ارتباط با ما
تبلیغات


یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ | ۱۰:۴۷ ق.ظ
بررسی کنوانسیون حقوق کودکان:
خشونت جسمی علیه کودکان
منصوره حسینی
بررسی کودک آزاری و علل و زمینه های بروز آن در قالب یک مشکل و آسیب اجتماعی می تواند در شناخت مشکل و علل و بروز آن و ارایه راهکارهای لازم برای پیشگیری و مقابله با آن بسیار موثر و راهگشا باشد.اندیشمندان قرن حاضر را «عصر کودکان» نامیده اند و امروزه کودکان در جایی که باید امن ترین مکان برای آنان باشد، بیش از هر جای دیگر در معرض خطر هستند.

گروه اجتماعی کافه حقوق: بررسی کودک آزاری و علل و زمینه های بروز آن در قالب یک مشکل و آسیب اجتماعی می تواند در شناخت مشکل و علل و بروز آن و ارایه راهکارهای لازم برای پیشگیری و مقابله با آن بسیار موثر و راهگشا باشد. اندیشمندان قرن حاضر را «عصر کودکان» نامیده اند و امروزه کودکان در جایی که باید امن ترین مکان برای آنان باشد، بیش از هر جای دیگر در معرض خطر هستند.

فرار از خانه یکی از بازتاب های خشونت خانگی علیه کودکان می باشد که به دلیل تٱثیرات اجتماعی آن قابل تٱمل است. اعمال خشونت های روحی،جسمی و جنسی از سوی اعضای خانواده عامل بسیار مهمی در فرار کودکان و نوجوانان می باشد. به دلیل ترس از آزاردهندگان و آبروی خویش،کودکان جرٱت اظهار مشکلاتشان را ندارند و لذا از خانه فرار می کنند.آنان هرگاه از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند،تمایلی به این کار ندارند،زیرا از محیط ناامن خانه ناراضی اند و می هراسند.

در کنوانسیون حقوق کودکان ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ موارد خشونت علیه کودکان در موارد زیر مورد بررسی قرار گرفته:
ماده ۱۶ (حفظ محدوده خصوصی) :
۱-محدوده شخصی و خصوصی هیچ کودکی قابل تعرض نیست. این محدوده که شامل همه جوانب مربوط به امور خانوادگی، مسکونی، حیثیتی و مکاتبات شخصی است، نباید بطور عمد یا غیرقانونی آسیب ببیند.
۲-برخورداری از حمایت قانونی در مقابل چنین آسیب هایی، حق کودک است.

ماده ۳۴ (حمایت در برابر سوء استفاده جنسی)
حکومت های عضو پیمان، خود را موظف می دانند که کودک را در مقابل هرگونه سوء استفاده جنسی حمایت کنند. حکومت ها برای این منظور دست به اقداماتی در سطح داخل و خارج از کشور می زنند تا:
الف) کودکان به روابط جنسی غیر قانونی و یا اجباری کشانده نشوند.
ب) کودکان در زمینه فاحشه گری مورد استفاده قرار نگیرند.
ج) از کودکان در پورنوگرافی استفاده نشود.

ماده ۱۹ (حمایت کودکان در برابر سوء استفاده)
۱) حکومتها با تکیه بر تمام امکانات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی، کودک را در مقابل هر شکل از رفتار سهل انگارانه با آنها، سوء استفاده جنسی و تجاوز جسمی یا روانی، حمایت میکنند.
۲) اقدامات حمایتی حکومتها همراه اجرای روشها و برنامه های اجتماعی است که برای کشف و پیشگیری این جرایم نسبت به کودک موثر باشند. همچنین درمان آسیب وارده برکودک و کمک به والدین و یا سرپرست در رابطه با سوء استفاده های ذکر شده در بند ۱ این ماده بر عهده ی حکومتها است.

خشونت علیه کودکان طیف وسیعی از رفتارهای آسیب رسان می باشد اما تمامی این رفتارها حول چهار محور:
۱- آزارهای جسمی
۲-جنسی
۳-غفلت
۴- آزارهای عاطفی – روانی می گردد.

بعد از خشونت های فیزیکی اعمال خشونت، بیشتر متوجه اعمال خشونت های روانی نسبت به کودکان در خانواده میباشد،مورد بعدی بر پیچیده ترین بحث خشونت در خانواده، یعنی تجاوز و سوء استفاده های جنسی از کودکان میباشد که در بیشتر موارد بخاطر غفلت یا اهمال سرپرست طفل پیش می آید که به بررسی هریک بطور خلاصه خواهم پرداخت.

خشونت جسمی آشکارترین شکل خشونتی که ممکن است علیه کودکان واقع شود، هرگونه اقدام فیزیکی که جسم کودک را با هدف آسیب رساندن یا کنترل وی مورد آزار قرار دهد میباشد. انواع مختلف کودک آزاری جسمی شامل شلاق زدن، بستن کودک با طناب یا با اشیاء، کوبیدن به دیوار، سوزاندن با آب جوش یا مایعات داغ و یا استفاده از آتش سیگار (حدود ده درصد از کودک آزاری ها ناشی از سوختگی است شامل کودکان بدسرپرست میباشد) و تکان دادن شدید است.

 تعریف های کودک آزاری جسمی تحت تأثیر قوانین و مقررات و ارزش های فرهنگی هر جامعه خصوصاً در زمینه تربیت اطفال و تنبیه و مجازات آنان قرار دارد.ضرب و جرح جزء خشونت است اما در مورد این که آیا تنبیه های بدنی مانند پشت دست زدن، پس گردنی یا به پشت بچه زدن جزئی از خشونت جسمی می شود یا خیر اختلاف نظر وجود دارد. و همین امر باعث گردیده است که در مورد آزار جسمی تعریف واحدی وجود نداشته باشد.

در بسیاری از کشورها، قوانین جنایی یا مدنی (خانواده) یا هر دوی آنها، حق والدین و سایر سرپرستان را برای استفاده از شکل های خشونت آمیز تنبیه به گونه ای خاص تأیید می کنند، این قوانین اغلب تصریح دارند که چنین تنبیهی باید «معقول» و (متعادل) باشد و بدین ترتیب تصمیم در خصوص تعیین میزان (معقول)خشونت را بر عهده بزرگسالان، فعالان حمایت از کودک و سرانجام دادگاه ها می گذارد. کمیته حقوق کودک این گونه قوانین را برای انتقاد ویژه از آنها مدنظر قرار داده است.

تعریف سوء استفاده جنسی از کودکان در بسیاری از جوامع شامل هر گونه فعالیت جنسی با شخصی است که راضی به این کار نباشد و یا رضایت او قانوناً معتبر نباشد. در مواردی که یکی از طرفین به سن اعتبار رضایت نرسیده باشد، حتی اگر راضی یا خود باعث برقراری رابطه جنسی باشد می توان طرف دیگر را به سوء استفاده جنسی محکوم کرد.
نکته قابل توجه این است که؛ اطفال به دو طریق ممکن است از نظر مسائل جنسی، بزدیده واقع شوند؛ طریقه اول زمانی است که کودک در طول مدت زمان معینی، از جانب یک فرد خاص مورد آزار جنسی قرار می گیرد که آن را اصطلاحاً آزار جنسی گویند. در آزار جنسی، شخص آزاردهنده، یک فرد ثابت است و این عمل در طول مدت زمان تکرار می گردد.طریقه دوم زمانی است که از کودک به جهت مقاصد شوم اقتصادی، تجاری، جنسی در فعالیت هایی که از آنها تحت عنوان سوء استفاده جنسی یاد می شود از جمله هرزه گری، روسپیگری و توریسم جنسی سوء استفاده می شود.
از مصادیق غفلت نسبت به کودکان می توان به موارد ذیل اشاره نمود بی توجهی و غفلت جسمانی:مانند ترک و به حال خود رها کردن طفل و یا عدم رسیدگی به وضعیت تغذیه کودک است. این عدم توجه ممکن است به نتایجی چون پرتاب شدن طفل از بلندی، دسترسی طفل به اشیاء خطرناک مثل چرخ گوشت روشن، خروج وی از خانه و… شود.
غفلت و اهمال از جهت پزشکی: این نوع از غفلت، زمانی است که اهمال والدین در مواقع بیماری کودک و تأخیر در مراجعه به پزشک منجر به تأخیر در مداوا و حاد شدن بیماری و در مواقعی از دست رفتن کودک می شود.
غفلت هیجانی:مانند محبت نکردن کافی به کودک، بدرفتاری شدید یا مزمن با همسر خود در حضور کودک و یا برخورد نامناسب با دیگر اعضای خانواده که همگی ممکن است کودک را در معرض خطرات شدید عاطفی قرار دهد.

غفلت از جهت تعلیم و تربیت:این نوع از غفلت عبارت است؛ عدم توجه و رسیدگی به وضعیت تحصیلی کودک، بی اطلاعی و یا بی توجهی به ترک تحصیل یا فرار از مدرسه که معمولاً در خانواده هایی که از نظر تحصیلات و پایگاه اجتماعی در رتبه پایین ترین قرار دارند رخ می دهد. همچنین پایین بودن سطح درآمد خانواده، زیاد بودن تعداد بچه ها و ناآگاهی والدین نیز می تواند از علل این نوع غفلت باشد.
طرد کودکان شکل افراطی غفلت است. برخی اوقات تصمیم به طرد کودک برخاسته از نبود ساز و کارهای حمایتی یا در اثر فشار فرهنگی سنتی است. در برخی کشورها کودکان به دلیل عدم توانایی والدین در فراهم نمودن معیشت زندگی، یا باور آنان مبنی بر این که فرستادن کودک به خانواده ها یا مؤسسه هایی که دارای منابع بیشتری هستند تنها راه اطمینان از داشتن یک آینده بهتر برای کودکانشان است، طرد می شوند. در بسیاری از گزارش های کودک آزاری، غفلت، بیشترین رقم را نشان می دهد.

تعریف کنفرانس بین المللی سوء رفتار روانی کودکان و جوانان در سال ۱۹۸۳، از بدرفتاری روانی، عبارت است از: 《هرگونه رفتار با کودک که طبق استانداردهای اجتماعی و نظر متخصصان، از نظر روان شناختی آسیب زا باشد. یعنی هرگونه رفتاری که بر عملکرد رفتاری – شناختی و عاطفی و جسمی کودک تأثیر سوء داشته باشد. بد رفتاری روانی با کودک خوانده میشود》میتوان گفت به لحاظ این که سایر انواع خشونت (جسمی، جنسی و غفلت) با نوعی بدرفتاری روانی همراه است لذا خشونت روانی علیه کودک نه تنها می تواند به شکلی مستقل رخ دهد بلکه می تواند به عنوان نتیجه قهری و تبعی هریک از خشونت های جسمی، جنسی و یا غفلت باشد.
نتیجه گیری
احتمال اینکه کودکان توسط اعضای خانواده خود مورد انواع آزارها قرار گیرند بسیار بیشتر است و از سوی دیگر در حال حاضر بخشی از منابع مادی و معنوی کشورهایی که به توسعه اقتصادی و اجتماعی مطلوب تری دست یافته اند، صرف توجه به مسایل کودکان و حمایت روانی و جسمی آنان شده است.

حال پرسش مطرح میشود اینست که در کشور ما دولت چه تمهیداتی برای جلوگیری از خشونت علیه کودکان داشته است؟ کودکان کار که قشر آسیب پذیرتر و غیرقابل انکار جامعه هستند تحت چه حمایتهایی جهت جلوگیری و کاهش خشونت هایی که در معرض آنها هستند قرار گرفته اند؟دولت و مسئولین چه حمایتهایی برای این قشر بی دفاع دارند و انجام داده اند؟!
تنبیه های بدنی بی ضرر که به بچه آسیب بدنی چندانی وارد نمی کند، به تدریج هم تبدیل به رفتارهای خشونت آمیز شدید می شود و هم خشن تر می شود! یکی از مصادیق بارز خشونت جسمی علیه کودک در خانواده، قتل های ناموسی است که کودک دختر به دست پدر یا برادر و به بهانه حفظ آبرو و شرف به قتل می رسد. در حالی که اکثر چنین قتل هایی در آسیا و خاورمیانه صورت می گیرد، نمونه هایی از وقوع آن در اروپا نیز گزارش شده است.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید