ارتباط با ما
تبلیغات


چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۶ | ۰۸:۰۰ ق.ظ
یادداشت روز:
آثار کارآفرینی بر پیشگیری از جرم
پرویز صراحیانی
واژه کارآفرینی قبل از آنکه مفهوم کلی امروزی را به خود بگیرد ابتدا در زبان فرانسه ابداع شد. در اوائل سده شانزدهم به کسانی که در امر هدایت ماموریت های نظامی بودند کارآفرین می گفتند. پس از آن این واژه درباره دیگر انواع ” مخاطرات ” با محدودیت های بکار گرفته شد. این بار فرانسویان از حدود سال ۱۷۰۰ میلادی به بعد پیمانکاران دولتی را که در امر ساخت جاده، پل، بندر و تأسیسات بودند، به دفعات کارآفرین نامیدند.

گروه اجتماعی کافه حقوق: واژه کارآفرینی قبل از آنکه مفهوم کلی امروزی را به خود بگیرد ابتدا در زبان فرانسه ابداع شد. در اوائل سده شانزدهم به کسانی که در امر هدایت ماموریت های نظامی بودند کارآفرین می گفتند. پس از آن این واژه درباره دیگر انواع ” مخاطرات ” با محدودیت های بکار گرفته شد. این بار فرانسویان از حدود سال ۱۷۰۰ میلادی به بعد پیمانکاران دولتی را که در امر ساخت جاده، پل، بندر و تأسیسات بودند، به دفعات کارآفرین نامیدند.
در دوره های بعد یعنی از قرن ۱۷ تا اوائل قرن ۲۰ میان کارآفرین و دیگر فعالین اقتصادی تفاوت های ایجاد شد که، بر این اساس ” کسانی که سرمایه را تامین می کنند با کسانی که خطر می کنند فرق دارند “. در همین دوره میان کارآفرین و مدیریت کسب و کار نیز تفاوت قائل می شوند بدین ترتیب که، ” کسی که سود حاصل از سرمایه را تحصیل می کند با کسی که سود حاصل از توانمندی های مدیریتی را دریافت می کند تفاوت دارد “.
از اواسط قرن بیستم، نوآوری به یک جزء اصلی از تعاریف کارآفرینی تبدیل می شود. مفهوم نوآوری می تواند شامل هرچیزی باشد از یک محصول جدید گرفته تا ایجاد یک سیستم توزیع جدید و یا ایجاد یک ساختار سازمانی جدید برای انجام امورات. در نهایت از سال ۱۹۸۰ به بعد مفهوم کارآفرینی که قبل از این فقط در کانون توجه اقتصاددانان بود، نظر “جامعه شناسان و روانشناسان” را به خود جلب نمود.
ادبیات کارآفرینی، بیانگر آن است که به طور کلی کارآفرینی علی رغم اینکه از ابتدای خلقت بشر، همواره همراه با او و می توان گفت در تمام شئونات زندگی انسان حضور داشته و بنای تمام تحولات و پیشرفت های بشر بوده است علی رغم کثرت و تنوع تعاریف آن، هنوز مفهوم و ماهیت اصلی و به عبارت دیگر جوهره و گستره آن شناخته شده نبوده و نمی توان تعریف استاندارد، جامع و مانعی از آن ارائه داد لذا برای درک کلی مفهوم کارآفرینی به چند تعریف از آن می پردازیم:

رابرت هیسریچ معتقد است: کارآفرینی فرآیند خلق چیزی نو، با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی،روحی و اجتماعی برای به دست آوردن منابع مالی،رضایت شخصی و استقلال است.
رابرت رونستات در تعریف کارآفرینی می گوید: کارآفرینی روند پویایی در جهت افزایش و ایجاد سرمایه است. این کار توسط کسی انجام می شود که خطر از دست دادن زمان یا فرصت های شغلی دیگر را در جهت ارزش برای یک محصول یا خدمت می پذیرد.
ویلیام بای گریو معتقد است که کارآفرین کسی است که یک فرصت را در می یابد و برای پیگیری آن فرصت یک سازمان راه اندازی می کند و فرآیند کارآفرینی تمام وظایف، فعالیت ها و عملیاتی را که با درک فرصت و ایجاد یک سازمان به منظور پیگیری آن فرصت ها ارتباط می یابد، در برمى‌گیرد.
در کتاب نظام های کارآفرینانه، تراپ مان و مورنینک استار در در دهه ۱۹۹۰ می آورند: کارآفرین یعنی ترکیب متفکر با مجری، کارآفرین فردی است که فرصت ارائه یک محصول، خدمات، روش و سیاست جدید یا راه تفکری جدید برای یک مشکل قدیمی را می یابد. کارآفرین فردی است که می خواهد تاثیر اندیشه، محصول یا خدمات خود را بر نظام مشاهده کند.


می توان گفت همه اندیشمندان این حوزه به اجماع از رفتاری بحث می کنند که ۱_ پیش قدم است ۲_ می تواند مکانیسم اجتماعی و اقتصادی را برای تبدیل منابع و موفقیت ها به وضعیت علمی، سازماندهی و یا سازماندهی مجدد کند ۳_ریسک و شکست را می پذیرد.
در زبان فارسی واژه کارآفرینی به طور دقیق معادل یابی نشده است. در فرهنگ پنج جلدی انگلیسی به فارسی دکتر منوچهر آریان پور کاشانی برابر واژه “Entreprenant ” معنای متهور، اقدام کننده به کارهاى مهم، جسور، بی باک، دل به دریا زدن و پیش قدم در تأسیس شرکت قید شده است که تا حدودی معنی کارآفرین را به معنی خاص کلمه به ذهن خواننده القا می کند.

تحولات اقتصادی، ارتباط کارآفرینی و اشتغال در بخش های رسمی و غیر رسمی کشورهای درحال توسعه و در حال گذار، وضعیت جوانان، رابطه کیفیت نیروی انسانی کارآفرین و نقش این عوامل در کاهش فقر، از مهمترین مسائل جوامع امروزی است.

هرچند ورود به عرصه کارآفرینی صرفاً به منظور ایجاد اشتغال نمی باشد، بلکه هدف توسعه کسب و کار و کارهاى اقتصادی بزرگ و کوچک، توسعه فناوری های پیشرفته و تولید ثروت برای افراد جامعه می باشد.

 اثار کارآفرینی بر پیشگیری از جرم

نبی مکرم اسلام ( ص ) میفرمایند:
نزدیک است که فقر و تنگدستی به کفر انجامد. ایشان در این سفارش گوی کفر را نتیجه قهری فقر معرفی می نمایند که اگر خروجی فقر، کفر باشد، دیگر جرم اهمیت چندانی نخواهد داشت.خشونت و جرم دلایل مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها مسائل اقتصادی است. تقریبا در تمام دنیا تورم، فقر و بیکاری به عنوان موارد مهم دخیل در بروز جرائم، خشونت ها و بزه ها برشمرده می شود.

کارشناسان معتقدند تقسیم ناموزون و ناعادلانه فرصت ها موجب شده عده ای راه های مجرمانه و غیرقانونی را برای دستیابی به ثروت و پیشرفت برگزینند. بسیاری از مجرمان پس از دستگیری مدعی می شوند برای انتقام از طبقه مرفه جامعه تصمیم به اقدام جرائم مالی گرفته و حق از دست رفته خود را از آنها می گیرند.
فقر به عنوان یک پدیده پیچیده اجتماعی و اقتصادی، به وجود آورنده بسیاری از معضلات موجود در جامعه است که ناشی از رشد و نابرابری است. وجود فقر در جامعه آثاری از خود در اجتماع برجای میگذارد، از جمله ی این آثار وقوع جرائم در جامعه است. عوامل متعددی نظیر بیکاری، اعتیاد، نابسامانی های خانوادگی و… در وقوع جرم نفش دارند. اما می توان عامل فقر را تعیین کننده تر از سایر عوامل در پدید آمدن جرم و انحرافات اجتماعی دانست.

یکی از معضلاتی که در جوامع بزرگ و در حال توسعه رخ میدهد بیکاری و نبود شغل مناسب است که این امر خود شامل دلایل گوناگون می شود. بیکاری می تواند به دلیل نبود شغل کافی، نداشتن مهارت لازم، نداشتن تحصیلات کافی، به کار گیری تکنولوژی به جای نیروی انسانی و یا حتی سنتی فرد در انجام کار باشد که تمامی اینها اگر در کنار فقر مالی و فرهنگی، ضعف تربیت خانوادگی، معاشرت با افراد ناباب و داشتن پیش زمینه برای ارتکاب جرم قرار بگیرد می تواند انگیزه برای قانون شکنی افراد بشود. غالب مجرمانی که دست به ارتکاب جرم می زنند بیشترین علل آن را بیکاری می دانند.

بیکاری می تواند انگیزه ای برای اعتیاد، زمینه ای برای وقوع جرم و دلیلی برای سابقه دار شدن فرد مجرم و درنهایت، باز هم بیکاری او گردد. اینها زمینه های هستند که مانند یک رشته زنجیر به یکدیگر پیوند خورده اند. بیکاری می تواند موجب فقر، فقر موجب عدم آموزش های لازم جهت رشد فکری و فرهنگی در خانواده ها و ده ها مشکل دیگر در پی آن، گردد.

و اما سخن آخر:

با توجه به تاثیر گسترده ای که اقتصاد بر جنبه های مختلف زندگی مردم میگذارد و نوسانات قیمت ها و دست مزدها، بازار و پول تاثیر فراوانی در ارتکاب جرائم مالی دارد به طوری که اگر اوضاع اقتصادی بهبود یابد جرائمی چون دزدی و قتل با انگیزه مالی کاهش می یابد و بالعکس اوضاع نامساعد اقتصادی موجب ازدیاد این گونه جرائم می شود.
می توان کارآفرینی را یکی از راههایی موثر در پیشگیری از وقوع جرم دانست. مطمئناً اگر با ایجاد راه کارهای مناسب، ارائه آموزش های لازم، فرهنگ سازی میان خانواده ها، ایجاد شغل برای افراد کم سواد، کم مهارت و کم درآمد که نیاز به سرمایه زیاد نداشته باشند و همچنین فراهم نمودن شرایط کار برای مجرمانی که پس از آزادی از زندان به دلیل بیکاری بار دیگر به ارتکاب جرم روی می آورند، انگیزه کار را فراهم کنیم، کمتر شاهد ارتکاب جرم خواهیم بود.
با توجه به تعاریفی که از کارآفرینی ارائه شد و نقش موثر آن در توسعه اقتصادی و اشتغال زایی می توان گفت ” کارآفرینی با وقوع جرم رابطه معکوس دارد”. کارآفرینان با استفاده از خلاقیت و ایجاد فرصت های جدید باعث توسعه رشد اقتصادی و در نهایت ایجاد اشتغال در جامعه می گردند که خروجی این موضوع یقیناً پیشگیری از جرم خواهد بود بدون آنکه نیاز به ابزارهای کیفری و دیگر روش های قهری باشد.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید