ارتباط با ما
تبلیغات


چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ | ۰۸:۰۰ ق.ظ
تعریف تروریسم در حقوق بین الملل:
تروریست خوب ترویست بد؛ موازین بین المللی چه کسی را تروریست می داند؟
عباس شیر محمدی
بالغ بر نیم قرن است که دو مقوله تروریسم بین الملل و نهضت های آزادی بخش از جنبه های سیاسی و کاربردی در هم تنیده و مرز میان آنها به عیان مشخص نیست، زیرا جامعه ی جهانی معیارهای دقیقی برای تعریف آن ارائه نکرده است. لذا برخی از این کشورها در جغرافیای جهانی مبارزه ی گروههای مبارزاستقلال طلب و مقاومت جانانه آنها در برابر کشورهای متجاوز استعماری و استثمارگر را اقدامات تروریستی تلقی نموده و برخی دیگر مبارزات گروههای فوق را مشروع و قابل اهمیت قلمداد می کنند و مبارزاتشان را ناشی از اراده ملی و برآیند غیرت عمومی مردمان خود می دانند.

گروه بین الملل کافه حقوق: بدون تردید یکی از موانع مهم استقرار صلح و امنیت جهانی و از مهمترین مسائل مورد توجه دولت ها و مجامع بین الملی مسله تروریسم است. بالغ بر نیم قرن است که دو مقوله تروریسم بین المل و نهضت های آزادی بخش از جنبه های سیاسی و کاربردی در هم تنیده و مرز میان آنها به عیان مشخص نیست، زیرا جامعه ی جهانی معیارهای دقیقی برای تعریف آن ارائه نکرده است. در عرصه عمل نیز شناسایی و حمایت از آنها تابع منافع و مصالح سیاسی کشورها واقع شده. لذا برخی از این کشورها در جغرافیای جهانی مبارزه ی گروههای مبارزاستقلال طلب و مقاومت جانانه آنها در برابر کشورهای متجاوز استعماری و استثمارگر را اقدامات تروریستی تلقی نموده و برخی دیگر مبارزات گروههای فوق را مشروع و قابل اهمیت قلمداد می کنند و مبارزاتشان را ناشی از اراده ملی و برآیند غیرت عمومی مردمان خود می دانند.

مرزبندی این دو گروه در حقوق بین الملل بسیار اهمیت دارد، چرا که کشورهای استکباری از وجود ابهام در مرزبندی دو گروه فوق به مثابه ابزاری برای ادامه سلطه گری و تدوام چپاول استفاده می نمایند. به همین دلیل تمایلی به تفکیک دقیق و قابل تشخیص این موضوع نشان نمی دهند. هرچند مبارزات استقلال طلبانه طی دو پروتکل در سال ۱۹۷۷ در پی تجدید نظر در حقوق بشردوستانه و تعمیم آن به مبارزات آزادی بخش و مبارزات گروههای مسلح برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت خود دانسته و به عنوان نهضت های رهایی بخش مشمول حقوق جنگ می دانند.

اما از زمان تصویب موضوع مبارزات آزادی بخش و استقلال طلبانه در مجمع عمومی سازمان ملل تلاش و تاکید بر حقانیت و مشروعیت کاربرد دفاع در سه حیطه ی نبرد با استعمار، اشتغال سرزمینی توسط بیگانه و تبعیض نژادی استوار است بطوری که فصل ۱۱و ۱۲ منشور ملل متحد در نفی استعمار است. تصویب طرح غیر متعهدها برای پایان دادن به استعمار در قالب بیانیه ی استقلال در اول دهه ی ۱۹۶۰ به عنوان حق مسلم شناخته شده، آپارتاید و مبنای  حقوقی مبارزه با آن را در مقدمه و مواد ۱۰ ،۵۶ ،۷۶ منشور ملل متحد می توان ملاحظه نمود.

حق برابری ، تصریح ،  عدم تبعیض نژادی در آن منع گردیده است بطوری که ماهیت جزایی می یابد. در ماده ۷ اعلامیه ی اصول حقوق بین اللمل به حق ملت ها به ویژه ملت های تحت سلطه ، در برابررژیم های استعماری، نژاد پرست تاکید گردیده و به همکاری میان ملت ها برای مبارزه در راه رسیدن به اهداف حق طلبانه تصریح شده است. حق تعیین سرنوشت در منشور ملل متحد در دو ماده بیان شده است. بر این اساس یکی از اهداف عمده سازمان ملل، توسعه روابط دوستانه بین ملتها براساس احترام به اصل تساوی حقوق و حق تعیین سرنوشت  به شمار آمده است. بنابراین نهضت های استقلال طلبانه به عنوان یکی از تابعان حقوق بین الملل محسوب می گردند و دارای  هویت و شخصیت حقوقی اند و حق برخوداری از مصونیت های آن را دارند.

اما مبارزات حق طلبانه و آزادی بخش که به هدف رهایی از یوغ کشورهای استکباری، در کشورهای اسلامی آغاز گردیده است، حرکت های انقلابی و اصلاحی مردمی و سازمان یافته ی اند که خواهان جایگزینی وضع موجود با وضعیتی مطلوب در مبارزه با استعمار، اشغال گری تبعیض نژادی براساس مقررات شرع مقدس اسلام در تمام ابعاد اعتقادی ،سیاسی، اجتماعی از طرق مسالمت آمیز و غیر مسالمت آمیز است.

 در واقع مبارزات آزادی بخش و حق طلبانه در جهان اسلام یک نوع دفاع مشروع و تلاش برای حق تعیین سرنوشت در برابر استیلای کشورهای استکباری غرب است. این مبارزات در اسلام  به درستی جهاد نام گرفته است. خداوند حکیم دفاع از حیات، حقوق، حریم، حیثیت و شرافت انسان را فطری و در پرتو عقلانیت و هدایت شرع در منابع دینی تحسین و ترغیب نموده است. به همین دلیل قران کریم فلسفه جهاد را درجهت ممانعت از تخریب جایگا ههای معنوی، جلوگیری از گسترش فساد در روی زمین، دفاع از مظلوم و مستعضف، اقامه عدل، حفظ عزت، نفی تبعیض، استبداد بیگانگان را روشن بیان می نماید .

در هر صورت امروز در نظام بین الملل تروریسم تعریف واحد نداشته و توصیف آن از دیدگاه کشورها و مکاتب گوناگون تفاوت اساسی دارد. در بند ۱ از ماده۲ کنواسیون ۱۹۷۷ در ارتباط با تروریسم آمده است که تروریست ها با توسل به اعمال جنایتکارانه به ایجاد رعب و وحشت در رسوم  یا دستجات معین  پرداخته و به طور عمد و غیر قانونی یک وسیله انفجاری کشنده را در اماکن عمومی و تاسیسات دولتی یا خصوصی ،سیستم حمل ونقل عمومی یا در تاسیسات زیر بنایی جا سازی و منفجرمی نمایند . بدیهی است استراتژی ترور بر مبنای افکار فوق نادیده گرفتن قواعد بازی متعارف قدرت هاست که به نوعی ناتوانی در ارائه پاسخ مناسب به درخواست های ملت ها برای کاهش تبعیض نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در سطح بین الملی است و استثمار ملت های جهان به نفع قدرت های صاحب نفوذ استعماری، غضب حقوق ملتهای مستعضف ،توطئه گری و جانبداری از دولت های استکباری است.

اما تروریسم از دیدگاه اندیشمندان اسلامی عبارت است از : هر نوع عملی که به منظور اهداف غیر انسانی و در جهت فساد به خطر انداختن امنیت و ایحاد زمینه تعرض و محدودیت در مورد حقوق مشروع بشری که موجب سلب آرامش از آحاد جامعه می گردد. مضامینی در قرآن کریم هست که قتل بی دلیل را برابر با کشتن تمام انسانها دانسته و نجات فردی را از مرگ با زنده کردن مردم همسان می داند و هر گونه کشتن به ناحق را حرام دانسته و فرد مرتکب به قتل را محارب معرفی می نماید.  با تامل در وقایع سالهای اخیر در صحنه ی بین الملل به ویژه غرب آسیا، ادعای کشورهای استکباری و نگرش ابزاری آنها به حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و  تروریسم خوب ، بد و جهاد شرافتمندانه و مقاومت ملت های مظلوم در دفاع از قلمروسرزمینی و حیثیت ملی کاملا مشهود است.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید