ارتباط با ما
تبلیغات


یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ | ۱۰:۲۳ ق.ظ
پیشگیری از جرم
خشونت فرهنگی زاده ی ناکامیهای اجتماعی
شيرين ولي پوري
خشونت،عبارتست ازاقدام علیه جسم وجان،شرف،مال و حقوق افراد،بطوریکه ایجادترس نماید.خشونت پدیده ی هولناکی است که موجب سلب امنیت وآسایش زندگی بشر می گردد.بسیاری ازخشونت ها زاده ی بی توجهی به سازوکارهای ترویج عدالت وبرنامه ریزیهای دقیق درجامعه برای تابعان آن جامعه است که این بی توجهی،خشم افراد را فراهم می نماید .

 

گروه اجتماعی کافه حقوق: شکی نیست که توانمندیهای آدمی جهت نیل به اهدافش محدوداست وانسانها به فراخور توانمندیهای فیزیکی-روحی ،قادر به انجام یک سری فعالیتها درعرصه های مختلف هستند.همچنین شرایط و امکانات محیطی نیز دراعمال این توانمندیها و به منصه ی ظهور رساندن آنها بسیارتأثیرگذاراست.وجود ناکامیها و شکستها ویاموانع متعدد برسرراه شکوفایی استعدادها یاظهور وبروز توانمندیها همه موجب فراهم شدن خشم می شوند که این خشم به شکل خشونت وپرخاشگری که ظهور ونمادبیرونی خشم است دیده می شود.

خشونت،عبارتست ازاقدام علیه جسم وجان،شرف،مال و حقوق افراد،بطوریکه ایجادترس نماید.خشونت پدیده ی هولناکی است که موجب سلب امنیت وآسایش زندگی بشر می گردد.بسیاری ازخشونت ها زاده ی بی توجهی به سازوکارهای ترویج عدالت وبرنامه ریزیهای دقیق درجامعه برای تابعان آن جامعه است که این بی توجهی،خشم افراد را فراهم می نماید درحالیکه اگر درجوامع،منطبق باسیاستهای جنایی مبتنی برحقوق بشری یا ادیان الهی ماننداسلام عمل شود و آسیب شناسی های فرهنگی ،اجتماعی،اقتصادی،اعتقادی و…در دستور کار سیاستگزاران قرار گیرد،بسیاری ازخشونتها که زاده ی ناکامیها وخشم های درونی است ازبین خواهدرفت ودرواقع یکی از دلایل و زمینه های بروز انحرافات اجتماعی یعنی خشونت و پرخاشگری،حذف خواهدشد.

خشونت،نمادخارجی خشم است وخشم یک قضاوت درونی است نسبت به آنچه رخ داده و فرد خودرا به واسطه ی ناکامیهایی که گریبانش را گرفته ،مظلوم می بیند وهمین موجب خشم او می،شود.همانگونه که ذکرشداین ناکامیها می تواند به واسطه ی مسائل مختلفی باشد.ازمعضلات اقتصادی گرفته تا نابسامانیهای اجتماعی و تعارضات اعتقادی و سیاسی و…

هرکدام ازاین موارد اگر مطابق میل و خواسته ی فرد انجام نشوند یاخواسته های افراد دراین زمینه ها تحقق نیابند واو خودرا ناکام دردست یابی به خواسته هایش بیابد می تواند موجبات خشم ونارضایتی فرد را فراهم نماید.به عنوان مثال: جوانی که نمی داند جایگاهش دراجتماع چگونه و کجاست وباوجود تمام تلاشهایش به امیال وخواسته های معقول خود درسطح حداقلی هم دست نمی یابد،برمیزان خشمش به عنوان یک واکنش طبیعی،افزوده می شود.

باتوجه به اینکه آستانه ی تحمل افراد متفاوت است و به نظر می رسد درسنین جوانی این آستانه،در کف معیار،قرار دارد،لذا باکوچکترین تلنگری می تواند به شکل خشونت ،خشم را تخلیه نماید ودر موقع پرخاشگری و ابراز خشونت نمی تواند به این توجه نماید که مثلأ فارغ التحصیل کدام دانشگاه است یاباچه معدلی ودر چه رشته ای تحصیل نموده است!

معمولأ اینگونه خشونتها به شکل واکنش های شدید کلامی ازاین فرد دیده می شودو برچسبی که اجتماع براو می زند “فقد فرهنگ و تربیت ونزاکت” است درحالیکه ریشه ی این فقدان درجایی دیگر وخارج از اراده ی اوست که درفوق به آن پرداختیم.والبته این نوع علل و ریشه ها و آسیب شناسی ها را می توان به ناکامیهای اقتصادی،اعتقادی وحتی سیاسی تعمیم داد.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید