ارتباط با ما
تبلیغات


دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ | ۰۸:۰۰ ق.ظ
حادثه پلاسکو از دونگاه
از ضرورت وجود نهادهای مدنی تا شناسایی شغل های شایسته ی تعظیم
احسان بابایی
ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. چه اشکالی دارد که باز هم موضوع ساختمان پلاسکو را یادآوری کنیم، اما این بار از زوایه نگاهی جدیدتر. این ماجرا، درس ها و عبرت های زیادی دارد که می تواند برای ما مفید باشد.

گروه اجتماعی کافه حقوق: ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. چه اشکالی دارد که باز هم موضوع ساختمان  پلاسکو را  یادآوری کنیم، اما این بار از زوایه نگاهی جدیدتر. این ماجرا، درس ها و عبرت های زیادی دارد که می تواند برای ما مفید باشد.

سکانس اول: حادثه پلاسکو و جامعه ناقص

حادثه پلاسکو را پشت سر گذاشتیم. مانده یک نگرانی مبهم که نکند شاهد تکرار فاجعه باشیم، مانده یک مطالبه مبهم که باید کاری صورت گیرد که این بلای خودساخته، دوباره و چندباره صورت نگیرد.

رفع این نگرانی و به نتیجه رسیدن این مطالبه از عهده «فرد» بر نمی آید. افراد فقط حرف می زنند، مطلب می نویسند، تولید نارضایتی و یأس می کنند، خود را و جامعه را تحقیر می کنند،گاهی هم به ندرت، امید را یادآوری می کنند، راه حل می دهند. اما فرد_ فرد هر چند پر تعداد باشند توان تغییر ندارند، در طول زمان امتداد ندارند، مگر اینکه نهادهای واسطی وجود داشته باشد که قدرت های خرد و مطالبات فردی را انباشته کند، از آن پشتوانه ای بسازد برای نظم دادن و عقلانی کردن خواسته ها، برای ایجاد قدرتی بیشتر، برای راهنمایی و کمک به مدیرانی که همه آنچه را باید بدانند، نمی دانند، برای اعمال قدرت و فشار بر مدیرانی که همه آنچه را که باید بخواهند، نمی خواهند.

این نهادهای واسط بین آحاد جامعه و مسوولان و نهادهای حاکمیتی، احزاب سیاسی هستند، سازمانهای مردم نهاد، کانونهای صنفی و تشکل های دانشجویی، ائمه جمعه و جماعات و نیز رسانه ها.

کارنامه این حلقه های واسط در پیگیری حوادثی مانند آنچه برای ساختمان پلاسکو  اتفاق افتاد حکایتگر فاصله زیادی است که این حلقه ها از کارکرد و نقش بایسته دارند.

این حلقه های واسط،  در وسط میدان حضور ندارند، در امتداد خواست و  اراده افراد نیستند. در این حادثه و حوادث مشابه کدام بیانیه مطالبه گرانه را از سوی احزاب سیاسی، تشکل های دانشجویی و کانون های صنفی سراغ داریم؟

جامعه ما و فرایند حل مشکلات ما، کامل نیست اگر این حلقه های واسط که شمردیم، ناقص باشند.

 سکانس دوم: شغل های شایسته تعظیم

ماجرای پلاسکو با همه تلخی ها خوبی هایی هم داشت. از جمله اینکه توجه ما را به سختی های شغل آتش نشانی جلب کرد.

از بعضی شغل ها باید صیانت کرد. به بعضی شغل ها باید بیشتر احترام گذاشت.

اگر تحمل بار امنیت شهری به گونه ای نامتوازن توزیع شود که قرار باشد آتش نشانی، کاستی های دیگر سازمانها و نواقص فرهنگ عمومی را جبران کند، در واقع شاهد ایفای وظایف سایرین در برابر آتش نشانی نیستیم و به شغل آتش نشانی و به آتش نشانان احترام لازم را  ننهاده ایم.

اگر تجهیزات و امکانات لازم برای انجام وظایف سازمان آتش نشانی در اختیار قرار نگیرد، اگر به مشکلات نیروی انسانی سازمان و به مقدمات افزایش رضایتمندی شغلی آتش نشانان توجه نشود، اگر در تعیین مدیران، به صلاحیت ها و تناسبها توجه نشود، در واقع به صیانت از جایگاه آتش نشانان بی اعتنایی کرده ایم.

باید در برابر برخی شغل ها تعظیم کنیم. بخشی از این احترام وابسته به این است که سختی کار رفتگران، راهداران، مرزبانان، مددکاران،کارگران و معدنکاران و … را ببینیم و یادآوری کنیم. این، نشانه اخلاق است، نشانه قدرشناسی.

حادثه پلاسکو تلخ بود و حتما چه بهتر که رخ نمی داد اما حال که رخ داده از ظرفیت های این حادثه برای عبرت گیری و بازسازی سرمایه ها غافل نشویم.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید