ارتباط با ما
تبلیغات


یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ | ۰۹:۰۴ ق.ظ
در مذمت تهمت و افترا
عباسعلی کدخدایی
گاهی اوقات برخی خود را ملاک حق و باطل قرار می دهند و فراتر از آن به خود اجازه داده تا هر تهمتی را وارد کنند بدون آنکه به عاقبت آن بیندیشند. البته هر کسی برابر مسئولیتی که عهده دار است باید پاسخ گو باشد اما مهمتر آنکه بدانیم به جای داشتن رگهای قوی در عرصه مباحثه باید از براهین استمداد طلبیم چرا که آنجا میدان جنگ نیست.

در مذمت تهمت و افترا

وَمَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ #بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا ﴿۱۱۲نساء﴾
و هر کس خطا یا گناهى مرتکب شود سپس آن را به بى‏ گناهى نسبت دهد قطعا بهتان و گناه آشکارى بر دوش کشیده است.

گاهی اوقات برخی خود را ملاک حق و باطل قرار می دهند و فراتر از آن به خود اجازه داده تا هر تهمتی را وارد کنند بدون آنکه به عاقبت آن بیندیشند. البته هر کسی برابر مسئولیتی که عهده دار است باید پاسخ گو باشد اما مهمتر آنکه بدانیم به جای داشتن رگهای قوی در عرصه مباحثه باید از براهین استمداد طلبیم چرا که آنجا میدان جنگ نیست. اگر یکی سلاح می طلبد، اینجا برهان قاطع نیاز است. چشم ها نباید از حب کسی بسته آید که عقل را نیاز به حکومت است و آنکه حق است چه باک از خفاشکان که گفته اند:

گر دو سه ابله ترا منکر شدند
تلخ کی گردی چو هستی کان قند
گر دو سه ابله ترا تهمت نهد
حق برای تو گواهی می‌دهد
گفت از اقرار عالم فارغم
آنک حق باشد گواه او را چه غم
گر خفاشی را ز خورشیدی خوریست
آن دلیل آمد که آن خورشید نیست
نفرت خفاشکان باشد دلیل
که منم خورشید تابان جلیل

حضرت امام صادق (ع) می فرماید: «#الْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِیِّ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِیَاتِ» [الخصال ج ۲ص ۵] بهتان و تهمت زدن به انسان بی‌‌گناه سنگین‌‌تر از کوه‌‌های استوار است.

باید دانست که جای حق با تهمت و توهین و افترا عوض نخواهد شد و رو سیاهی عاقبتی است که در انتظار متهِم و مفتری خواهد بود.
تهمت زدن به مثابه آتشی است که برای ابراهیم (ع) فراهم شد اما ترس آن برای نمرودیان باقی ماند. آنکه حق گوید چون بحر قلزم خواهد بود که از مردار بیم به خود راه ندهد. راه را آن باید که مستقیم باشد و راهوار نیز بر همان سبیل حرکت کند. اما نمی توان راست نشست و کج گفته آید. چه بسا کج نشستن و راست گفتن به از راست نشستن و کج گفتن باشد.
آن یکی یک شیخ را #تهمت نهاد
کو بدست و نیست بر راه رشاد
شارب خمرست و سالوس و خبیث
مر مریدان را کجا باشد مغیث
آن یکی گفتش ادب را هوش دار
خرد نبود این چنین ظن بر کبار
دور ازو و دور از آن اوصاف او
که ز سیلی تیره گردد صاف او
این چنین #بهتان منه بر اهل حق
کین خیال تست برگردان ورق
این نباشد ور بود ای مرغ خاک
بحر قلزم را ز مرداری چه باک
آتش ابراهیم را نبود زیان
هر که نمرودیست گو می‌ترس از آن

در آخر باید از خواجه شیراز سرنوشت نهایی را درس گرفت که می فرماید:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهِشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

هم چنین باید کلام حق تعالی را آویزه گوش نماییم که فرموده:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ﴿ مائده ۸﴾
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است.

 

منبع : کانال شخصی دکتر عباسعلی کدخدایی


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید