ارتباط با ما
تبلیغات


سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ | ۱۹:۳۰ ب.ظ
معرفی شهدای حقوقدان:
شهید سید جواد محسنی
شهید سید جواد محسنی از حقوقدانان استان مازندران بود که در سال ۱۳۳۵ در شهرستان قائمشهر دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن دوران ابتدایی تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد.

گروه اجتماعی کافه حقوق: شهید سید جواد محسنی از حقوقدانان استان مازندران بود که در سال ۱۳۳۵ در شهرستان قائمشهر دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن دوران ابتدایی تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد. وی در تاریخ ۲۱/۱۱/۱۳۶۵ در سن ۳۰ سالگی به افتخار شهادت  نائل شد. وی در وصیت نامه خود مردم را به جهاد در راه خدا دعوت نمود و از خواهران خود درخواست می کرد که الگوی خود را حضرت فاطمه (س) قرار دهند. متن وصیت نامه این شهید به شرح زیر است:

««الا تنفروا یعذبکم‌ عذاباً الیما و یستبدل‌ قوما غیرکم‌ و لا تضره‌ شیئا و الله‌ علی‌ کل‌ شی‌قدیر. (توبه/۳۹) بدانید که‌ اگر در راه‌ دین‌ خدا برای‌ جهاد بیرون‌ نشوید خدا شما را به‌ عذابی‌ دردناک ‌دچار خواهد کرد و قومی دیگر برای‌ جهاد به‌ جای‌ شما بر می‌گمارد و شما به‌ خدا زیانی‌ نرسانیده‌ و خدا بر هر چیز تواناست‌.

با درود بی‌‌پایان‌ بر منجی‌ عالم‌ بشریت‌ حضرت‌ مهدی‌ (ارواحنا له‌ الفدا) و نایب‌ بر حق ‌مهدی -عجل‌الله‌تعالی‌فرجه- ،‌ رهبر عظیم‌ الشأن‌ و صلوات‌ و رحمت‌ الهی‌ بر شهیدان‌ همیشه‌ زنده‌ انقلاب‌ اسلامی ‌و جنگ‌ تحمیلی‌ که‌ در نبرد با کفر جهانی‌ و مزدوران‌ بعثی‌ در راه‌ اعتلاء پرچم‌ توحید درخون‌ خود غلطیدند و به‌ لقاءالله‌ پیوستند و سلام‌ حقیر بر دلیرمردان‌ عاشق‌، رزمندگان ‌سنگرنشین‌، شیران‌ روز، زاهدان‌ شب‌ و پیکارگران‌ شهادت‌‌طلب‌ جبهه‌های‌ جهاد فی‌سبیل‌ الله‌ که‌ امر امام‌، یعنی فرمان‌ خدا را لبیک‌ گفتند و برتری‌ سلاح‌ ایمان‌ را بر تکنیک‌ شرق و غرب‌ به‌ اثبات‌ رسانیده‌اند.

هان‌ ای‌ مسلمانان‌ به پا خیزید! ای‌ عاشقان‌ اباعبدالله‌ الحسین‌ -علیه‌السلام- به پا خیزید! چراسکوت‌ کرده‌اید؟ مگر نمی‌بینید که‌ چطور خون‌ عزیزانتان‌ را بر زمین‌ می‌ریزند؟ مگرنمی‌بینید پیکر فرزندانتان‌ را که‌ بر روی‌ دست‌ها تشیع‌ می‌شود؟ مگر نمی‌شنوید ندای‌ پیرجماران‌ را؟ مگر نمی‌دانید که‌ ضریح‌ اباعبدالله‌ الحسین‌ -علیه‌السلام- را گرد و غبار گرفته‌؟ مگر نمی‌دانید که‌ حرم‌ آقا زائر ندارد؟ کجا رفت‌ شهامتتان‌؟ کجایید ای‌ عاشقانی‌ که‌ یک‌ عمر به ‌عشق‌ حسین‌ به‌ سر و سینه‌ زدید؟

اینک‌ حسین -علیه‌السلام- عاشقانش‌ را می‌طلبد. من‌ سخنم‌ با کسانی‌ است‌ که‌ خود را مسلمان‌ نامیده‌اند؛ خود را عاشق‌ حسین‌ -علیه‌السلام- می‌نامند، اما دلشان‌ را با لذات‌ دنیا گرم ‌می‌کنند و به‌ دنیا چسبیده‌اند. مگر شماها از دنیا چه‌ می‌خواهید؟ آیا مرگ‌ را فراموش‌ کرده‌اید؟ بی‌اندیشید این‌ مدت‌ عمر را چطور گذرانده‌اید؟ مگر چقدر به‌ پایان‌ عمرتان‌ باقی‌ مانده‌ است‌؟ آیا برای‌ مرگ‌آماده‌اید؟ وقت‌ آن‌ است‌ که‌ راهتان‌ را انتخاب‌ کنید که‌ اگر مسلمان‌ هستید در مقابل‌ کفر بایستید که‌ در تاریخ‌، همیشه‌ این‌ دو صف‌ در برابر هم‌ ایستاده‌اند و خواهند ایستاد.

صف هابیل‌ در برابر قابیل‌؛ صف‌ ابراهیم‌ در برابر نمرود؛ صف‌ موسی‌ در برابر فرعون‌؛ صف ‌محمد -صلی‌الله‌علیه‌وآله- در برابر مشرکین‌ و سرانجام‌ امروز انقلاب‌ اسلامی‌ در برابر استکبار جهانی‌. این‌ حقیر سید جواد محسنی‌ چون‌ خود را مسلمان‌ نامیده‌ام‌ و صف‌ اسلام‌ را در مقابل‌ کفر دیدم‌ و چون‌ ندای‌ «هل‌ من‌ ناصر ینصرنی‌» حسین‌ زمان‌ را شنیدم‌ لبیک‌ گفتم‌ و فرمانش‌ را اطاعت‌ کرده‌ و به‌ جبهه‌ جنگ‌ رفتم‌ تا دینم‌ را پاسداری‌ کنم‌ و نگذارم‌ دشمن‌ بی‌دین‌ بر خاک‌ پاک‌ سرزمین‌ مقدسمان‌ که‌ سرخی‌ خون‌ عزیزان‌ آن را رنگین‌ کرده،‌ قدم‌ نهد.

من ‌در هر وقت‌ که‌ مصیبت‌ حسین‌ و اهل‌ بیت‌ -علیهم‌السلام- را می‌خواندم‌ و می‌شنیدم‌ به‌ خود می‌گفتم‌ که‌ ای‌ کاش‌ آن‌ زمان‌ بودم‌ و به‌ یاری‌شان‌ می‌شتافتم‌ و دین‌ اسلام‌ را پاسداری ‌می‌کردم‌ و اینک‌ شنیدم‌ فرمان‌ حسین‌ زمان‌ را که‌ فرمود: امروز تمام‌ اسلام‌ در مقابل‌ کفر قرارگرفته‌ و… رفتن‌ به‌ جبهه‌… واجب‌ کفایی‌ اعلام‌ کرده‌؛ فرمانش‌ را لبیک‌ گفتم‌ و خود را درصف‌ رزمندگان‌ اسلام‌ قرار دادم‌ و چه قدر لذت‌ دارد بودن‌ در کنار این‌ عاشقان‌ و چه قدر درجه‌ متعالی‌ دارد در نزد پروردگار، جهاد در راهش‌. پیامبر -صلی‌الله‌علیه‌وآله- می‌فرمایند: کل‌ حسنات‌ بنی‌آدم‌ تحصها الملائکه‌، الا حسنات‌ المجاهدین‌ فانهم‌ یعجزون‌ علی‌ علم‌ ثوابها تمامی‌ حسنات‌ بنی‌ آدم‌ را ملائکه‌ حساب‌ می‌کنند مگر حسنات‌ مجاهدان‌ در راه‌ خدا را، به‌ درستی‌ که‌ آنها از دانستن‌ ثواب‌ حسنات‌ مجاهدان‌ عاجز و ناتوان‌ هستند.

ای‌ امت‌ حزب‌ الله‌ و همیشه‌ در صحنه‌! از شما می‌خواهم‌ و شما را به‌ خون‌ شهدای‌ راه‌ حق‌ قسم‌ می‌دهم‌ هر کاری‌ که‌ از دستتان‌ بر می‌آید برای‌ پیش‌برد اهداف‌ این‌ انقلاب‌ کوتاهی ‌نکنید و الان‌ نیز جنگی‌ ناخواسته‌ توسط‌ رژیم‌ بعثی‌ بر ما تحمیل‌ شده، اگر می‌توانید به‌ جبهه‌ها بروید و اگر نتوانستید فرزندانتان‌ را بفرستید و یا به‌ جبهه‌ها کمک‌ مالی‌ بکنید که‌ خداوند به‌ شما پاداشی‌ بس‌ عظیم‌ عنایت‌ خواهد کرد و شما مسؤولیتتان‌ بیشتر از کسانی‌ است‌ که‌ در جبهه‌های‌ جنگ‌ می‌جنگند؛ چون‌ شهید هر قطره‌ خونش‌ پیامی‌ دارد و شما باید پیام‌ خون‌ شهدا را به جهانیان‌ برسانید. و… پدر عزیزم‌! امیدوارم‌ که‌ با شنیدن‌ شهید شدن‌ فرزندت‌، چنان‌ استوار باشی‌ که‌ دشمن‌ را به‌ مذلت‌ بکشانی‌. این‌ تقدیر خداوند بود که‌ فرزندت‌ شهید شود. ناراحت‌ نباش‌ چون‌ من‌ امانتی‌ بودم‌ که‌شما خوب‌ از آن‌ نگهداری‌ کردید و بعد امانت‌ را پس‌ دادید و من‌ شاید خوبی‌ در حق‌ شما نکرده‌ باشم،‌ اما از شما می‌خواهم‌ که‌ حلالم‌ کنید.

مادر مهربانم‌! احسن‌ بر شما که‌ فرزندت‌ را خوب‌ تربیت‌ کردید و تحویل‌ جامعه‌ دادید وخوشحالم‌ که‌ مانع‌ عزیمت‌ من‌ به‌ جبهه‌ نشدید و خداوند از شما راضی‌ و خشنود است‌ که ‌فرزندت‌ را تقدیم‌ اسلام‌ کردید. خدا را شکر کنید که‌ رسالت‌ مادری‌ را خوب‌ انجام‌ دادید. مادر! امید داشتی‌ که‌ فرزندت‌ را داماد کنی‌، فرزندت‌ داماد شد. فرزندت‌ معشوقش‌ را درجبهه‌ها یافته‌ بود و به‌ همین‌ دلیل‌ مدام‌ دلش‌ می‌خواست‌ که‌ در جبهه‌ها باشد و او نیز عاشقش‌ شد و سرانجام‌ او را با خودش‌ برد. مادرم‌! امیدوارم‌ که‌ شیرت‌ را بر من‌ حلال‌ کنی‌. خلاصه‌، مردن‌ حق‌ است‌ و انسان‌ یک‌ روزی‌ می‌میرد. پس‌ چه‌ بهتر که‌ مردن‌ در راه‌ خدا باشد.

انالله‌ و انا الیه‌ راجعون‌ (بازگشت‌ همه‌ بسوی‌ اوست‌). تو ای‌ برادر عزیزم‌! امیدوارم‌ که‌ نگذاری‌ اعضای‌ خانواده‌ احساس‌ تنهایی‌ کنند و از تو می‌خواهم‌ که‌ ادامه‌ دهنده‌ راه‌ شهدا باشی‌ و امام‌ و ولایت‌ فقیه‌ را همیشه‌ یاور و پشتیبان‌ باشی‌ که‌ این‌ تنها راه‌ هدایت‌ است‌ و امیدوارم‌ که‌ درست‌ را خوب‌ بخوانی‌ تا در آینده‌ بتوانی‌خدمت‌ بیشتری‌ به‌ اسلام‌ و مسلمین‌ بکنی‌.

و شما ای‌ خواهرانم‌! الگویتان‌ باید حضرت‌ فاطمه‌ زهرا -سلام‌الله‌علیها- باشد و با حجابتان‌ ضربه‌ محکمی‌ بر دشمنان‌ اسلام‌ بزنید که‌ سیاهی‌ چادرتان‌ از سرخی‌ خون‌ ما نیز با ارزش‌تراست‌. شما خواهران‌ با ارزشی‌ برایم‌ بودید. از شما می‌خواهم‌ که‌ هم‌چنان‌ با مادرم‌ باشید وبیشتر به‌ خانه‌ ما بیایید تا مادرم‌ از خلوت‌ بودن‌ منزل‌ به یادم‌ نی‌افتد و ناراحت‌ نشود.

و اما سخنی‌ با برادران‌ انجمن‌ و دوستان‌ دیگر: اگر در این‌ مدت‌ زندگی،‌ دوست‌ خوبی ‌برایتان‌ نبودم‌ و بدی‌ در حقتان‌ کردم‌ مرا ببخشید و مرا از یاد مبرید و بر سر مزارم‌ بیایید و با خواندن‌ فاتحه‌ و قرآن‌ مجید روحم‌ را شاد کنید و برایم‌ دعا کنید که‌ خداوند گناهم‌ را ببخشد که‌ من‌ محتاج‌ دعا هستم‌. همچنین‌ جبهه‌ها را فراموش‌ نکنید. اکنون‌ اسلام‌ به‌ شما عزیزان‌نیاز دارد. ای‌ مادری‌ که‌ جوانت‌ جبهه‌ است‌! ناراحت‌ نباش‌ و خدا را شکر کن‌ که‌ فرزندت‌ را مثل‌ منافقین‌ اعدام‌ نکرده‌اند و راه‌ خدا را برگزیده‌ و در این‌ راه‌ جانش‌ را نیز می‌دهد دیگر عرضی ‌ندارم‌. ضمناً ۱۰ روز روزه‌ بدهکارم‌. از همه‌ شما التماس‌ دعا. خدایا خدایا تا انقلاب‌ مهدی‌ خمینی‌ را نگهدار»»


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید