ارتباط با ما
تبلیغات


جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶ | ۰۸:۰۰ ق.ظ
محکومیت به کار در غسالخانه تهران
درباره اعتراض کارکنان غسالخانه تهران به حکم مجازات یک زن
دکتر هما داودی
یکی از شعبات دادگاه کیفری تهران زنی را به اتهام داشتن روابط نامشروع به دو سال کار در غسالخانه بهشت زهرا محکوم کرده است و کارکنان غسالخانه به این حکم معترض بوده و آن را تحقیر آمیز و موجب « شکستن اعتبار و حرمت شغلی » خود دانسته اند و ظاهرا” شورای اسلامی کار کارگران غسالخانه نیز به این حکم اعتراض کرده است. در ادامه پیرامون ابعاد این حکم خواهیم نوشت.

گروه اجتماعی کافه حقوق: در اخبار شنیدیم که یکی از شعبات دادگاه کیفری تهران زنی را به اتهام داشتن روابط نامشروع به دو سال کار در غسالخانه بهشت زهرا محکوم کرده است و کارکنان غسالخانه به این حکم معترض بوده و آن را تحقیر آمیز و موجب « شکستن اعتبار و حرمت شغلی » خود دانسته اند و ظاهرا” شورای اسلامی کار کارگران غسالخانه نیز به این حکم اعتراض کرده است .

داستان « تعلیق مراقبتی » از آنجا شروع شد که جان آگوستوس ، کفاشی از اهالی بوستون از دادگاه ایالتی خواست که عده ای از محکومین را در اختیار او قرار دهد تا با آموزش حرفه کفاشی آنان را به مسیر زندگی هنجارمند اجتماعی بازگرداند . وی از سال ۱۸۴۱ تا ۱۸۵۹ توانست ۷۹۴ بزهکار را به این شیوه تحت تعلیق مراقبتی قرار داده و حمایت کند .

ضمن تقدیر از زحمات کارکنان و پرسنل خدوم و زحمتکش بهشت زهرا و واحد غسالخانه آن ، برداشت و تلقی اهانت و شکستن حرمت شغلی از حکم دادگاه جای تعجب است . چرا که :

اولا” – دادگاه به موجب قانون می تواند حکم به انجام کارهای عام المنفعه صادر نماید . کار عام المنفعه در تمام موسسات یا سازمانهایی که وظیفه ارائه خدمات به شهروندان را دارند مانند شهرداری که سازمان بهشت زهرا نیز زیرمجموعه آن است ، قابل انجام است . دادگاه می تواند محکوم علیه را موظف به انجام کار در بسیاری از قسمت های شهرداری مانند فضای سبز ، نظافت شهری یا …. بنماید و این برداشت که چنین احکامی ممکن است موجب وهن صاحبان اصلی این مشاغل باشد ، مبنایی ندارد .

ثانیا” – کار عام المنفعه و مجازات های جایگزین حبس در مورد کسانی تعیین می شود که با توجه به شخصیت آنان ، امید اصلاح و بازپروری و بازسازگاری اجتماعی آنان وجود دارد . لذا خوب است عزیزانی که با این قبیل محکومان برخورد می نمایند تلاش نمایند که در بازپروری آنان همکاری کرده و موجبات هدایت و اصلاح و بازگشت آنان به سلامت رفتاری را فراهم آورند نه اینکه موضع تقابل اتخاذ نموده و ورود آنان به مجموعه خودشان را موجب وهن تلقی نمایند و اتفاقا” این فرصت ها را « نعمت » از سوی خدا بدانند که خداوند آنان را وسیله خیر و اصلاح کسی قرار داده باشد .

ثالثا” – شاید منشأ این برداشت این بوده است که تصور شده دادگاه با محکوم کردن متهم به شستن اموات ، قصد آزار و ایجاد وحشت در دل و جان او را داشته و به قصد آزار او چنین مجازاتی درنظر گرفته است . در حالی که چنین نبوده و چرا نباید تصور کنیم که هدف دادگاه تقویت جنبه های اخلاقی در متهم بوده تا بیش از پیش به سرانجام زندگی دنیایی اندیشه کند و بیدار شود .

عزیزان زحمتکش غسالخانه تهران بدانند که شغل آنان شریف است و زمانی این شرافت بیشتر خواهد بود که بتوانند از فرصت پیش آمده برای اصلاح چنین افرادی استفاده برده و هنجارهای اخلاقی را در آنان زنده نمایند . شستن اموات کار محترمی است امّا کمک به تهذیب و تنزیه روحی انسانهای زنده ، کاری بس بزرگتر است که به فرموده قرآن ؛ من احیاها فکانما احیا النّاس جمیعا” ….

 


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید