ارتباط با ما
تبلیغات


یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶ | ۱۱:۲۰ ق.ظ
صندوق های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی
بررسی ریشه های شکل گیری بحرانی به نام صندوق های بازنشستگی
حمایت های اجتماعی از شهروندان در مقابل هزینه های مختلف زندگی و تامین شرایط مناسب زندگی در دوران پیری و از کارافتادگی از مهم ترین مسائلی است که در جوامع امروزی مطرح می گردد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز برخورداری از تأمین اجتماعی را حقی همگانی اعلام نموده است. اما همواره اجرای این سیاست های حمایتی با مشکلاتی روبه رو است. وضعیت بحرانی صندوق های بازنشستگی یکی از این مشکلات است. در ادامه به بررسی ریشه های این مشکل می پردازیم.

گروه اجتماعی کافه حقوق: حمایت های اجتماعی از شهروندان در مقابل هزینه های مختلف زندگی و تامین شرایط مناسب زندگی در دوران پیری و از کارافتادگی از مهم ترین مسائلی است که در جوامع امروزی مطرح می گردد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در اصل ۲۹ برخورداری از تأمین اجتماعی را حقی همگانی اعلام نموده است. اما همواره اجرای این سیاست های حمایتی با مشکلاتی روبه رو است. وضعیت بحرانی صندوق های بازنشستگی یکی از این مشکلات است. مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به بررسی بحران صندوق های بازنشستگی پرداخته است که در ادامه به قسمت های از آن اشاره می شود:

 در شرایط کنونی کشور با توجه به نشستهای متعدد کارشناسی و سخنرانیهای مختلفی که از سوی سیاستگذاران و فعالان حوزه بازنشستگی صورت می گیرد، موضوع بازنشستگی در ایران، به عنوان یک چالش بزرگ مطرح شده است که البته این چالش بیش از آنکه ناظر به کاستی‌های نظام تأمین اجتماعی در حمایت از بازنشستگان باشد، ناظر به حفظ وضع موجود صندوقها و پایدار کردن آنهاست. چکیده دیدگاه ها در این حوزه، ناظر بر عدم توانایی صندوقها برای ایفای تعهداتشان در قبال جامعه تحت پوشششان است؛ به علاوه اینکه دولت هم دیگر توان پوشش کاستی های فزاینده این صندوقها در آینده را نداشته و نمی تواند سهم بیشتری از بودجه جاری کشور را برای کمک به صندوقهای بازنشستگی اختصاص دهد.

در این میان مهمترین موضوعی که از دیدگاه اجرایی قانون اساسی به عنوان میثاق بین دولت و ملت مغفول مانده است، گسترش پوشش خدمات به جمعیت فاقد پوشش و همچنین افزایش کفایت مزایای ارائه شده است. این دو موضوع هیچکدام در مباحث مربوط به صندوقهای بازنشستگی مورد توجه قرار نمی گیرد. طرحها و لوایح اخیری که درخصوص صندوقهای بازنشستگی از سوی نمایندگان مجلس یا دولت ارائه می شود، بیش از آنکه بر این دو مورد تأکید داشته باشند، پایدارسازی وضعیت فعلی صندوقها را مدنظر قرار داده اند، اما راهکارهای ارائه شده صرفاً در چارچوب مدیریت صندوقها دیده شده و راهکاری برای اصلاح عواملی که زمینه ساز بروز این وضعیت در صندوق ها است ارائه نشده است.

طی دو دهه گذشته، قوانینی مصوب شده است که بیش از آنکه بر گسترش بیمه های اجتماعی به جمعیت بدون پوشش متمرکز باشد، بر گسترش بازنشستگی در بین جمعیت تحت پوشش تمرکز داشته اند. آثار هزینه ای این گسترش بازنشستگی در بین مشمولین طرحهای بیمه ای در کنار نبود سیاست و قوانین مشخص در حوزه سرمایه گذاریها و همچنین عدم تناسب مزایای ارائه شده با منابع دریافت شده، باعث شده که امروز صندوق ها در شرایط ناپایدار قرار گیرند. بنابراین برای اصلاح پایداری صندوقها اگرچه اصلاح نحوه مدیریت منابع و نظارت بر این مدیریت اهمیتی حیاتی دارد، اما به تنهایی نمیتواند وظیفه پایدار کردن صندوقها را برعهده داشته باشد؛ ضمن اینکه همچنان چالش اصلی حاکمیت، درخصوص گسترش بیمه های اجتماعی به جمعیت بدون پوشش و همچنین افزایش کفایت مزایا و اصلاح نحوه توزیع خدمات بین خدمت گیرندگان برجای خود باقی میماند.

در نگاه اول مهمترین چالش مرتبط با حمایت از افراد سالمند در مقابل مخاطرات اقتصادی، وجود منابع در دسترس و معتبر است، اما در واقع این منابع در نتیجه سازوکارهایی باید به وجود آید که امروز به طور جدی دچار اختلال است. در ایران امروزدرصد کمی از جمعیت در سن اشتغال، فعال اقتصادی محسوب میشود. به عبارتی از هر ۱۰ ایرانی در سن اشتغال کمتر از ۴ نفر (۳/۷نفر ) تمایل به کارکردن دارند. در حالی که این رقم در کشوری مانند کانادا ۶/۶ و برای اسلواکی ۸/۷ نفر است. تمایل کم برای ورود به بازار کار و فعالیت اقتصادی یکی از چالشهای جدی پیش روی رشد اقتصاد ایران و به تبع آن رشد منابع در دسترس برای ارتقای کفایت مزایای ایام بازنشستگی است و بیش از آنکه نیازمند مداخلات در حوزه بیمههای اجتماعی باشد، نیازمند مداخلات فرابخشی است.

موضوع دیگر، تمایل بسیار زیاد شاغلین ایرانی برای خروج از اشتغال و ورود به بازنشستگی است. تقاضاهای مکرر جوامع کارگری و صنوف مختلف برای ایجاد تسهیلات جهت بازنشستگی زودهنگام گواهی بر این موضوع است. امروز سن متوسط بازنشستگی در حدود ۲۱ سال است. این سن، ۱۴ سال از سن معیار برای سالمندی کمتر است و تنها ۳۳ سال از میانگین سن ورود به بازار کار )حدود ۳۱ سال( بیشتر است؛ همچنین ۳۱ سال از متوسط امید به زندگی مردان کمتر است. به عبارتی هر ایرانی مایل به اشتغال، به طور متوسط در طول زندگی خود ۳۳ سال کار می کند و حدود ۳۱ سال خود و بازماندگانش مستمری دریافت می کنند. بنابراین آنچه که پیش از همه مسئله ساز است، کم کاری ایرانی ها در فضای اشتغال و کسب وکار است. زیرا رشد اقتصادی در سایه کار کردن می تواند افزایش یابد و از این رهگذر درآمد دولت نیز افزایش یافته و میتواند مزایای بیشتری را به مرحله اجرا گذارد.

به عنوان جمع بندی میتوان گفت که ریشه مسائل و مشکلات در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی به طور عمومی و بازنشستگی به طور اخص در فرهنگ کار و اشتغال و اصلاحات کل نظام اقتصادی ریشه دارد و نمیتوان آنها را به طور مجرد از این زمینه ها اصلاح کرد.

 


آخرین مطالب
مشترک خبرنامه شوید