه منا که به دلیل بی‌کفایتی آل‌سعود رخ داد، دعوت حق را لبیک می‌گوید.در ادامه مصاحبه با خانم شاکر ،همسر این شهید عزیز، ارائه می گردد:
shahid

ضمن عرض سلام و خسته نباشید لطفا در ابتدا یک معرفی اجمالی از شهید بزرگوار بفرمایید.

شهید محمد رضا جلالی معاون لشکر عملیاتی سپاه عاشورا بودند، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی بوده و در دانشگاه در همین رشته مشغول تدریس بودند، علاوه بر تدریس مشغولیت مهم ایشان مداحی در یادواره های شهدا و مراسمات مذهبی بود، اگر مراسمی به نام شهدا برگزار می شد از هیچ کمکی دریغ نمی کردند. به لحاظ روابط عمومی بالا و ویژگی های اخلاقی و توانمندی ها در قرائت قرآن معمولا در مراسمات سطح شهر اجرا داشتند و در برنامه های عملیات روانی و جنگ نرم نیز فعالیت می کردند.  شهید جلالی به خوش خلقی و رعایت ادب شهره عام و خاص بودند، مخصوصا اخلاق و رفتار خوبی که با بچه ها داشتند معروف بود. با وجود مشغله کاری که داشتند هیچ وقت صله ارحام را ترک نمی کردند و همیشه سعی می کردند حتی به مدت کوتاه هم شده یادی از فامیل بکنند.

آن گونه که ما شنیدیم شهید جلالی مدتی در سوریه در دفاع از حرم حضرت زینب (س) حضور داشتند، در صورت امکان در این مورد توضیح بفرمایید. رمضان سال گذشته به سوریه رفت، ایشان بدون اینکه به ما اطلاع بدهد به سوریه رفته بود، دو روز قبل از اینکه بازگردد گفت که سوریه هستم و برایم دعا کن. تا پیش از آن فکر می‌کردم برای برنامه‌های قرآنی به تهران رفته اما وقتی با شماره ناشناس تماس گرفت متوجه شدم که سوریه است. من با اینکه برایم سخت بود اما هیچ‌گاه اعتراضی نکردم چون می‌دیدم او با علاقه و شور زیادی برای دفاع از اسلام تلاش می‌کند من هم از را همراهی می کردم. طبق تعریف هایی که شهید جلالی داشتند حرم حضرت زینب (س) بسته بود و گرد و غبار حرم را گرفته بود، ایشان با جمعی از رزمندگان وارد حرم می شوند و حرم را غبارروبی می کنند و در آنجا مداحی می کنند.

چه شد که به حج تمتع اعزام شدند؟

محمدرضا عاشق زیارت بود طوری که امکان نداشت ما سالی دو بار را حداقل به پابوس امام رضا(ع) نرویم. یک روز به خانه آمد و گفت که یکی از جانبازان تبریز قرار است امسال به حج برود و می‌تواند یکی را که استعانت مالی دارد، به عنوان همراه با خود ببرد. او که علاقه زیادی به زیارت خانه خدا داشت و همیشه با خود می‌گفت من باید زودتر به حج بروم از این پیشنهاد استقبال کرده بود. البته از من هم پرسید که نظرت چیست؟ که من گفتم: «رفتن به میهمانی خداوند آرزوی هر کسی است، هر جور خودت صلاح می‌دانی». او هم گفت که خوشحالم که در کنار یکی از جانبازان می‌خواهم اعمال حج را به جای بیاورم به نظر من این موهبت و نعمتی است که بعد از مدت‌ها انتظار نصیبم شده است.

روزهای آخری که با هم در تماس بودید، چگونه بود؟ روز عرفه خیلی حال و هوای خاصی داشت. برایم چند لحظه مداحی فرستاد. حدود ۲۰ دقیقه هم به صورت مستقیم مداحی حضرت علی‌اصغر(ع) را گوش می‌دادم. شب عید قربان و فاجعه منا ساعت یک بامداد با هم صحبت می‌کردیم و از حال و هوای آنجا برایم می‌گفت و از من خواست که فردا که رمی جمرات است برایش صدقه دهم چون یکی از سخت‌ترین مراحل اعمال را پیش روی دارد و من هم گفتم برایم دعا کند.

عکس العمل فرزندان شما نسبت به شهادت پدرشان چه بود؟

مصطفی که خیلی کوچک بود، چهار ماهه بود ولی فاطمه وقتی شهید جلالی عازم سفر حج می شدند، خیلی بی تابی می کرد در فرودگاه هم بغض کرده بود، به فاطمه گفته بودیم بابا ۱۰ روز میره حج، چون اگر می گفتیم یک ماه، نمی توانست تحمل بکند، وقتی تلفنی با پدر صحبت می کرد با همون شیرین زبانی خودش می گفت: بابا مکه ۱۰ روز زیاده، ایشونم می گفت من زود برمی گردم…. ولی با همه بی تابی های سفر بابا، خدا به فاطمه صبری داده که دوری پدر را تحمل کند. چند روز پیش می گفت کاش خدا اجازه بده بابا از بهشت کمی بیاد پیش ما، بعد برگرده، چون بهشت جای خوبیه.  در مورد مصطفی هم شهید جلالی موقع رفتن گفتند دعای پدر در حق فرزند مستجاب می شود، در مکه دعا می کنم مصطفی مجتهد بشود. خیلی علاقه داشت مصطفی در این زمینه تربیت شود. تبعیت از ولایت فقیه مهم‌ترین ویژگی اخلاقی همسرم بود/ از مکه هیچ سوغاتی نخریده بود.  یکی از بارزترین ویژگی های محمد رضا تبعیت محض از ولایت فقیه بود. وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی خرید از عربستان را نامناسب دانستند محمدرضا هم از من معذرت خواست و گفت من نمی‌توانم در این سفر برایت چیزی بیاورم هر سوغاتی هم می‌خواهی از ایران می‌خریم. حتی در سفر به مکه به یاد دارم برایم نوشته بود که همراه با کاروان جانبازان به مکه رفتم اما قرار است به بازار برویم که برایم قابل هضم نیست. وسایل همسرم را آوردند؛ همه وسایلش بود اما چون با خودش گوشی را برده بود در بین جمعیت گم شده بود و نتوانستم از اطلاعات و عکس‌های آن استفاده کنم.

از لحظه شهادت شهید اطلاعی دارید؟ ما شب قبل در عرفات با هم تصویری صحبت کردیم، صبح عید قربان ساعت ۸:۳۰ و ۹ صحبت کردیم، عکس فرستادند که خستگی در چهره ایشان کاملا مشهود بود. ساعت ۹:۲۰ اینترنت و ارتباطمان قطع شد، سیمکارت ایشان دست من بود تماس های مکرری از طرف دوستان و آشنایان می شد که از وضعیت ایشان می پرسیدند. اصلا فکر نمی کردیم که چنین اتفاقی برایشان افتاده باشد، چون ایشان جوان و ورزشکار بودند و دوره های مختلف ورزشی و رزمی را گذرانده بودند. چند شب منتظر شدیم، گفتیم شاید مجروح شده است و در بیمارستانی بستری است، دوازده روز منتظر خبری از ایشان بودیم که اطلاعی نبود. تمامی حرف هایی که در مورد شهادت ایشان گفته اند فقط فرضیه است که ما هم شنیدیم و هیچ اطلاع دقیقی از نحوه شهادت ایشان وجود ندارد.

پیکر ایشان چگونه به ایران منتقل شد؟ بعد از ۱۲ روز پیکرشان را با هواپیما به تبریز انتقال دادند. هیچ مشکل خاصی در چهره ایشان دیده نمی شد، البته پزشکی قانونی علت فوت را بیماری های دستگاه تنفسی اعلام کرد که خود من نسبت به این قضیه خیلی ناراحت شدم، چون امکان ندارد کسی که ورزشکار بود و مداحی های سنگینی داشت، نمی توانست مشکل تنفسی داشته باشد.

پیگیری مسئولان بعد از فاجعه منا و شهادت شهید جلالی چگونه بود؟ با توجه به اینکه شهید جلالی در منا شهید شدند، متاسفانه از طرف مسئولین هیچ پیگیری نسبت به احقاق حقوق این شهدا صورت نگرفته است. اگر هم مسئولین پیگیری هایی در این زمینه از عربستان کرده اند، بازخوردی در این خصوص ندیده ایم. تنها سخنرانی مقام معظم رهبری بود که باعث شد ابدان شهدا برگردد. انتظار ما این بود که خون این شهدا پایمال نشود و انتقام خونشان گرفته شود. متاسفانه احساس می شود که یاد شهدای منا در حال فراموشی است. بعضی از مسئولین حتی از اطلاق لفظ شهید به این افراد ابا دارند. ما خود اقامه دعوا کرده ایم، کنسولگری ایران هم از ما وکالت گرفت، ولی متاسفانه اقدام مؤثری انجام نشد. همه خانواده شهدا به این دلیل واقعا ناراحت هستند که کوتاهی از طرف مسئولین امر در این خصوص صورت گرفته است، به طوری که اصلا دولت عربستان قبول نمی کند که در این خصوص مقصر است تا بتواند خون بهای این شهدا را بپردازد. البته ما از نظر مالی هیچ کمبودی نداریم ولی در بین خانواده شهدا هستند کسانی که نان آور خانواده شان بودند و شهید شدند و خانواده به لحاظ مالی در مضیقه هستند. جا دارد از مسئولین سپاه تشکر کنم که از لحاظ روحی واقعا به ما کمک کردند.

با توجه به این که شما و شهید جلالی، هر دو از اعضای سازمان بسیج حقوقدانان بوده و هستید چه توصیه ای برای حقوقدانان و … در ادامه راه شهدا دارید؟ شهید جلالی علاقه زیادی به تحصیل در مقطع دکتری داشتند. این مسئله خیلی مهم است که بسیجیان در عین این که ولایتمدار هستند با داشتن تحصیلات عالی و کاربردی بتوانند در لایه های مدیریتی جامعه مؤثر واقع شوند تا بتوانیم وکیل، قاضی و مدیر ولایی و با تفکر بسیجی داشته باشیم.

آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید