ارتباط با ما
دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵ | ۱۲:۰۰ ب.ظ
‎‎‎‎‎سلسله گزارش های بازخوانی اصول قانون اساسی:
اصل هفدهم قانون اساسی و تعیین هجرت پیامبر به عنوان مبدا تاریخ رسمی کشور
فصل دوم قانون اساسی که در پی بیان بعضی از مسائل شکلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی است، پس از بیان زبان و خط رسمی کشور و جایگاه زبان عربی در اصول پانزدهم و شانزدهم، اصل هفدهم را به تاریخ و تعطیلی رسمی کشور اختصاص داده است. اصل هفدهم قانون اساسی به صورت خاص به مبحث تاریخ رسمی کشور پرداخته است که در این نوشتار مبانی آن را بررسی می کنیم.

کافه حقوق: فصل دوم قانون اساسی که در پی بیان بعضی از مسائل شکلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی است، پس از بیان زبان و خط رسمی کشور و جایگاه زبان عربی در اصول پانزدهم و شانزدهم، اصل هفدهم را به تاریخ و تعطیلی رسمی کشور اختصاص داده است.

هر کشوری تقویم رسمی داشته و مناسبت خاصی را به عنوان مبدا تاریخ رسمی خود بر می گزیند. امروزه در دنیا در کنار صدها گاه شماری محلی که گسترش زیادی ندارند، اکثر کشورهای جهان از تقویم میلادی که تقویم بین المللی به شمار می رود، استفاده می کنند که در آن مبدا تاریخ، میلاد حضرت عیسی مسیح است. در بسیاری از کشورهای اسلامی علاوه بر تاریخ میلادی، از تاریخ هجری نیز استفاده می شود و از جمله در کشورهای ایران، افغانستان و عربستان سعودی، تاریخ رسمی کشور بر اساس تاریخ هجری است. مبدا تاریخ هجری، هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در سال سیزدهم بعثت از مکه به مدینه است.

تقویم ها در کشورهای دنیا به غیر از این که از نظر مبدا تاریخ رسمی با یکدیگر اختلاف دارند، در مبنای محاسبه نیز دارای تفاوت هستند. در تقویم هایی همچون هجری قمری، مبنای محاسبه تقویم، حرکت ماه و در تقویم های شمسی هم چون هجری شمسی مبنای محاسبه، حرکت خورشید است. در اصل هفدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مبدا تاریخ رسمی جمهوری اسلامی ایران، هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قرار داده شده است و تاریخ هجری شمسی و قمری، به صورت توامان معتبر شده است، هرچند با تاکید بیشتری بر هجری شمسی، مبنای کار ادارات دولتی بر این تقویم قرار داده شده است. به علاوه، روز جمعه نیز به عنوان تعطیلی رسمی کشور قرار داده شده است.

اصل هفدهم قانون اساسی اگر چه تاریخ هجری شمسی را مبنای کار ادارات دولتی معرفی مینماید، اما هر دو تاریخ هجری شمسی و قمری را معتبر میشمارد. نکته اول در این باره این است که همان گونه که در گفتار قبل بیان شد، تشریعی از جانب خداوند برای مبدا تاریخ رسمی وجود ندارد و از این رو بنا بر مصالح و اولویت هایی که وجود داشته، این اقدام صورت گرفته است. حال که اصل هجری یا غیر هجری بودن تاریخ رسمی کشور تشریعی نیست، پس به طریق اولی درباره این که هجری شمسی یا قمری یا هر دو آنها در جامعه معتبر باشند نیز نمیتوان در شرع به دنبال پاسخ گشت و قانون گذاران اساسی کشورمان به دلایلی که از آنها صحبت شد، هر دو تاریخ شمسی و قمری را در جامعه معتبر دانسته اند.

علت اعتبار هجری شمسی در جامعه و مبنا قرار دادن آن برای فعالیتهای دولتی را باید رواج آن در جامعه دانست. قانون گذاران اساسی کشورمان از آنجا که در جامعه، در سالهای گذشته، تاریخ هجری شمسی رواج داشته است، برای تسهیل کار مردم، این تقویم را به عنوان مبنای عملکرد قرار دادند. اما از آن جا که تقویم هجری قمری نیز در موارد متعددی در روند فعالیتهای جاری جامعه تاثیر گذار است، این تقویم نیز به رسمیت شناخته میشود. تاثیر تقویم قمری را در موارد متعددی میتوان مشاهده نمود. از یک سو، تقریبا نیمی از تعطیلی های رسمی کشور، بر اساس مناسبت هایی است که بر اساس تقویم قمری رخ داده اند و هر سال به خاطر اختلاف تقویم هجری شمسی و قمری، جایگاه آنها در تقویم شمسی تغییر مییابند. پس چنانچه تقویم هجری قمری اعتبار نداشته باشد، تکلیف این مناسبتهای مذهبی در تقویم رسمی کشور نامشخص خواهد بود. از سوی دیگر وجود احکام و هنجارهایی نظیر روزهداری و یا تغلیظ دیه در موارد خاص (، باعث میشود تا نیاز به تقویم هجری قمری در کنار تقویم هجری شمسی در زندگی عادی مردم و تکالیف دستگاههای دولتی، هم چنان احساس شود و بتوان به صراحت از اقدام قانونگذاران اساسی کشورمان در اعتبار توامان تقویم های هجری شمسی و قمری دفاع نمود.

مبانی تعطیلی روز جمعه

جمله پایانی اصل هفدهم قانون اساسی بیان میکند که تعطیل رسمی هفتگی روز جمعه است. آنچه در این باره محل توجه است از یک سو بررسی این نکته است که آیا در اسلام و در منابع فقهی چیزی تحت عنوان تعطیلی رسمی یکی از روزهای هفته وجود دارد؟ یعنی در سنت پیامبر اکرم و اهل بیت، روزی از روزهای هفته تعطیل بوده است؟ و حال به هر دلیلی اگر قرار بر انتخاب روزی به عنوان تعطیل رسمی در هفته وجود داشته باشد، مبنای انتخاب روز جمعه برای این موضوع چیست؟ آیا دلیلی برای این انتخاب وجود دارد و یا این که صرفا یکی از روزهای هفته به این موضوع اختصاص داده شده و تفاوتی میان آنها نیست. در گفتارهای آتی، این دو موضوع به بحث گذاشته خواهد شد.

مبانی فقهی تعطیلی یک روز در هفته

امروزه در همه کشورهای دنیا این موضوع پذیرفته شده است که حداقل یکی از روزهای هفته در کشور به عنوان تعطیل رسمی شناخته شود. این تعطیل هفتگی در کشورهای گوناگون روزهای متفاوتی است، اما در اکثر کشورهای دنیا که تقویم میلادی تقویم رسمی ایشان بوده و بر همین اساس روز یکشنبه به عنوان تعطیل رسمی شناخته میشود و در بعضی کشورها، این تعطیلی در روز جمعه است. پیش از بحث درباره این که آیا تعطیلی روز جمعه دارای موضوعیت هست یا خیر باید از علت تعطیلی یک روز در هفته سخن گفت. آیا چنین موضوعی در منابع فقهی و سنت دارای سابقه هست یا خیر؟

بررسی منابع تاریخی مؤید این امر است که در دوران صدر اسلام، چیزی تحت عنوان تعطیل هفتگی اعم از جمعه و یا غیر جمعه وجود نداشته است که در آن دستگاه حکومت همه تعطیل بوده و کار در آن روز در جامعه به حالت تعلیق درآید. حتی برعکس درباره روز جمعه که به عنوان تعطیلی مسلمانان در افواه عمومی مشهور شده است، قراینی بر فعالیت و کار و تلاش وجود دارد. مهم ترین قرینه در این زمینه در سوره جمعه مشاهده میشود. در آیات پایانی این سوره که به بحث نماز جمعه میپردازد، به عموم مسلمانان امر میشود که هنگامی که ندای نماز جمعه بلند میشود، به سوی نماز بشتابند و تجارت را رها کنند. صراحت این دستور در این آیه باعث شده است تا برای تجارت در زمان اقامه نماز جمعه عنوان را قرار دهند و حکم به حرمت آن در شرایط خاصی نماین » بیع وقت النداء « خاص ۳ ) آیه بعد در همان سوره ( نیز اجازه ادامه فعالیت تجارت پس از اقامه نماز جماعت را میدهد تا از فضل خداوند در روی زمین استفاده نمایند.

همین نهی از تجارت و اجازه به انجام این فعالیت ها، به نوعی خود قرینه ای است بر این که در صدر اسلام، روز جمعه تعطیل نبوده و مثل سایر ایام، در زمره روزهای کار و فعالیت مردم بوده است. پس بررسی منابع تاریخی و روایی گویای این نکته است که هیچ دلیل فقهی برای تعطیلی یک روز در هفته وجود ندارد. حال سوالی که مطرح میشود این است که آیا با توجه به این عدم وجود مبنای فقهی، حاکم اسلامی میتواند چنین تصمیمی بگیرد و یکی از روزهای هفته را تعطیل رسمی اعلام نماید؟

پاسخ این سوال مثبت است. اگر چه در مطالب قبلی بیان شد که نص شرعی بر تعطیلی یک روز هفته وجود ندارد، اما این بدین معنا هم نیست که حاکم حق چنین کاری ندارد و این کار از نظر شرعی ممنوعیت دارد. این امر از مسائل اجتماعی است که حاکم جامعه میتواند برای رعایت مصلحت اجتماع و مردم، با دلایلی همچون تحکیم بنیانهای خانواده، افزایش بهره وری نیروی انسانی جامعه و … یکی از روزهای هفته را به عنوان تعطیل رسمی برگزیند. پس این اقدام قانون گذار اساسی در قرار دادن یک روز به عنوان تعطیل رسمی، تدبیری از سوی حاکمیت در جهت منافع و مصالح جامعه است و از نص شرعی خاصی استنباط نشده است.

مبانی فقهی انتخاب روز جمعه به عنوان تعطیل رسمی

در گفتار قبل گفته شد که حاکم اسلامی طبق مصلحت، تصمیم به تعطیل نمودن یکی از روزهای هفته گرفته است. اما در انتخاب این که کدام روز را به عنوان روز تعطیل قرار دهد، چه باید کرد؟ آیا دلیل فقهی برای آن وجود دارد؟ همان گونه که بیان شد تعطیلی یکی از روزهای هفته برگرفته از شریعت نیست. لذا از آنجا که تعطیلی روزی از روزهای هفته منصوص از جانب شارع نیست، حتما درباره روز آن نیز چیزی وجود ندارد. بر این اساس حاکمیت، درباره روز تعطیل هم صاحب تصمیم است؛ اما به دلایلی که از آنها سخن گفته خواهد شد، انتخاب روز جمعه بر سایر روزهای هفته به عنوان روز تعطیل را میتوان اولی دانست. روز جمعه در دوران قبل از نزول اسلام روز عروبه نامیده میشده است. درباره نامیده شده اختلاف  وجود دارد. بعضی گفته اند » جمعه « این که اولین بار در چه زمانی که انصار پیش از هجرت پیامبر به مدینه جمع شده و گفتند همانگونه که یهودیان و مسیحیان روزهایی شنبه و یکشنبه برای جمع شدن و پرستش خداوند دارند، ما هم روزی را قرار دهیم که در آن جمع شده و ذکر خداوند نماییم.

از این رو با توجه به مجموعه اعمال و آدابی که در روز جمعه وضع شده است، به نظر میرسد چنان چه حاکمیت قصد تعطیل کردن یکی از روزهای هفته را داشته باشد، روز جمعه از اولویت بیشتری برخوردار باشد؛ چرا که روزهای دیگر کمتر از این آداب و سنن برخوردارند و تعطیل کردن یکی از آنها و فعال بودن مردم در روز جمعه، احتمالاً باعث ترک این آداب و اعمال و فضیلتها میگردد. پس نتیجه بحث اینکه اصولا میان این که چه روزی از روزهای هفته تعطیل باشد، نصی از جانب شارع نرسیده است و تفاوتی میان جمعه و روزهای دیگر وجود ندارد. اگر چه به علل دیگری که بیان شد، انتخاب روز جمعه به نظر اولی میرسد. اما علیرغم این عدم تفاوت میان روزهای هفته، چنان چه تعطیلی روزهای شنبه یا یکشنبه، به نوعی ذیل مفهوم تشبه به کفار و ترویج فرهنگ غربی قرار گیرد و تعطیل کردن روز یکشنبه هم چنانکه در بعضی از کشورهای اسلامی صورت گرفته، به معنای تغییر در سبک زندگی عمومی جامعه و حرکت به سمت سبک زندگی غربی تلقی گردد، در این صورت حکم مساله تغییر کرده و به خاطر این دلیل حاکم اسلامی نمیتواند این روزها را به عنوان روز تعطیل در جامعه اسلامی اعلام نماید. در غیر این صورت چنانچه در بدو امر چنین تصویری رایج نبوده و این فرض کمتر محتمل باشد، انتخاب هر کدام از روزهای هفته تفاوتی نداشته و دست حاکمیت در انتخاب روز تعطیل هفتگی باز است.

جمع بندی

اصل هفدهم قانون اساسی بیان کننده دو موضوع در نظام جمهوری اسلامی ایران است. در صدر اصل، هجرت پیامبر اکرم به عنوان مبدا تاریخ رسمی کشور معین شده و ضمن مبنا دانستن تقویم هجری شمسی در ادارات دولتی، هر دو تقویم هجری شمسی و قمری را در کشور معتبر دانسته است. انتخاب هجرت به عنوان مبدا تاریخ در دوران اسلامی، اگر چه مطابق شواهد موجود به احتمال زیاد اولین بار توسط خود پیامبر اکرم صورت گرفته است، اما از آن برداشت نمیشود که این اقدام تشریعی بوده و برای همه مسلمانان و همه حکومتهای اسلامی در طول تاریخ لازم الاتباع باشد. اما به دلایلی همچون تأسی به الگوی پیامبر اکرم و نقشی که تاریخ در هویت یک جامعه دارد و در زمان کنونی تاریخ هجری تبدیل به یکی از شعائر اسلامی شده است، انتخاب این مبدا صحیح و دقیق به نظر میرسد. حال با توجه به این که درباره اصل مبدا تاریخ، تشریعی صورت نگرفته است، در مورد نوع تقویم مورد استفاده نیز الزام شرعی وجود ندارد و قانونگذار با توجه به سابقه استفاده از تاریخ هجری شمسی از باب مصلحت و تسهیل امور، این تاریخ را به عنوان مبنای کار ادارات دولتی قرار داده است. همچنین با توجه به نقش تقویم هجری قمری در زندگی روزمره مردم از جمله تعطیلات رسمی و قواعدی نظیر تغلیظ دیه که بر مبنای آن در نظام حقوقی و جزایی کشورمان ایجاد شده است، تقویم هجری قمری را نیز به درستی در کشور معتبر دانسته اند. ذیل اصل نیز روز جمعه را به عنوان تعطیلی رسمی معرفی نموده است. بررسی سابقه تعطیلی رسمی در منابع فقهی گویای این نکته است که مسأله ای تحت عنوان تعطیلی یکی از روزهای هفته به صورت دائمی، در دوران صدر اسلام وجود نداشته است و تشریعی در نفی یا ایجاب آن وجود ندارد. اما امروزه در همه کشورهای دنیا، حکومتها بر اساس مصالحی یکی از روزهای هفته را به عنوان تعطیل هفتگی قرار میدهند. با این پیش فرض، اگر قرار بر انتخاب یکی از روزها به عنوان روز تعطیل در جامعه اسلامی باشد، روز جمعه به جهت فضیلت خاص خود و همچنین مجموعه ای از اعمال و آداب وارد شده در آن دارای اولویت خواهد بود؛ تا بدین ترتیب مردم بتوانند حداکثر استفاده را از فضیلتهای این روز بنمایند.

آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید