ارتباط با ما
تبلیغات


پنج شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ | ۱۰:۳۰ ق.ظ
شکوفایی شوراهای محلی پس از انقلاب اسلامی:
شوراهای اسلامی بستری برای افزایش نقش مردم در اداره حکومت
سابقه تشکیل شورای شهر در ایران به قانون بلدیه سال ۱۲۸۶ ه. ش. باز می گردد. اما تا چندین سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نهاد در عرصه جامعه ایرانی جایگاه واقعی خود را بازیابی نمی کند. اما ظهور این پدیده در سالهای پس انقلاب اسلامی، مفاهیم نوینی را از حضور مردم در اداره امور عمومی در ادبیات سیاسی-حقوقی کشور وارد ساخته است.

گروه سیاسی کافه حقوق: سابقه تشکیل شورای شهر در ایران به قانون بلدیه سال ۱۲۸۶ ه. ش. باز می گردد. تشکیل«انجمن بـلدیه» که نـام آن روز شـورای شهر بود و می توان آن را نـخستین اقـدام در مـردمی کردن مدیریت شهری در ایران به شمار آورد، در همان سال در شهرهای مهم ایران تشکیل شد. قانون بلدیه سال ۱۲۸۶، شهرداری ها را نهادی مستقل-یعنی بدون دخـالت مـستقیم دولت ـ تعریف کرده بود.

اما«انجمن های بلدیه»دیری نپایید؛ زیرا چهار سال پس از تولد، دولت وقت اجازه انحلال چنین نهادی را از مجلس شورای ملی آن روز دریافت کرد. یعنی دولت، مرگ ایـن انـجمن ها را به سال ۱۲۹۰ عملی ساخت. علل این مرگ و عدم موفقیت چه بود؟ نـخستین و عـمده ترین این علل خواست شهروندان ثروتمند و با نفوذ بود که تشکیل چنین انجمن هایی را که اعضای آن به رأی عـامه انـتخاب مـی شد مخالف رأی یا خودرأیی و منافع خویش می دیدند. اما خواست متنفذین محلی تنها علت شـکست ایـن انـجمن ها نبود. دولت نیز با این انجمن ها میانه خوشی نداشت. زیرا می دید با تشکیل آنها برای خـود رقـبایی آفـریده که ممکن است از قدرت و نفوذ کارگزاران دولتی بکاهد، یا با آن ستیز کند و حتی در مواردی بـرای مـوجودیت دولت خطرناک باشد.

بعد از روی کار آمدن پهلوی اول به سال ۱۳۰۴، رضاخان بـا خـودسری که داشت تحمل هیچ انجمن مردمی را نداشت و چنان که در حافظه تاریخ ایـران ثـبت است، حتی نمایندگان مجلس شورای ملی این روزگـار تـنها بـه رأی و نظر و نظارت وی انتخاب یا در واقع انتصاب مـی شدند. از ایـن رو «قانون بلدیه»، که شـهرداری را نـهادی مستقل تعریف کرده و تشکیل«انجمن بـلدیه»را در خـود داشت بر روی کاغذ لغـو نـشد و هـمچنان باقی بود ولی دولت یعنی وزارت کـشور کـه زیر فرمان مـستقیم شـاه بود قیمومت شهرداری ها را بـه عـهده گرفت و«انجمن بلدیه»ای در کار نبود. در قانون شهرداری ها نیز که به سال ۱۳۰۹ (زمان حکومت پهـلوی اول)بـه تصویب رسید دولت ملزم به رسمیت شـناختن(در واقـع تأسیس دوبـاره)انجمن های شـهر شـد؛ اما عملا این انجمن ها هـرگز تشکیل نشدند.

حکومت پهلوی دوم را نیز می توان به دو دوره تقسیم کرد. دوره نخست که از آغـاز سـلطنت وی به سال ۱۳۲۰ شروع می شود و با کـودتای ۲۸ مـرداد سـال ۱۳۳۲ بـا دسـتیاری و توطئه دولت امریکا پایـان مـی یابد، مصادف است با اشغال ایران توسط قوای متفقین در این دوره، کشور با وجود مهمانان ناخوانده دچار هرج ومرج و فـترت شـد و امـور مملکت تقریبا از روزی به روز دیگر اداره می شد و شاه و دربـار دچـار ضـعف و سـستی بـود. اوضاع کـشور چندان آشفته بود که به مسائلی چون تشکیل شورای شهر توجهی اندک می شد. با این همه خاصه پس از خروج قوای متفقین از ایران، اگرچه حزب توده جمعی از فعال ترین و خوش فکرترین روشنفکران را بـه بی راهه کشانید، ملت از قدرت نسبی بی سابقه ای برخوردار شد. نشان این قدرت انتخاب دکتر مصدق به عنوان نمایندۀ اول تهران در دورۀ چهاردهم مجلس شورای ملی و ملی شدن صنعت نفت و سرانجام نخست وزیری وی به سـال ۱۳۳۰ مـی باشد. در همین سالها است که قانون جدیدی به نام«قانون تشکیل شهرداری ها و انجمن های شهر»به تصویب رسید. با لایحه ای الحاقی که به سال ۱۳۳۱ به این قانون اضافه شد، گرایش اصلی به جانب اختیارات انـجمن های شـهر و افزایش قدرت مردم بود.

در دوره دوم حکومت شاه، وی عملا به دخالت مستقیم در اداره حکومت پرداخت و از روش خودسرانه پدر و با ظاهری ملایم تر، در پادشاهی الگو برداشت. در این دوره انجمن های شـهر در بـرخی از شهرهای ایران آن هم به صـورتی نـیم بند تشکیل شد، ولی نمایندگان این انجمن ها اکثرا از متنفذین و از عوامل گوش به فرمان شاه بودند و مانند نمایندگان مجلس شورای ملی آن روزگار از خود اراده و اختیاری نداشتند.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در اصول شـشم، هفتم، دوازدهم و فـصل هفتم قانون اساسی نحوه اعمال نقش شوراها در حاکمیت جمهوری اسلامی ترسیم می گردد.

بر اساس قوانین و مقررات موجود، شوراهای اسلامی کشور را به دو دسته کلی میتوان تقسیم نمود:

   اول) شوراهای پایـه: که مـشتمل بر شورای عشایر، روستا و شهر می باشند و با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند. ماده ۳ قانون تشکیلات، وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی کشور و انـتخاب شـهرداران مصوب ۱۳۷۵ با اصلاحات ۱۳۸۲ دوره فعالیت این شوراها را چهار سال دانسته است.

دوم) شوراهای فرادست یـا مـافوق: این دسته که شامل شوراهای بـخش، شهرستان، استان و شـورای عالی اسـتان هاست بـه صـورت مستقیم توسط مردم انتخاب نمی شوند بلکه مـتشکل از نـمایندگان شوراهای محدوده هر یک از این تقسیمات می باشند. از همین رو شورای بخش متشکل از نمایندگان مـنتخب شوراهای روسـتاهای واقع در محدوده بخش است. شورای شهرستان از نمایندگان منتخب شـوراهای شهرها و بخش های محدوده شهرستان تشکیل گـردیده و شـورای استان با حضور نمایندگان شـورای شهرستان های مـحدوده استان و شورای عالی استان ها نیز با حضور نمایندگان شوراهای استان سراسر کشور شکل می گیرند.

در پایان باید گفت آنـچه شـوراها را بـه مثابه یک تجربه مثبت در روند تحول رابطه مردم و حکومت طول سالهای پس از انقلاب اسلامی در خور توجه و اعتنا می سازد، موفقیت نسبی آنها در ایجاد«نظارت از پایین»و تغییر تدریجی دستگاه شهرداری از نهادی غیرپاسخگو به نهادی اسـت کـه بـه تدریج عملکرد آن شفاف تر شده و در نتیجه قدرت پرسشگری شوراها اتخاذ تصمیمات نادرست بـرای مـدیران آن دشوارتر گشته است.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید