ارتباط با ما
تبلیغات


شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳ | ۱۱:۰۳ ق.ظ
نگاهی به نظریات جرم‌شناسی
مهمترین نظریات علل ارتکاب جرایم چیست؟
نکته اساسی این است که هیچکدام از این موارد به طور کلی نمی‌تواند کلیه عوامل جرم را توضیح دهد بلکه همگی باید در کنار یکدیگر برای پیشگیری جرایم و جنایات به کار گرفته شود.

جرم

کافه حقوق؛ علی ابراهیم‌نیا- در جرم‌شناسی، بررسی علل ارتکاب جرایم توسط افراد، می‌تواند راه‌کاری مناسب برای نحوه ایجاد سیاست‌های پیشگیرانه از جرم ارائه دهد. نظریات بسیاری از دهه ۶۰ میلادی تاکنون مطرح شده‌اند و همچنان درحال گشترش هستند. البته هیچکدام از این نظریات نتوانسته است به طور مستقل، تمام علل جرم را توضیح دهند و همین مسئله موجب شده است تا به نحوی ترکیبی مورد استفاده قرار گیرند. مهم ترین نظریاتی که در این حوزه ارائه شده است به شرح ذیل می‌باشد:
نظریه انتخاب عقلانی
بر اساس این تئوری، عموماً مردم بر اساس منفعت شخصی خود اقدام به تصمیم گیری میکنند و همین موجب میشود که بعد از سنجیدن میزان منفعت و یا سود بالقوه جرم، اقدام به ارتکاب آن کنند. حتی بعضاً احتمال دستگیر شدن و مجازات را نیز با توجه به سود حاصل از کار برآورد میکنند و اگر سود و منفعت بیشتر باشد، به سمت ارتکاب جرم خواهند رفت.

نظریه بی‌سازمانی اجتماعی

طبق این تئوری اولین چیزی که بر رفتار و منش و تصمیم گیری فرد تأثیر میگذارد، محیط اجتماعی اطراف او و وضعیت فیزیکی اوست. برای مثال، منطقه ای که نزاع به نحو گسترده ای در آن رخ میدهد، احتمال ارتکاب جرایم و جنایات را طبیعتاً بالا میبرد. چنین منطقه یا محله ای از ضعف آموزش و تحصیلات رنج خواهد برد. عموماً دارای ساختمانهای متروکه بسیاری است. نرخ بیکاری در میان ساکنان چنین مناطقی بالاست و مردم در فقر به سر میبرند. تمام این موارد به عنوان عواملی مطرح میشوند که ارتکاب جرایم را در پی دارند.

نظریه فشار

افراد عموماً دارای اشتیاقات مشترکی هستند اما همگی دارای فرصتها و موقعیتهای مشترک نیستند. در این صورت اگر نتوانند انتظارات جامعه و خود را از طریق قانونی برآورده سازند سعی خواهند کرد که به هر نحوی که شده به منویات خود برسند و این به معنی وقوع جرایم و جنایات است.

نظریه یادگیری اجتماعی

افراد معمولاً انگیزه ارتکاب جرایم و مهارتهای ناظر به جرم را از طریق کسانی که با آنها ارتباط دارند، می آموزند. این اجتماع است که مهارتها را به اینگونه افراد منتقل میکنند.

نظریه کنترل اجتماعی

بر طبق این تئوری اگر کنترلهای ناشی از نهادها و خرده جامعه های مختلف مانند مدرسه، مسجد، محل کار و خانواده ها بر فرد نبود، او قطعاً دست به ارتکاب جرم خواهد زد.

نظریه برچسب‌زنی

کسانی که بر تخت قدرت هستند تصمیم خواهند گرفت که چه چیزی جرم است و چه چیزی در زمره جرایم قرار نمیگیرد. بنابراین آنها هستند که با زدن برچسب بر افراد، آنها را جنایتکار یا مجرم مینامند. زمانی که شخصی مجرم نامیده شود دیگر جایگاهی در جامعه نخواهد داشت و عملاً او دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت و همین موجب افزایش رفتار مجرمانه او خواهد شد.

بیولوژی، زنتیک و تکامل

رژیم غذایی ضعیف، ناتوانی های ذهنی، و یا حتی اعتبار و مقام گرفتن از طریق ارتکاب جرایم، همگی به عنوان عوامل جرم مطرح میشوند.

نکته اساسی این است که هیچکدام از این موارد به طور کلی نمی‌تواند کلیه عوامل جرم را توضیح دهد بلکه همگی باید در کنار یکدیگر برای پیشگیری جرایم و جنایات به کار گرفته شود.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید