ارتباط با ما
تبلیغات


سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۶ | ۰۷:۵۵ ق.ظ
عضو پژوهشکده سیاستگذاری علم و فناوری دانشگاه شریف پیرامون قرارداد نفتی اخیر نوشت:
چرایی قراردادهای نفتی جدید با توتال و چین در این عبارت نهفته است؛ «انتقال فناوری»
طاهر حبیب زاده
به نظر راقم این سطور یک نکته مهم در زیربنای چنین قراردادهایی که به IPC معروف شده است وجود دارد. آن نکته زیربنایی بحث «انتقال فناوری» است. چرا که اگر کشور ما فناوری لازم در صنعت نفت را داشت بعید بود که زیربار چنین قراردادهایی برود. در این قرارداد هم عنوان شده است که طرف مقابل، یعنی توتال، فناوری خود را خواهد آورد اما اینکه واقعا در عمل انتقال فناوری هم به طرف ایران خواهد داد یا خیر، فعلا نکته ای است که برای همه تاریک است.

گروه اقتصادی کافه حقوق: در روزهای اخیر نقدهایی از جنس های متفاوت بر قراردادهای نفتی جدید با توتال ارایه شده است. برخی از پنهان کاری و عدم شفاف سازی دولت می گویند و برخی از خدشه به قانون اساسی و ایجاد تسلطکی برای خارجیان بر بخشکی از منابع نفتی ایران و برخی دیگر از سهم ناچیز ایران در ایران قرارداد و برخی از پذیرش ریسک های نامعلومی که در قرارداد آمده است مانند برگشت دوباره تحریم ها و تاثیر آن بر سرنوشت قرارداد. و برخی دیگر برخی نقدهای دیگر را می گویند. شاید همه این نقدها وارد باشد. جزئیات قرارداد در اختیار نیست تا اهالی این حوزه از مدیر و سیاست گذار تا حقوقی و اقتصادی بتوانند از نگاه خود نقد دقیق کنند.


به نظر راقم این سطور یک نکته مهم در زیربنای چنین قراردادهایی که به IPC معروف شده است وجود دارد. اگر خاطر خوانندگان عزیز باشد دولت ۱۱ با عبارت «جذابیت در قراردادهای نفتی» به میدان آمد و از مدل جدید قراردادهای نفتی رونمایی کرد که به IPC ~  Iranian Petrolium Contract (قرارداد نفتی ایران) معروف شد و از همان زمان نیز نقدهایی وارد شد ولی ظاهرا چندان پاسخ داده نشد.آن نکته زیربنایی بحث «انتقال فناوری» است. می دانید که مهمترین موضوع در هر صنعتی از جمله صنعت نفت بحث فناوری است. اگر کشور ما فناوری لازم در صنعت نفت را داشت بعید بود که زیربار چنین قراردادهایی برود. در این قرارداد هم عنوان شده است که طرف مقابل، یعنی توتال، فناوری خود را خواهد آورد اما اینکه واقعا در عمل انتقال فناوری هم به طرف ایران خواهد داد یا خیر، فعلا نکته ای است که برای همه تاریک است. این از ارزش فناوری و نتایج حاصل از نبود آن در داخل.

اما چرا در حدود بیش از ۱۰۰ سال که در ایران صنعت نفت راه اندازی شده است ایران نتوانسته است به فناوری نفتی دست یابد؟ مشکل از کجا بوده است؟ مگر زمان ۱۰۰ سال زمان کمی است آن هم در این صنعت پر پول و پر امکانات؛ ایران می توانست روی هر پروژه ای برای دستیابی به فناوری نفتی سرمایه گذاری کند حتی از خارجیان استخدام کند تا با هزینه ایران در ایران بر روی این فناوری ها کار کنند. حالا نگوییم در ۱۰۰ سال، بگوییم در ۳۰ سال اخیر، که باز زمان کمی نیست.

مگر فناوری موشک آن هم از نوع نقطه زن فناوری ساده ای است؟ پس چرا ایران توانست به آن دست یابد؟ – البته هنوز هم باید پیشرفت کرد – و امروز به یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در مقابل تهدیدات خارجی تبدیل شده است. همان کسانی که در ایران توانستند به هر روشی، ولو فرض کنیم با مهندسی معکوس که از ساده ترین راه های دریافت فناوری است، به فناوری برسند نمی توانند حداقل به بخشی از فناوری لازم در صنعت نفت برسند، نه همه آن؟ پاسخ دقیق این سوال را باید اهالی صنعت نفت بگویند، ولی به نظر ما «نه» گفتن به این سوال با این همه ظرفیت در کشور خیلی خیلی جرات و جسارت می خواهد. ما هم تاحدودی می دانیم که کسب فناوری در یک حوزه کار ساده ای نیست اما دیکته نانوشته که غلط املایی ندارد، بالاخره باید از جایی شروع کرد. پس کی؟

حال چرا ایران روی کسب خودکفاگونه فناوری نفتی سرمایه گذاری لازم را نکرده و نمی کند و این موجب می شود حتی به گدایی فناوری در مقابل خارجیان و شاید به قیمت های گزاف اقدام کند و موجی از نارضایتی را علیه خود در جامعه راه بیاندازد، یک موضوع دیگری است. بعید است که اهالی رده بالای درگیر در این مباحث این نکته را ندانند، اما اینکه اقدام و عمل نمی کنند شائبه های قابل تاملی را در ذهن ایجاد می کند. آیا ما اعتمادی به توانمندی داخلی مان نداریم؟! یا به خارج معتقدیم و معتمد؟!

فارغ از هرگونه نگاه های جناحی و سیاسی که متاسفانه خیلی مواقع دامنگیر نظردهی ها می شود، حداقل کاری که مسئولین باید انجام دهند این است که ابعاد قضیه را صادقانه و روشنگرانه تبیین کنند و به نقدها پاسخ دهند. نباید این بدعت در کشور ایجاد شود که هر نهادی هر قراردادی را که امضا کرد یک مهر محرمانه بر آن بزند و به نقدهای اهالی حوزه بی تفاوت باشد.

ایران و منابع آن متعلق به آحاد ملت است. مسئولین نماینده کشور اند. از نگاه حقوقی، نماینده نباید بر خلاف منافع موکل خود عمل کند. لازم است نماینده عملکرد خود را برای موکل خود تبیین کند و توضیح دهد تا اعتماد موکل خود را مستمرا مستقر کند.


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید